سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 02 ارديبهشت 1393
پرینت

 اوغان راستینم و در خدمت اوغان ستان ....؟!
یادداشت از : درویش دریادلی .
یک فرد میانه سال تاجیک را می شناسم که شوق شاعری و نویسنده گی دارد. از حق نگذریم، خوشنویس و با قریحه نیز می باشد. در هوا های ادبی، گاهی متن های زیبایی را می آفریند. من که نبشته هایش را می خواندم، گهگاهی تشویقش میکردم.
امروز  که به رخنامه میدیدم، چشمم به نامش افتاد ، مثل همیشه درنگ کردم و خواندم :
" افغان راستینم  و در خدمت افغان ستان.... " !



نخست گمان کردم شوخی کرده است . اما وقتی متن را تا پایان خواندم ، دریافتم که نه شوخی نیست. آن مهربان به راستی خودش را " افغان راستین " می داند و به این اوغان بودن خویش خیلی افتخار می کند.

راستش را بگویم ، من وقتی یادداشت آن آشنایم را تمام کردم ، بسیار تکان خوردم . نمی توانستم باور کنم که یک کسی که اهل زبان و فرهنگ و شعر و ادبیات پارسی دری هست ، در این دوران بیداری ، در چنین حد و چنین سطحی از اندیشیدن قرار داشته باشد که نه تنها  " افغان " بودن را پذیرفته است، بلکه به آن ببالد و برایش به اصطلاح " شعر" بسراید.

من سخت تکان خوردم . به راستی تکان خوردم . برای چند دقیقه بسیار به فکر فرو رفتم . یک احساس سرخورده گی برایم دست داد. خیلی هم جگر خون شدم . فکر نمی کردم که این کس ، چنین اندیشه ای داشته باشد.

این جا باید اعتراف کنم که ما تاجیک ها بیشتر از هر کسی دیگری افسون دروغ پراگنی و جعل سازی فاشیست های اوغان شده ایم . هویت باخته گی ، یکی از آسیب های بزرگی می باشد که به شمار زیادی از تاجیک های مکتب دیده ای ما رسیده است.

وقتی که سیاست بازان تاجیک میخیزند و خود را " اوغان " می خوانند و همه باشنده گان کشور را "اوغان " می دانند، می گویم که خوب این ها مصلحتگرا و سیاست باز هستند و به خاطر سود شخصی خود از آن مقوله ها و شعار ها و نام های جعلی و تحمیلی کار می گیرند. اما وقتی کسی که خودش تاجیک است ،  با زبان پارسی ، با ادبیات ، با اندیشه و راستگویی سر و کار دارد و میخواهد " شاعر " باشد و انسان باشد و سیاست بازی و کلاه برداری نمی کند و سخن دل خود را می گوید ، می آید و خودش را  اوغان راستین می خواند و برای اوغان بودن ترانه می سازد ، برای من خیلی مایه نگرانی و تشویش است .

برای من روشن بود که در اثر این دو صد و شصت و چند سالی که سر زمین ما در زنجیر حاکمیت های خونین اوغان شاهان اسیر بوده است و به ویژه از زمان شاه امان الله به این سو که تلاش های منظم برای تحمیل هویت " اوغان " بالای همه باشنده گان کشور ما جریان داشته است،  در اثر تبلیغات و شستشوی مغزی و وضعیتی که در سی و چند سال پسین رونما گردید و مهاجرت ها رخ داد، میلیون ها نفر غیر اوغان کشور ما حالا به ساده گی و بدون فشار از سوی کسی ، خود را " اوغان " می خوانند . اما با این هم ، وقتی می بینم که در این عصر و زمان ، پس از این همه تجربه ها و هزاران مقاله و کتاب و کاغذی که ضد فاشیزم و تحمیل هویت اوغانی به نشر رسیده است و هر روز در تیلویزیون و رادیو و روزنامه ها این گپ در میان گذاشته می شود و هزاران نفر در خیابان ها می برآیند و می گویند که ما افغان نیستیم ، برایم این پرسش خلق می شود که  در این حال هم می شود کسی از یک سو تاجیک و پارسی زبان باشد و از سوی دیگر بگوید که من اوغان راستین هستم ؟!

به این آشنایم و به دیگر تاجیک هاییکه هنوز هم از هویت خویش به درستی آگاهی ندارند، می گویم که تاجیک ها " اوغان " نیستند. اوغان نام دیگر قوم پشتون است که حتی خود شان نیز گاهی آن را قبول ندارد. نام اوغان ، برای ما تاجیک ها هیچ وزن و هیچ افتخار و هیچ ارزشی ندارد. نام " اوغان " را اگر به هزار حیله و نیرنگ در ذهن شماری از باشنده گان اوغانستان جای دادند و با همین نام از دیگران تا اندازه ای هویت زدایی کردند، به خاطری بود که حساسیت های امروزی، تجربه های امروزی و بیداری امروزی وجود نداشت. شماری از باشنده گان اوغانستان وقتی به کشور های خارجی مهاجر شدند، این نام منحوس " اوغان " بدون اینکه خواسته باشند بالای شان نهاده شد. یک تعداد از مردم هم به خاطر درک نادرست از مسایل و یا به خاطر مجبوریت های کاری و منافع شخصی ، خود را " اوغان " گفتند . امروز نیز رسانه های داخلی و خارجی به دلیل های مختلف همین پوقانه نام پوشالی " اوغان " را بزرگ و بزرگتر می سازند و در جاییکه یکبار هم اوغان گفتن نیاز نباشد، ده بار  اوغان اوغان می گویند و می نویسند.

هرچند که مردم عوام تاجیک و دیگر غیر پشتون ها در داخل اوغانستان، هیچوقت خود را اوغان نمی گفتند و حالا هم اکثریت شان نام اوغان را قبول ندارند و خود را اوغان نمی دانند، هرچند خیلی از مبارزین تاجیک و دیگر غیر اوغانها هر روز در رسانه ها به صدای بلند می گویند و می نویسند که ما اوغان نستیم ، هرچند که هزاران هزار نفر به خیابان ها ریختند و گفتند که ما اوغان نیستیم ، با این هم شماری از هویت باخته گان تاجیک و هزاره و غیره ، خیلی اوغان تر از هر اوغانی می باشند و برای چسپاندن این نام  به خویش، ادا های عجیب و غریبی در می آورند . من باور دارم که این ها نیز یک روزی از این کار خویش پشیمان می شوند.

با سپاس و درود فراوان

تاجیکم با تاجیکانم زنده ام

 درویش دریادلی .


نظرات   

 
0 #1 خراسانی 1393-02-03 00:09
حضرت سعدی قرنها قبل قوم اوغان را این قسم تعریف می کند:

سعدیا روز ازل حسن به ترکان دادند
علم و دانش همه با مردم ایران دادند

عشوه و ناز و کرشمه همه با مردم هند
خری و احمقی و جهل به افغان دادند
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید