سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط پرویز بهمن
اخبار
نمایش از 10 بهمن 1392
پرینت

سرور احمدزي شارلتان كه اخلاق إنساني ندارد

نویسنده : پرویز بهمن .

درمیان کاندیدهای ریاست جمهوری مربوط قبیلهء احمدزی ؛ یکی هم آقای سرور احمدزی می باشد که بخاطر تکیه زدن به کرسی ریاست جمهوری از هیچگونه بی حیایی و پر رویی وبی ادبی و وقاحت رو گردان نیست.

 

آقای سرور احمدزی تاکنون از آدرس جهاد وشهدای گمنام افغانستان یکبار در دورهء انتخابات ریاست جمهوری درسال 2009 میلادی وبار دیگر همین چند ماه پیش از ایالت متحدهء امریکا کشوردومی اش به افغانستان آمده وبا شعار خدمت به مردم افغانستان ودستگیری بینوایان وبازمانده گان شهدای جهاد خواسته است بخت خویش را برای رسیدن به ریاست جمهوری بیازماید ولی توفیق چندانی درین عرصه نصیب اش نگردیده است.
از قراین چنان معلوم میشود که این بار نام آقای سرور احمدزی درلست کاندیدان ایست که ازطرف کمیسون انتخابات رد صلاحیت گردیده اند. ازهمین رو است که جناب سرور احمدزی درین اواخر دیوانه وار درصفحهء فیس بوکی خود به زمین وزمان دشنام نثار میکند.
آقای سرور احمدزی؛ قبل ازهرچیز دیگر خودش را یک مسلمان مکتبی ویکی ازوارثان شهدای دوران جهاد علیه شوروی سابق در استان لوگر ویک پشتون راستین معرفی میکند. سرور احمدزی؛ خودش رابه همین خاطر مستحق تکیه زدن به کرسی ریاست جمهوری دانسته وبه مردم ازطریق صفحات فیس بوکی اش وعده داده است که اگر او به کرسی ریاست جمهوری برسد؛ تمام اشتباهات وخبط های سیاسی ونظامی رهبران جهادی خصوصا گلبدین حکمتیار وهمچنان طالبان را که جناب سرور احمدزی به قدسیت آنها باور داشته و آنها را مجاهدان واقعی وسربکف راه اسلام میداند جبران میکند.
جناب سرور احمدزی، در دور اول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خویش درسال 2009 میلادی دریک مناظرهء تلویزیونی مستقیم؛ بالای دکتور رمضان بشر دوست یکی از رقبای سیاسی اش با بوتلهای آب حمله کرد واو را تهدید کرد که اگر یک حرف انتقاد آمیز بیشتر از زبانش درمورد گلبدین حکمتیار وجلال الدین حقانی وطالبان بیرون شود؛ او را با مشت ولگد زده زده از استدیو بیرون میکند.
آقای دکتر رمضان بشر دوست که قبل از آن مناظره با یک رقیب دیگر انتخاباتی خود آقای بشیر بیژن مربوط ملیت تاجیک دست وپنجه نرم کرده بود و اورا درپیش چشم هزاران بینندهء تلویزیون آریانا درسراسر جهان بی آب کرده بود؛ این بار دربرابر سرور احمدزی خیلی کوتاه آمد ونتوانست دربرابر عربدهء سرور احمدزی مقاومت کند.
این حرکت نمادین جناب دکتر رمضان بشر دوست واقعا ازهر جهت قابل تأمل بود. هموطنان هزارهء افغانستان یکی ازملیتهای شریف خراسان زمین ما اند که دربرابر تهاجم ولشکرکشی های بنیانگذار معاصر افغانستان عبدالرحمن به شکل حقیقی و واقعی آن شکست خورده اند. درآن زمان هفتاد درصد هموطنان هزارهء ما به برده گی کشانده شدند؛ تمام املاک وزمینهای آنها درمناطق غرجستان ازطرف لشکریان امیر؛ غصب گردیده وبه کوچی ها داده شد وبسیاریهای دیگر هم عرصهء زنده گی را بخود تنگ دیده و به کوچ اجباری وادار شدند. از آن زمان تا به امروز بعداز تحمل این همه مصایب وآلام روحیهء مقاومت هزاره ها دربرابر قدرتمندان پشتون کشته شده است ولی دربرابر تاجیکها هیچگاهی هزاره ها خودشان را ضعیف احساس نمیکنند که این بحث را به روزهای آینده موکول می نمایم. 
همچنان جناب سرور احمدزی در یک مناظرهء تلویزیونی دیگر در تلویزیون طلوع که چند ماه پیش پخش گردید با "فضل احمد اوریا" یکی از سخنگویان ائتلاف ملی برهبری دکتور عبدالله عبدالله به مشاجرهء لفظی شدید پرداخته وآقای اوریا را متهم به خیانت وذلت پذیری وپشتونفروشی نمود که درخدمت نا افغانان یعنی تاجیکها وهزاره های که قاتلان پشتونها بشمار میروند قرار گرفته وبه آنها چهره ورنگ ملی وفرا قومی داده است.
در آن مناظره جناب سرور احمدزی؛ فضل احمد اوریا را مخاطب ساخته گفت:
پشتون هرگز مانند تو بی غیرت نمی باشد
پشتون غیرت وهمت می داشته باشد ؛ پشتون هرگز درپهلوی قاتل قوم خود ایستاده نمی شود
تو هرگز پشتون نیستی
تو همان بیغیرتی استی که بیرق یک خاین ملی را بر افراشته ایی وزیر سایهء آن بیرق؛ سرود پشتونوالی را ُسر کرده ایی؛ تو نه شرم داری ونه هم حیا ونه هم غیرت
اما من یک پشتون واقعی هستم، من یک مجاهد هستم من وارث شهدای خانوادهء خود می باشم که همهء اعضای خانوادهء خود را در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی سابق از دست داده ام آنانیکه جان های شیرین شان را بخاطر دفاع ازین آب وخاک فدا کرده اند وارث شان من می باشم.
در مقابل؛ آقای فضل احمد اوریا چنین گفت:
تو یک انسان لا ابالی و بیکار امریکایی هستی .
قسم بخداوند است که روی جهاد را ندیده ایی.
پس ازهر پنج سال از امریکا بخاطر گرفتن قدرت به افغانستان می آیی.
هروقتیکه نا کام شدی دوباره به کشور خود امریکا برگشته ایی.
هر بار که به افغانستان آمده ایی؛ تو بنام پشتون وغیر پشتون تجارت را آغاز کرده ایی
وحالا هم میخواهی مردم بیچارهء افغانستان را زیر نام پشتون وغیر پشتون ؛ مجاهد وغیر مجاهد بجان هم بیندازی.
منبع: تلویزیون طلوع برنامهء سخنان داغ( تودی خبری)
درهمین حال؛ آقای سرور احمدزی درین اواخر راجع به اظهارات داوود علی نجفی نیز واکنش شدیدی ازخود درصفحهء فیس بوک خود نشان داده است
سرور احمدزی درین واکنش خود درصفحهء فیس بوک خود نوشته است که : من مانند داوود علی نجفی یک وطنفروش وایران پرست نیستم؛ من یک افغان مسلمان می باشم وهمه چیز خودرا فدای وطنم کرده ام.
آقای سرور احمدزی؛ همچنان نوشته است که : این اظهارات داوود علی نجفی را درمورد خود محکوم میکنم که گفته است که : " وی ( نجفی) ازطرف مقامات امریکایی زیر فشار قرار داشت که باید سرور احمدزی را کاندید پیروز اعلام کند اما او این کار را نکرد و حامد کرزی را برنده اعلام نمود"
آقای سرور احمدزی میگوید:" داوود علی نجفی یک فروخته شده ویک اجنت کشور ایران است که میان افغانان نفاق وشقاق وبی اعتمادی را براه می اندازد".
منبع: "صفحهء فیس بوک سرور احمدزی"
هرچند اظهارات چند روز پیش داوود علی نجفی را تاکنون هیچکسی جدی نگرفته است ولی بازهم واکنش شدید آقای سرور احمدزی ازین بابت علامه های زیاد سوالیه را درمورد شفافیت انتخابات آینده بوجود آورده است.
داوود علی نجفی قبلا نیز دریک گفتگو با روزنامهء ماندگار گفته بود که :" حامد کرزی را او رئیس جمهور ساخته ورنه باید دکتور عبدالله رئیس جمهور میشد".
همچنان آقای سرور احمدزی؛ در صفحهء فیس بوک خویش نوشته است که اکنون سه گروپ مشخص از تمام مزایای مادی ومعنوی افغانستان برخوردار استند
1 آنعده از جنگ سالارانی که دست شان تا آرنج بخون ملت؟ سرخ است ودرجنگهای میانگروهی سالهای نود میلادی سهم بارز داشتند
2 تکنوکراتهای بازگشته از غرب که برای چور وچپاول ازکشورهای دومی شان به افغانستان برگشته اند.
3 مافیایی خلقی / پرچمی وبقایای رژیمهای کمونیستی که درخیانت و وطنفروشی تا گلو غرق می باشند.
ازنظر آقای سرور احمدزی هرسه این گروه ها هرگز نمیخواهند که یک حاکمیت اسلامی براساس خواست وارادهء ملت مجاهد؟ افغانستان بوجود بیاید وزمینهء محاکمهء جنایت کاران وقاتلان ملت؟ فراهم گردد.
آقای سرور احمدزی همچنان درنوشته های فیس بوکی خود؛ طالبان را برائت داده وآنها را نتیجهء مستقیم عملکردهای غیر مسوولانهء رهبران جهادی درسال نود میلادی میداند ولی درضمن از سیاستهای تندروانه ؟وافراطی؟ طالبان انتقاد میکند.
چنان معلوم میشود که جناب سرور احمدزی بخاطر کوبیدن رقبا ومخالفان خود مهرها وتاپه های زیادی درجیب خود دارد؛ سرور احمدزی تا کنون ثابت کرده است که هرکی درمخالفت با او قرار بگیرد؛ از مرتد گرفته تا بقایای رژیمهای کمونیستی ومائوویست وغلام ونوکر کشورهای غربی وغیره بر جبین اش تاپه میخورد.
اما هیچیک ازین تاپه ها برخود جناب سرور احمدزی نمی چسپد؛ زیرا سرور احمدزی خودش را یتیم دوران جهاد افغانستان میداند؛ سرور احمدزی؛ خودش را بخاطر پشتون بودنش مستحق ریاست جمهوری میداند؛ سرور احمدزی خودش را بخاطر سابقهء گلبدینی اش سزاوار میداند تا شکستها ورسوایی های سیاسی ونظامی گلبدین حکمتیار وطالبان را درآینده جبران نماید.
آقای سرور احمدزی هرزمانیکه از جنگهای داخلی حرفی بمیان می آورد؛ هرگز به مرشد معنوی خود گلبدین خان حکمتیار که با او مشترکات قومی وزبانی وقبیلوی دارد حرفی بزبان نمی راند.آقای سرور احمدزی بار تمام گناهان جنگهای کابل درزمان مجاهدین را بالای جمعیت اسلامی وهمچنان حزب وحدت اسلامی وملیشه های جنرال دوستم می اندازد تا بدینوسیله بتواند بر رسوایی ها وجنایات گلبدین که دریک روز هزاران راکت را برکوی وبرزن کابل پرتاب میکرد خاک بیندازد.
ازنظر امکانات نیز برای سرور احمدزی موقعیت خیلی مناسب پیش آمده است.
سرور احمدزی؛ خودش یکی از اعضای بلند پایهء حزب دموکرات امریکا می باشد که در ستاد انتخاباتی باراک اوباما زحمات وتلاشهای زیادی برای پیروزی اوباما در دور اول ریاست جمهوری او بخرچ داد.
آقای سرور احمدزی با استفاده از امتیاز حق شهروندی امریکا وعضویت در حزب دموکرات امریکا؛ فرصت وامکانات خوبی بدست آورده است تا جای زلمی خلیلزاد نیم تاجیک ونیم پشتون را بگیرد ودر آیندهء افغانستان به نفع گروه های مزدور وتنگنظر پشتونی که زیر عبا وقبای جهاد ومجاهد داخل شده اند لابیگری نماید.
اما آقای سرور احمدزی مشکلات زیادی در درون قبایل پشتون وحتی در درون قبیلهء احمدزی دارد.
یکی از افراد مخالف آقای سرور احمدزی؛ محترم نصرالله احمدزی یکی از اعضای حزب اسلامی می باشد که مقالات وخاطره های خود را هم درسایت دعوت وهم درسایت انترنتی "شهادت" ارگان نشراتی حزب اسلامی گلبدین حکمتیار سلسله وار نشر میکند.
آقای نصرالله احمدزی؛ دریکی ازمقالات خویش راجع به ادعاهای سرور احمدزی درسایت دعوت زیرعنوان: "شهزاده گان لوگر" نوشت که سرور احمدزی بخاطر رسیدن بریاست جمهوری افغانستان خیلی حقایق را درمورد خود پنهان نموده و بر جنبه های مثبت خود خیلی غلو کرده است.
آقای نصرالله میگوید: که او سرور احمدزی را ازنزدیک می شناسد وبا او روابط خویشاوندی دارند. به قول آقای نصرالله احمدزی ؛ آقای سرور خانم پاکستانی دارد؛ داشتن خانم پاکستانی نظر به قوانین مدنی پاکستان معنایش این است که اگر یک زن پاکستانی شوهرغیر پاکستانی میداشته باشد شوهر بعد از ازدواج به صورت اتوماتیک از امتیاز حق شهروندی پاکستانی برخورد میگردد وبعدا اولادها نیز از امتیازات حق شهروندی پاکستان برخوردار میگردند.
نصرالله احمدزی در ادامه می نویسد:
درسالهای هشتاد میلادی سرور احمدزی؛ دریکی ازمکاتب پاکستانی مصروف تعلیم بود که یک روز با یک کمره راهی جلال آباد گردید و در جلال آباد عکسی را از بقایای یک هلیکوپتر روسی که توسط مجاهدین سقوط داده شده بود باخود گرفته و به سفارت امریکا در اسلام آباد برد وسفارت امریکا او را بخاطر این کارش تقدیر کرده وبه او بورس تحصیلی را إعطا نمود.
آقای نصرالله همچنان میگوید که درسالهای هشتاد میلادی سرور احمدزی ازطرف یک ریش سفید مجاهد با رسوخ پشتون مربوط قبیلهء احمدزی بالای انجنییر گلبدین حکمتیار به زور تحمیل گردید تا سرور را به ریاست کمیتهء سیاسی حزب اسلامی مقرر کند. نظر به نوشتهء نصرالله؛ حکمتیار در ابتدا زیر بار نرفت وخیلی کوشش کرد تا آن ریش سفید را متقاعد سازد که رسیدن به کمیتهء سیاسی حزب اسلامی ایجاب میکند تا یک کارمند مراحل حزبی را به شکل تدریجی طی نماید ولی آن ریش سفید هرگز به این سخنان قانع نبود واصرار می ورزید تا هرچه زودتر سرور احمدزی را به کمیتهء سیاسی حزب اسلامی مقرر کند سرانجام حکمتیار مجبور شد تا به آن ریش سفید بگوید که: سرور احمدزی یک عریضه عنوانی رهبر حزب اسلامی بنویسد؛ بعداز تقدیم عریضه به مقام رهبری به امضای سرور احمدزی ؛حکمتیار در پائین عریضهء سرور احمدزی نوشت که:
"لطفا درتقرر عارض بحیث کارمند کمیتهء سیاسی حزب اسلامی به رویت سوابق جهادی اش اقدام نمائید"
آقای نصرالله می نویسد که بعداز گرفتن این امر ؛ سرور احمدزی چند روزی را در دفاتر حزب اسلامی سرگردان ولالهان سپری کرد ولی دید که مدعیان قدرت درحزب اسلامی بیش از اندازه اند و او نیز بیشتر ازین به یک مضحکه تبدیل میشود بناء خیلی زود فرار را برقرار ترجیح داد.
منبع: سایت دعوت ( دلوگر شهزاده گان) نوشتهء نصرالله احمدزی.
اما حالا چنان معلوم میشود که سرور احمدزی بیشتر ازهرکس دیگری یک حزبی سر سپرده باشد؛ زیرا هم ازنظر قومی پشتون است وهم گلبدین حکمتیار دیگر آن هیبت واتوریتهء سالهای هشتاد را نداشته وبه گوشهء انزوا خزیده است وبرای افرادی چون سرور احمدزی سخت نیاز دارد وازجانب دیگر حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به شاخه ها وگروه های متخاصم تقسیم گردیده وهریک ازین گروه ها مدعی قدرت سیاسی درآیندهء افغانستان می باشند وهریکی خود را حزبی های واقعی ومخالفان شانرا گمراه میدانند . همهء این افراد از قطب الدین هلال گرفته تا انجنییر خان محمد وارغندیوال وهمایون جریر و عبدالجبار شلگری ومحمد زمان مزمل وآقای لودین وغیره گلبدین حکمتیار را ترک داده اند. درحال حاضر برای آقای حکمتیار پسرش آقای حبیب الرحمن باقی مانده است که از پدر گرامی خود درسایتها وشبکه های فیس بوک وتویتر دفاع میکند. درچنین حال واحوالی ظهور افرادی چون سرور احمدزی برای گلبدین حکمتیار بحیث کاندید ریاست جمهوری آب حیات بشمار میرود.
إعلامیهء اخیر حزب گلبدین حکمتیار مبنی بر تشویق مردم در انتخابات آینده برهمین منطق استوار است که با وجود غیر مشروع بودن این انتخابات هواداران حزب اسلامی بیشتر به افراد رأی بدهند که آقای حکمتیار آنها را " افراد صالح؟!" نامیده است یعنی همان افرادی که به حزب اسلامی وشخص گلبدین ارادت واخلاص داشته باشند. اما از نظر اکثر تحلیلگران مسایل سیاسی نشر همچو یک إعلامیه درشرایط حاضر؛ بیشتر به یک درامهء کمیدی شباهت دارد. کسیکه از بنیاد؛ تمام روند انتخابات را جعلی وفرمایشی وغیر مشروع إعلام میکند ولی درعین حال مدعی است که به اشخاص صالح؟! ونیکو کار!؟ رأی بدهید بیشتر به یک شوخی می ماند.
اگر از مشروعیت وغیر مشروعیت انتخابات از دید آقای گلبدین حکمتیار نیز بگذریم سوال دیگری که ذهن خواننده ها را بخود معطوف می سازد این است که آیا پشتونها درحال حاضر قدرت وتوانایی یکی شدن ومتحد شدن را دارند؟
به نظر راقم این سطور قضایا به این ساده گی ها قابل حل نیست؛ فاشیستان پشتون چه اسلامگرا ومجاهد وچه غرب گرا و سوسیالیست وخلقی وپرچمی درطول تاریخ ثابت کرده اند که آنها مانند گله های سگ عمل کرده اند، گله های سگ بخاطر بدست آوردن شکار همیشه درمقابل حیوانات دیگر به شکل متحد ویکپارچه عمل میکنند ولی بعداز بدست آوردن شکار دو باره بجان یکدیگر می افتند. تاریخ دوصد سالهء حاکمیت وسلطهء پشتونها در سرزمین خراسان این واقعیت را به همگان برملا ساخته است که حاکمان پشتون بخاطر رقابتهای ذات البینی خودشان همیشه از اقوام غیر پشتون افغانستان بحیث سپر تیر بلا استفاده کرده وآنها را نیز بجان هم انداخته اند.
حالا زمان آن فرا رسیده است که ملیتهای غیر پشتون افغانستان به مرحلهء خود آگاهی برسند وفریب اشخاص قبیله گرا و زور گو وفاشیستی چون سرور احمدزی را نخورند وهرگز آنها را زیر نام جهاد ومجاهد وغیره اصطلاحات مزخرف بالای خودشان حاکم نسازند. اینجا سرزمین خراسان است؛ قبایل اوغان از پشت کوه های سلیمان به این سرزمین پناه آورده اند ولی حالا میخواهند صاحبان اصلی خانه را از خانه بیرون نموده وخودشان مالکان تام الاختیار تاریخ وتمام هویت تاریخی این سرزمین گردند.
یاهو
 
این عالی جناب که درلباس تکنوکرات چنين زيبا معلوم میشود ولي مانند ديگر هم تباران قدرت طلب قبيله گرايش چه غربگرا وچه كمونيست از نظر فكر وانديشه هنوز درقرون وسطا زنده گی میکنند و با پر رویی وبی حیایی و زورگویی توانسته اند که جوامع غرب را متقاعد سازند که در افغانستان فقط همین ها زنده گی میکنند وبس . ودیگر ملیتها وزبانها وفرهنگها فقط به اجازهء آنها حق زیستن را در کشوری بنام افغانستان دارند. . برای پشتونها داشتن زن خارجی و تابعیتهای کشورهای غربی امتیاز وافتخار شمرده میشود ولی برای غیر پشتونها مایهء ننگ شمرده میشود. این نکتایی پوشان طالبی اوغانی مانند صهیونیست های اسرائیل عمل میکنند
در اسرائیل هریهودی که شهروند ایالات متحده امریکا ویا هرکشور اروپایی دیگر باشد به شرط یهود بودن میتواند به کرسی ریاست جمهوری برسد


نظرات   

 
0 #1 شراره 1392-12-20 07:43
نظر به اين مقاله يك شارلاتان و بي حياي تمام عيار، يك سگ عار . گاهي وقتها انسان ميماند كه به اين حد و اندازه بي شرمي و بي حيايي چه بگويد .
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید