سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط عبداللطیف پدرام
اخبار
نمایش از 13 آذر 1392
پرینت

«پیام به هموطنانم!
لطیف پدرام
شگفتا که ازما (فرهنگ فارسی، دری، تاجیکی) نان آگاهی گرفتید ودشنام مان دادید. درنگی بر بی‌طاقتی‌های «طاقت» می‌توانید بیتاب و بی‌طاقت شوید اما، زمانه چنین است، دگرسلطه عبدالرحمن خانی برنمیگردد آن قدح بشکست آن ساقی نماند. آحاد مختلف مردم بر حقوق ملی وشهروندی خویش آگاه‌اند، اراجیف شما، مرابیاد «دن کیشوت سروانس» می‌اندازد که خیال می‌کردباشمشیرهای چوبین فیودالیته می‌تواند باماشین‌های غول آسای بورژوازی نبردکند.

 

تو «سانچوپانزا» ی بی‌شعوری استی که نمی‌توانی داوری کنی اسب بی‌جان توبار خیالات واهی‌ات را هم نمی‌کشد. ازکدام هویت می‌گویی هویت این سرزمین کاملا اشکاراست: آریانا، ایران، خراسان. فهرست کتاب‌هایی راکه بزبان تو وهویت تو درین جغرافیا چاپ شده‌اند یادداشت کن وفهرست کتاب‌های زبان مرا هم. اگر هویت فارسی من نبود، نمی‌توانستی نامت را هم بنویسی. شاعران تو ازطریق زبان من معروف شدند از خوشحال ختک تا سلیمان لایق. نام توهم از زبان تو برنیامده است. فهرست نامهای پسران ودختران قومت رابشمار یا عربی‌اند یا فارسی، دری، تاجیکی. حتا آن قدر واژه وکلمه نداری که نام فرزندانت را کفاف دهند شرمت باد ازین فرهنگ نان می‌خوری ودشنام می‌فرستی. حرامزادگان تاریخ معلوم‌اند. وقتی وصیف و حنظله شعرمیگفتند خط وکتابت هم نداشتی زمانی که فردوسی وسنایی شعر می‌گفتند معلوم نبود در کجای کوه‌های سلیمان نفس می‌کشیدی. ازکدام قوم از کدام سلسله استی؟ نامت شرمساریی تاریخ است. چی بگویم قرار نبود چنین واکنشی نشان بدهم چون خشم فروخورده، چشم انتظار مدعیان خاین رهبریی تاجیک‌ها واقوام دیگر بودم، مدعیانی که هربار یا بخاطر قدرت، ثروت یا گرفتن رای درانتخابات چهره نمایی می‌کنند وبا تلنگری هم می‌شکنند نمونه‌اش جبهه ملی و جبهه انتخاباتی... این خاینین هربار که بافاشیزم قبیله درافتادم مرا ستمی خوانده‌اند وازپشت برمن وحزب من خنجر زده‌اند اما گواه هستید که امروز شهامت یک اعتراض کوچک هم ندارند. وقتی به فرزند برومند تاجیک (ایزدیار) حمله می‌شود لب از لب بر نمی‌گشایند. عاجل فریاد اعتراض خودرا بلند می‌کنم ودر برابر این فاشیست‌ها وارد میدان می‌شوم. می‌خواهم به تاجیک‌ها بگویم فریب رهبران خاین خودرا نخورید. چقدر توانایی‌های مارا برباد دادند. چقدر انرژی ازما گرفتند چه مقدار مردم را با حرف‌های بی‌سر وته خود در غفلت نگهداشتند. آیا «ازریشه نجابت هیچ فعلی در هیچ زمانه‌ای اشتقاق نشده بود». این خاینین هیچ ربطی به فرمانده مسعود (قهرمان ملی) ما ندارند. تاجیک‌ها، ازبیک‌ها، هزاره‌ها، پشه یی‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها، ایماق‌ها، هندو‌ها... راه خودرا از رهبران خاین خود جدا کنید. می‌خواهم آخرین جمله هارا از استاد پرتونادری وحافظ بزرگ وام کنم: زبانت بریده باد دشنام سالار دموکراسی.‌
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگهٔ توست
عرض خود می‌بری وزحمت ما می‌داری»

نظرات   

 
0 #1 قوت نیرو 1392-09-14 23:24
پدرام صاحب درود بر شما!
اعتراضان، بموقع و مناسب شمارا که درین اواخر نشان دادید، مخصوصآ عکس العمل در برابر سخنان( مارشال محمد قسیم فهیم و طاقت) را تایید و شهامت شما را می ستایم..
اگر کجرویها و اشتباهات گذشته ات نمی بود، حتمآ سربازت میشدم..
قوت نیرو
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید