سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط مرتضی کیومرث آذریان
اخبار
نمایش از 16 آذر 1392
پرینت


تو اوغان باش ، مه تاجیک می باشم !
مرتضی کیومرث آذریان

متاسفانه آگاهي جمعِ بزرگِ از دوستان افغان اندک است، و داوری ها شان وارونه، تاريخ را به درستی نه خوانده اند، من می¬گویم که برويد تاریخ را به درستی بخوانید و قدری آگاهانه به قضایا نگاه کنید، و افغانستان امروز را قبل از احمدشاه ابدالی ببینید. اگر تاريخ خواندن بلد نيستيد، يا خوش تان نمي¬آيد، دست كم به كتاب¬هاي مكتب که خوانديد. يادتان است نه؛ اگر نيست، بگذاريد من به يادتان بيارم:

 

اين جغرافيا پيش از آن که «افغانستان» باشد، «خراسان» بوده، و پيش از آن که خراسان باشد، «آريانا» بوده است، وقتي مي گويند و می بالند که 5000 هزارسال تاريخ، معناش همين است، برادرم! اگر باور تان نمي شود، لطفن به سراغ کدام باستان شناس و تاريخ شناس بروید. باستان شناس- برای این که گذشته باستانی این جغرافیا را برا تان معرفی کند، و تاریخ شناس- این که به درستی گذشته تاریخی این مرزبوم را برا تان توضیح دهد، تا بهتر بتوانید داوری کنید. اگر اين کار را هم نمي¬کنيد، براي يک بار به موزه کابل سري بزنید، ببيند آنچه که آنجا تحت نام «آثار باستاني» قرار گرفته است، به کدام قرن تعلق دارد، يا مربوط به کدام گزار تمدني ست، از دل کدام شهرهاي افغانستان بيرون آورده شده، و زبان حک شده روي آن، کدام زبان است. اگر به اين ها هم باور نداريد، لطفِ کنید و آنچه می¬گویم را به خاطر تان بسپارید. اگر روزي به ولايت هاي بلخ، سمنگان، غزني، غور، هرات، تخار، و ....گذر تان افتاد، لطفن به محله-هاي باستاني آن سري بزنید، و ببين که هنوز هم، ويرانه¬هاي از يک تمدن بزرگ که پيشينه هزاران سال دارد، شما را به خودش فرا مي¬خواند، و براتان مي¬گويد، تا بفهميد که اين جغرافيا هيچ¬گاه به شما و طايفه تان تعلق نداشته، و شما هر چه فهميديد، اشتباه فهميديد. حتا کتيبه هاي وجود دارد، که قندهار، هلمند و...، روزگاري جغرافياي زندگي من بوده است، اينکه چرا و چگونه آن همه را رها کردم و به کابل، بلخ و هرات برگشتم، روايت دارد که شما تحمل شنيدن اش را نداريد. ببینید، افغان های عزیز! نمي خواستم، اين گونه برا تان بنويسم، اما وقتي ديدم که شما دچار غلط فهمي¬های بزرگي شده اید، و به اشتباه مي¬پنداريد که افغانستان سرزمين پشتون هاست، آمدم و این گونه نوشتم، ورنه هرگز اراده نگارش های این چنینی را نداشتم و ندارم. اما همین که می بینم، کسانی با دروغ پراگنی های بی مورد در پیوند به هویت واقعی این جغرافیا، راه شما را به ترکستان کشیده است، نا چار می شوم که با شما این گونه سخن بگویم، ایمان دارم که گاهی زبان این چنینی کارساز تر از هر نوع روی کرد نوشتاری دیگر است، و شما هم باور دارید نه؟

اما با يک قسمت حرف¬ها تان کلي موافق ام، يعني «افغان = به پشتون»، همان طوری که چند تا آدم دیگری از شما در حرف ها شان در رسانه ها به این تاکید داشتند و گفتند که افغان یعنی پشتون، و افغانستان یعنی پشتونستان؛ من این را می دانستم، نیازی به تکرار نه بود، پس براي همين بود که به خيابان رفتيم و گفتيم که «ما افغان نيستيم». خوب واقعیت هم همین است، اگر من صد بار صدا بزنم که من «افغان ام»، تاريخ و شکسته¬های باستانی – تاریخی از یک تمدن بزرگ، برايم مي¬گويد که نيستي و نمی توانی باشی، بی خودی اندوه به خود راه مه دی، تو در هیچ گزاری تمدنی افغان نه بودی. پس من «ما» افغان نيستيم، و نمی توانیم باشیم. نه من افغان ام، نه نورستانی افغان است، نه بامیانی و یکاولنگی افغان است و نه هم سک¬های کابل و ننگرهار و هلمند.... جان برادر چرا داري تحميل مي کني، من می¬گویم، بگذار هر کي خودش باشد. تو افغان باش، مه تاجيک مي باشم، و ديگري هم هزاره، و ازبک و ايماق باشد. باور داشته باش که اين تنها گزينه براي ماندن ما در کنار هم است، ورنه، فردا سرنوشتي بدي را براي من و تو رقم خواهد زد، تو در یک سوی زمان خواهی ایستاد و من در سوی دیگر، و این دور از امکان نیست. تاریخ کشورهای دیگر جهان هرزگاهی این را به نمایش گذاشته، و نگذارید که باری در این خاک آباد به نمایش درآید. ما هرگز این گونه نه اندیشیده ایم، و هر چه خواستیم نه تنها برای خود، بلکه برای همه کسانی بوده که در این مرزبوم نفس می کشند و حق رسیدن به عدالت شهروندی و رفاه همگانی را دارند، خواسته ایم و آن هم به صورت یکسان، نه کمتر و نه بیشتر.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید