سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 24 مرداد 1393
پرینت


کی شکست را می پذیرد؟ غنی یا عبدالله ؟!
نبشته از : درویش دریادلی
پس از آن که با فشار امریکا ، موافقتنامه از سوی هر دو نامزد ریاست جمهوری در کابل امضاء شد، از همان لحظه های نخست اختلاف نظر در تحلیل و تفسیر مواد موافقتنامه نمایان گشت. داکتر عبدالله و همراهانش یک برداشت و تفسیر پیشکش کردند و اشرف غنی و  باندش تفسیر و نگرش دیگری را بیان داشتند.

 

داکتر عبدالله می گوید که موافقتنامه بر تقسیم برابر قدرت میان برنده و بازنده انتخابات تاکید دارد و قدرت باید بر مبنای دستور این موافقتنامه به صورت عادلانه و مساویانه میان رییس جمهور و رییس اجراییه تقسیم شود . اما اشرف غنی می گوید که قدرت تقسیم نمی شود، همان صلاحیت های که قانون اساسی اوغانستان به رییس جمهور داده است برجای خویش است و هرکسی که برنده انتخابات بود باید بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند و از تمام صلاحیت هایی که قانون اساسی برایش داده است به صورت کامل برخودار باشد و مقام رییس اجرائیه نیز تحت اداره و سرپرستی رییس جمهور کار می کند  و به رییس جمهور پاسخگو می باشد. خود رییس جمهور همه وزیران را بر می گزیند و به شورای ملی جهت گرفتن رای اعتماد معرفی می کند و دیگر همه کار ها همانگونه که قانون اساسی مشخص ساخته است به پیش خواهند رفت. از دیدگاه اشرف غنی ، در یک حکومت دو رییس و صاحب صلاحیت های مساوی نه عملی است و نه منطقی . غنی می گوید که من قدرت را تقسیم نمی کنم و هیچ کاهشی را در صلاحیت های قانونی رییس جمهور نمی پذیرم . ولی داکتر عبدالله می گوید که نه ، برنده و بازنده انتخابات هر دو قدرت را و کرسی ها را به صورت عادلانه و مساوی تقسیم می کنند و رییس اجرائیه میتواند برخی از صلاحیت های رییس جمهور را از آن خود سازد. بیشترین تاکید داکتر عبدالله روی عملی شدن مواد همین توافقنامه است تا هر قانون دیگر.

حالا  دور پرسشی که خلق می شوند : نخست ، اگر اشرف غنی به این نتیجه رسیده است که در اثر تفتیش و بازشماری رای پاک مردم ، انتخابات را می بازد و مقام رییس اجرائیه به او  داده می شود، چرا بسیار کوشش دارد که رییس اجرائیه و بازنده انتخابات( خود اشرف غنی ) از هیچ صلاحیت و مقام قوی برخوردار نباشد و صرف یک مامور عادی دولت محسوب شود و قدرت هم تقسیم نشود میان دو طرف ؟!   دوم ، اگر داکتر عبدالله مطمئن است که پس از تفتیش و بازشماری آراء و باطل شدن رای ناپاک حتمن رییس جمهور می شود ، چرا یکسره تلاش و تقلا دارد که مقام و موقعیت رییس جمهور ( خود داکتر عبدالله ) را ضعیف سازد و حریفی را که خودش خواهان صلاحیت های بیشتر نیست و تقسیم قدرت را نمی خواهد به جبر صاحب صلاحیت و  قدرت بیش از حد سازد؟! در این صورت ، هر دو شخص مورد نظر ، تیشه به ریشه خود می زنند و ضد موقعیت و مقامی که در آینده قرار است صاحبش شوند ، سخن می گویند و این کاری است که به عقل سلیم جور نمی آید. باید ریشه های این گونه موقف گیری های این دو فرد در جای دیگری باشد .

اما ، مردمی که این درامه را تماشا می کنند ، اینگونه نتیجه می توانند بگیرند که اشرف غنی صد در صد مطمئن است که با وصف همه مسایل و تلاش های مخالفین ، در فرجام خودش برنده انتخابات و به حیث رییس جمهور اعلام می شود و از همین خاطر میخواهد هیچ خللی و خدشه ای به نظام ریاستی و مقام رییس جمهور نرسد و همان قانون اساسی و همان صلاحیت هایش بر قرار بماند و خودش یک رییس جمهور قدرتمند و با صلاحیتهای عام و تام باشد. در مقابل ، داکتر عبدالله چون مطمئن است که هیچ امکان ندارد که برنده انتخابات شود و  مقام رییس اجرائیه برایش می رسد ، از این خاطر تلاش دارد که صلاحیت های رییس جمهور کمتر شود و حد اقل یک مقدار صلاحیت به او هم داده شود. همچنین داکتر عبدالله میخواهد که در تقسیم کرسی ها نیز سهم داشته باشد و حق مساوی برایش برسد . از همین خاطر است که داکتر عبدالله این قدر بالای قوی ساختن مقام رییس اجرایی و تقسیم قدرت اصرار می ورزد.

ما میدانیم که اشرف غنی میزوف ، دیوانه قدرت است . از این رو ، محال است که اشرف غنی با وصف دانستن اینکه انتخابات را می بازد، این قدر انسان صادق و پاک و متعهد به قانون باشد که به این خاطر از حقوق و صلاحیت های که میخواهند به وی به حیث رییس اجرائیه و بازنده انتخابات بدهند صرف نظر کند !  اگر اشرف غنی به برنده بودن خود صد در صد اطمینان نمی داشت ، هرگز چنین موقفی را اتخاذ نمی کرد که اکنون اتخاذ کرده است.

در مورد داکتر عبدالله ، باید گفت که به قرار معلومات دقیق ، وی قطعا و به هیچ صورت به این باور نیست که انتخابات را می بازد و رییس جمهور نمی شود . اما این هم یک اشتباه دیگری بود که داکتر عبدالله و دسته اش کردند . این ها که خود را برنده قاطع و بدون تردید انتخابات می دانند و مطمئن هستند که ریاست جمهور به داکتر عبدالله می رسد، هیچ احتیاجی نداشتند که بالای کاهش صلاحیت های رییس جمهور و تقسیم قدرت این قدر تاکید و پافشاری کنند . همین موقفگیری غیر ضروری ایشان باعث شد که خیلی از هواداران گروه اصلاحات و همگرایی دچار حیرت شوند و به این شک گرفتار گردند که داکتر عبدالله تسلیم تقلب شده است و از موقعیت بازنده و ضعیف گپ می زند.

در حالیکه این شک و نا آرامی هوداران اصلاحات و همگرایی بر اساس همین شواهد چند روز اخیر قابل درک است و موجه می باشد ، اما نتیجه گیری های منفی که شماری از طرفداران همگرایی کرده اند تحت تاثیر  تبلیغات روانی باند اشرف غنی بوده است. اشرف غنی و باندش میخواستند که مردم همین گونه فکر کنند و به همین نتیجه گیری ها برسند . در این کار خود بدون تردید در همان مقطع پیروز هم شدند .

خوشبختانه ، گروه اصلاحات و همگرایی به بسیار زودی متوجه این مساله شد و با پخش چند یادداشت روشن و قاطع از جانب داکتر مجیب الرحمن رحیمی ، آقای بهزاد و آقای سنچارکی و کسان دیگر، بر همه توهمات و سوء تفاهم های هوادران خود پایان بخشیدند و نوشتند که اصلاحات و همگرایی برنده قاطع و بی تردید انتخابات است و مقام ریاست جمهوری حق مسلم داکتر عبدالله می باشد و به چیزی کمتر از این قانع نخواهند شد.

آمدن استاد عطامحمد نور والی قدرتمند بلخ به کابل و گفتگو با رهبران اصلاحات و همگرایی و نشر مصاحبه هایش در نشرات داخلی و خارجی ، روحیه عمومی را به گونه ای چشمگیری دگرگون ساخته است و باز هم امید هوداران اصلاحات و همگرایی و مردمانی که به داکتر عبدالله رای داده اند به پیروزی بیشتر شده است . به ویژه این گفتار استاد عطا که در نشریه " واشنگتن پوست" بازتاب یافته است ، روشن ترین سخنی است که از جناح اصلاحات و همگرایی در این روزهای ورد زبان همگان شده است . استاد عطا گفت که :

(( اگر شمارش آراء یکجانبه و آمیخته با تقلب باشد، ما نتیجه را نمی پذیریم و در برابر شان زانو نمی زنیم . ما بحران نمی خواهیم ، ولی ما از حق مردم خود دفاع خواهیم کرد. در صورتی که رای تقلبی را رسمیت بخشند و حق مردم را زیر پای کنند، ما یک قیام عمومی را آغاز می کنیم ، موسسات و ساختمان های دولتی را اشغال می کنیم ، ما از روند پای خود را می کشیم و ما دولت غیر قانونی را که بر اساس رای تقلبی روی کار بیاید قبول نمی کنیم . ))( داکتر عبدالله ، مصاحبه با نشریه واشنگتن پوست . پیوند منبع در پایان این نبشته درج است. لطفن به منبع مراجعه کنید ) .

هرچند که وضع در اوغانستان هرلحظه و هرساعت و هر روز در حال تغییر و دگرگونی است و سیاستمداران ما در هر دقیقه یک موضعگیری نو می کنند و با حرفهای خود همه خلایق را به حیرت می افگنند، اما با این هم طوری به نظر می رسد که هر دو گروه رقیب ، به چیزی کمتر از ریاست جمهوری قانع نیستند. از آنجایی که در میان هر دو دسته رقیب دیدگاه های متفاوت وجود دارند ، ما شاهد سخنان متفاوت و ضد و نقیض در داخل هر دو گروه می باشیم. از یک سو ، گرایش به سازش های عوامانه را از ایشان می بینیم  و از سوی دیگر مواضع آشتی ناپذیر شان را شاهد هستیم .

اگر تاکید و اصرار روی جدا سازی رای های پاک از ناپاک جدی بماند و همه مسایل به باطل سازی رای تقلبی متمرکز گردد و اگر ابزار های درست تشخیص تقلب در دسترس گروه های تفتیش و ابطال قرار داده شود، بدون شک این غایله به سود داکتر عبدالله می انجامد . در این صورت خیلی بعید به نظر می رسد که اشرف غنی و همراهانش شکست خود را بپذیرند و به پیروزی داکتر عبدالله گردن نهند. همچنان اگر سر انجام رای های تقلبی به درستی تشخیص نگردد و در پایان فرآیند بازشماری و باطل سازی آراء ، اشرف غنی برنده اعلام شود، بی تردید چنان که استاد عطا گفته است جناح اصلاحات و همگرایی این نتیجه را قبول نخواهد کرد.

به این حساب ، بحران به جای خود باقی است و تمام این نمایش های فرعی از قبیل ایجاد کمیته وحدت ملی و کار روی دولت مشترک آینده و غیره ، همه اش بی معنی و بی حاصل خواهند بود.

بر اساس آنچه که من می بینم و میدانم ، در صورتی که کدام نقشه اصلی بسیار مخفی از قبل تعیین شده و رویش موافقت صورت گرفته از طرف امریکا و مالکان خارجی اوغانستان در حال عملی شدن نباشد، در صورتی که کدام " معجزه " دیگری نشود و یکی از نامزدان از رییس جمهور شدن منصرف نگردد، وضع در چند هفته آینده به سوی عمیق تر شدن بحران به پیش خواهد رفت.

فاشیست های اوغان و قبیله پرستان ، از حامد کرزی گرفته تا اشرف غنی و اسماعیل یون و دیگرانش، قطعا حاضر نیستند که پیروزی داکتر عبدالله را بپذیرند. اگر به قانون شکنی باشد، قانون را می شکنند. اگر به کله شخی باشد ، کله شخی می کنند . اگر به زورگویی باشد ، زور می گویند. به هر قیمتی که شود ، فاشیست های تقلبکار می خواهند که قدرت را بگیرند و از رفتن حریف به ارگ جلو گیری نمایند.

در پیش روی داکتر عبدالله و گروه اصلاحات و همگرایی دو گزینه وجود دارد : نخست اینکه بر تعهد خود استوار بماند و به فشار های خارجی و زورگویی ها و کله شخی ها و بی منطقی های باند اشرف غنی تسلیم نگردد و به هر قیمتی که شده حق خود را به دست آورد. یعنی داکتر عبدالله باید همان سخن خود را به یاد داشته باشد که " اگر قطعه قطعه هم شوم از یک رای شما نمی گذرم " . گزینه دوم این است که هم داکتر عبدالله و هم همراهانش تمام وعده ها و گفته ها و شعار های خود را فراموش کنند، بر همه تعهدات اخلاقی که با مردم بستند پای بگذارند، خود را در چشم خلایق خوار و حقیر سازند و با شرمنده گی و سر افگندگی تاریخی یک بار دیگر شکست در برابر تقلب و فاشیزم را بپذیرند و به گرفتن چند امتیازک و چوکی گک دل خوش نمایند.

من بارها نوشته و گفته ام که تسلیم شدن در برابر تقلبکاران ، به هر بهانه و با هر توجیهی که باشد ، خیانت بزرگ تاریخی و ملی است که حاصلش چیزی نخواهد بود جز  شرمنده گی و سرافگنده گی و پشیمانی همیشگی .

من به این باور هستم که اشرف غنی و گروهش ، هیچ پایه و ریشه مردمی ندارند . اگر رای اوزبیک ها نمی بود، اشرف غنی همسنگ و همطراز  " سلطانزوی " می بود و بیشتر از چند هزار رای نمی داشت. حالا با تقلب و تقلب و تقلب کاری های مستمر ، با تبلیغات سرسام آور و پشتیبانی اسرائیل و انگلیس و بخش های از قدرتمندان امریکایی و خارجی های دیگر، خود را در جایگاه نفر دوم قرار داد. اگر اشرف غنی بازنده شود و حتی از تمام این روند بکلی رانده شود، هیچ کاری از دستش ساخته نیست. کسانی که به ناحق اشرف غنی را خیلی بزرگ می سازند و طوری جلوه می دهند که گویی اگر اشرف غنی در قدرت سهیم نباشد ، اوغانستان به سوی ازهمپاشیده گی خواهد رفت، یک سخن بی اساس می گویند. اشرف غنی کی است که اوغانستان را به سوی از همپاشیده گی ببرد؟!  حزب اوغان ذلت که در پشت اشرف غنی ایستاده است، خودش هیچ پایگاهی در اوغانستان ندارد. همین آقایان فاشیست  که این همه ناحق میغرند توان این را ندارند که در قریه ها و  زادگاه های خود بروند و در کابل هم بدون دهها نفر محافظ از خانه بیرون آمده نمی توانند . این ها قدرتی ندارند که ما از آنها در هراس باشیم .قبیله پرستان کاری که می توانند ، در همین سیزده سال هم انجام داده اند . طالب همان طالب است و اگر امریکا و دیگر کشور های غربی برای شان چراغ سبز نشان ندهند و تجهیز شان نکنند، بیشتر از همین حدی که حالا خرابی می کنند ، کاری را از پیش برده نخواهند توانست. جنگ با طالب به هر صورتش وجود دارد و ادامه خواهد داشت . از طالب که نمی ترسیم ، دیگر از چه کسی هراس داریم ؟ از اشرف غنی گک میزوف می ترسیم که خودش در زمین سایه و در آسمان ستاره ندارد ؟

این یکی از اشتباهات بزرگ ماست که یک آدم بی خاصیت و همراهان بی خاصیت تر از خودش را بسیار بزرگ و قوی نشان می دهیم و چنان می پنداریم که اگر با این ها در گیر شوییم شکست خواهیم خورد. اشرف غنی و همراهانش ، نه در شرق و جنوب جای دارند و در شمال کسی به گپ شان پیاز را پوست می کند . در حالیکه ما در سراسر کشور جایگاه و پایگاه های استوار و خلل ناپذیر مردمی داریم و می توانیم اشرف غنی و کرزی و دیگرانش را به یک ضربه تا پشاور و لندن بدوانیم . اشرف غنی میزوف و همدستانش که هیچ پایگاه مردمی و قدرت واقعی ندارند ، می آیند و این همه غُر و فش می کنند و خود را " شیرغران " می خوانند، داکتر عبدالله که میلیونها انسان این سرزمین به راستی و از ته دل در پشتش ایستاد هستند و بیشتر از هرکسی نیرومند ترین شخصیت های سیاسی و نظامی را با خود دارد چرا بترسد و بلرزد و نغمه تسلیم سر دهد ؟!

داکتر عبدالله و همراهانش ، در عین حالیکه هوشمندانه در روند های دیگری وارد می شوند و روش های مسالمت آمیز و قانونی و مدنی را پیش می گیرند و کوشش می کنند که وضع به شکل درست و بدون جنجالهای زیاد مهار شود و حق به حقدار برسد، باید هیچگاهی به گونه ای سخن نگویند و عمل نکنند که باعث خلق توهم و سوء تفاهم در میان هوادران شان گردد. این ذهنیت که داکتر عبدالله در برابر تقلب تسلیم خواهد شد باید بار دیگر به هیچ صورت و به هیچ قیمت زمینه تبارز نیابد .

من باز می گویم که بیرون ماندن مردم از صحنه های مبارزه ، بی توجهی فعالان مدنی ، به حاشیه رانده شدن جنبش ضد تقلب و خاموشی افراد قاطع و آشتی ناپذیر با تقلب در داخل گروه اصلاحات و همگرایی ، باعث خواهد شد که روحیه سازش و تسلیم در شخص داکتر عبدالله و آن عده از اطرافیانش که خواهان " جور آمد به هر قیمت " هستند تقویت و غالب خواهد شد.

ما باید ناامید نشوییم ، از مبارزه و افشاگری دست نکشیم ، با همه توانایی های فردی و جمعی خویش در برابر تقلب و جعلکاری و جنایت فاشیست ها ایستاده گی کنیم . در همین حال ، با اینکه برای بهترین برآیند تلاش می کنیم ، برای بد ترین حالت و پیش آمد همه آماده گی ها را داشته باشیم . حق با زاری و گردن پتی گرفته نمی شود، حق را باید با زور و گردن افراشته از دشمن گرفت.شاعری گفته است که :

اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهیست

اشک کباب باعث طغیان آتش است

با سپاس

درویش دریادلی

این هم پیوند مصاحبه استاد عطا محمد نور والی بلخ با نشریه واشنگتن پوست :

http://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/key-abdullah-ally-warns-of-afghan-unrest-if-vote-recount-is-one-sided/2014/08/13/5db8e2b2-230a-11e4-8b10-7db129976abb_story.html



کی شکست را می پذیرد؟ غنی یا عبدالله ؟!

نبشته از : درویش دریادلی

پس از آن که با فشار امریکا ، موافقتنامه از سوی هر دو نامزد ریاست جمهوری در کابل امضاء شد، از همان لحظه های نخست اختلاف نظر در تحلیل و تفسیر مواد موافقتنامه نمایان گشت. داکتر عبدالله و همراهانش یک برداشت و تفسیر پیشکش کردند و اشرف غنی و  باندش تفسیر و نگرش دیگری را بیان داشتند. داکتر عبدالله می گوید که موافقتنامه بر تقسیم برابر قدرت میان برنده و بازنده انتخابات تاکید دارد و قدرت باید بر مبنای دستور این موافقتنامه به صورت عادلانه و مساویانه میان رییس جمهور و رییس اجراییه تقسیم شود . اما اشرف غنی می گوید که قدرت تقسیم نمی شود، همان صلاحیت های که قانون اساسی اوغانستان به رییس جمهور داده است برجای خویش است و هرکسی که برنده انتخابات بود باید بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند و از تمام صلاحیت هایی که قانون اساسی برایش داده است به صورت کامل برخودار باشد و مقام رییس اجرائیه نیز تحت اداره و سرپرستی رییس جمهور کار می کند  و به رییس جمهور پاسخگو می باشد. خود رییس جمهور همه وزیران را بر می گزیند و به شورای ملی جهت گرفتن رای اعتماد معرفی می کند و دیگر همه کار ها همانگونه که قانون اساسی مشخص ساخته است به پیش خواهند رفت. از دیدگاه اشرف غنی ، در یک حکومت دو رییس و صاحب صلاحیت های مساوی نه عملی است و نه منطقی . غنی می گوید که من قدرت را تقسیم نمی کنم و هیچ کاهشی را در صلاحیت های قانونی رییس جمهور نمی پذیرم . ولی داکتر عبدالله می گوید که نه ، برنده و بازنده انتخابات هر دو قدرت را و کرسی ها را به صورت عادلانه و مساوی تقسیم می کنند و رییس اجرائیه میتواند برخی از صلاحیت های رییس جمهور را از آن خود سازد. بیشترین تاکید داکتر عبدالله روی عملی شدن مواد همین توافقنامه است تا هر قانون دیگر.

حالا  دور پرسشی که خلق می شوند : نخست ، اگر اشرف غنی به این نتیجه رسیده است که در اثر تفتیش و بازشماری رای پاک مردم ، انتخابات را می بازد و مقام رییس اجرائیه به او  داده می شود، چرا بسیار کوشش دارد که رییس اجرائیه و بازنده انتخابات( خود اشرف غنی ) از هیچ صلاحیت و مقام قوی برخوردار نباشد و صرف یک مامور عادی دولت محسوب شود و قدرت هم تقسیم نشود میان دو طرف ؟!   دوم ، اگر داکتر عبدالله مطمئن است که پس از تفتیش و بازشماری آراء و باطل شدن رای ناپاک حتمن رییس جمهور می شود ، چرا یکسره تلاش و تقلا دارد که مقام و موقعیت رییس جمهور ( خود داکتر عبدالله ) را ضعیف سازد و حریفی را که خودش خواهان صلاحیت های بیشتر نیست و تقسیم قدرت را نمی خواهد به جبر صاحب صلاحیت و  قدرت بیش از حد سازد؟! در این صورت ، هر دو شخص مورد نظر ، تیشه به ریشه خود می زنند و ضد موقعیت و مقامی که در آینده قرار است صاحبش شوند ، سخن می گویند و این کاری است که به عقل سلیم جور نمی آید. باید ریشه های این گونه موقف گیری های این دو فرد در جای دیگری باشد .

اما ، مردمی که این درامه را تماشا می کنند ، اینگونه نتیجه می توانند بگیرند که اشرف غنی صد در صد مطمئن است که با وصف همه مسایل و تلاش های مخالفین ، در فرجام خودش برنده انتخابات و به حیث رییس جمهور اعلام می شود و از همین خاطر میخواهد هیچ خللی و خدشه ای به نظام ریاستی و مقام رییس جمهور نرسد و همان قانون اساسی و همان صلاحیت هایش بر قرار بماند و خودش یک رییس جمهور قدرتمند و با صلاحیتهای عام و تام باشد. در مقابل ، داکتر عبدالله چون مطمئن است که هیچ امکان ندارد که برنده انتخابات شود و  مقام رییس اجرائیه برایش می رسد ، از این خاطر تلاش دارد که صلاحیت های رییس جمهور کمتر شود و حد اقل یک مقدار صلاحیت به او هم داده شود. همچنین داکتر عبدالله میخواهد که در تقسیم کرسی ها نیز سهم داشته باشد و حق مساوی برایش برسد . از همین خاطر است که داکتر عبدالله این قدر بالای قوی ساختن مقام رییس اجرایی و تقسیم قدرت اصرار می ورزد.

ما میدانیم که اشرف غنی میزوف ، دیوانه قدرت است . از این رو ، محال است که اشرف غنی با وصف دانستن اینکه انتخابات را می بازد، این قدر انسان صادق و پاک و متعهد به قانون باشد که به این خاطر از حقوق و صلاحیت های که میخواهند به وی به حیث رییس اجرائیه و بازنده انتخابات بدهند صرف نظر کند !  اگر اشرف غنی به برنده بودن خود صد در صد اطمینان نمی داشت ، هرگز چنین موقفی را اتخاذ نمی کرد که اکنون اتخاذ کرده است.

در مورد داکتر عبدالله ، باید گفت که به قرار معلومات دقیق ، وی قطعا و به هیچ صورت به این باور نیست که انتخابات را می بازد و رییس جمهور نمی شود . اما این هم یک اشتباه دیگری بود که داکتر عبدالله و دسته اش کردند . این ها که خود را برنده قاطع و بدون تردید انتخابات می دانند و مطمئن هستند که ریاست جمهور به داکتر عبدالله می رسد، هیچ احتیاجی نداشتند که بالای کاهش صلاحیت های رییس جمهور و تقسیم قدرت این قدر تاکید و پافشاری کنند . همین موقفگیری غیر ضروری ایشان باعث شد که خیلی از هواداران گروه اصلاحات و همگرایی دچار حیرت شوند و به این شک گرفتار گردند که داکتر عبدالله تسلیم تقلب شده است و از موقعیت بازنده و ضعیف گپ می زند.

در حالیکه این شک و نا آرامی هوداران اصلاحات و همگرایی بر اساس همین شواهد چند روز اخیر قابل درک است و موجه می باشد ، اما نتیجه گیری های منفی که شماری از طرفداران همگرایی کرده اند تحت تاثیر  تبلیغات روانی باند اشرف غنی بوده است. اشرف غنی و باندش میخواستند که مردم همین گونه فکر کنند و به همین نتیجه گیری ها برسند . در این کار خود بدون تردید در همان مقطع پیروز هم شدند .

خوشبختانه ، گروه اصلاحات و همگرایی به بسیار زودی متوجه این مساله شد و با پخش چند یادداشت روشن و قاطع از جانب داکتر مجیب الرحمن رحیمی ، آقای بهزاد و آقای سنچارکی و کسان دیگر، بر همه توهمات و سوء تفاهم های هوادران خود پایان بخشیدند و نوشتند که اصلاحات و همگرایی برنده قاطع و بی تردید انتخابات است و مقام ریاست جمهوری حق مسلم داکتر عبدالله می باشد و به چیزی کمتر از این قانع نخواهند شد.

آمدن استاد عطامحمد نور والی قدرتمند بلخ به کابل و گفتگو با رهبران اصلاحات و همگرایی و نشر مصاحبه هایش در نشرات داخلی و خارجی ، روحیه عمومی را به گونه ای چشمگیری دگرگون ساخته است و باز هم امید هوداران اصلاحات و همگرایی و مردمانی که به داکتر عبدالله رای داده اند به پیروزی بیشتر شده است . به ویژه این گفتار استاد عطا که در نشریه " واشنگتن پوست" بازتاب یافته است ، روشن ترین سخنی است که از جناح اصلاحات و همگرایی در این روزهای ورد زبان همگان شده است . استاد عطا گفت که :

(( اگر شمارش آراء یکجانبه و آمیخته با تقلب باشد، ما نتیجه را نمی پذیریم و در برابر شان زانو نمی زنیم . ما بحران نمی خواهیم ، ولی ما از حق مردم خود دفاع خواهیم کرد. در صورتی که رای تقلبی را رسمیت بخشند و حق مردم را زیر پای کنند، ما یک قیام عمومی را آغاز می کنیم ، موسسات و ساختمان های دولتی را اشغال می کنیم ، ما از روند پای خود را می کشیم و ما دولت غیر قانونی را که بر اساس رای تقلبی روی کار بیاید قبول نمی کنیم . ))( داکتر عبدالله ، مصاحبه با نشریه واشنگتن پوست . پیوند منبع در پایان این نبشته درج است. لطفن به منبع مراجعه کنید ) .

هرچند که وضع در اوغانستان هرلحظه و هرساعت و هر روز در حال تغییر و دگرگونی است و سیاستمداران ما در هر دقیقه یک موضعگیری نو می کنند و با حرفهای خود همه خلایق را به حیرت می افگنند، اما با این هم طوری به نظر می رسد که هر دو گروه رقیب ، به چیزی کمتر از ریاست جمهوری قانع نیستند. از آنجایی که در میان هر دو دسته رقیب دیدگاه های متفاوت وجود دارند ، ما شاهد سخنان متفاوت و ضد و نقیض در داخل هر دو گروه می باشیم. از یک سو ، گرایش به سازش های عوامانه را از ایشان می بینیم  و از سوی دیگر مواضع آشتی ناپذیر شان را شاهد هستیم .

اگر تاکید و اصرار روی جدا سازی رای های پاک از ناپاک جدی بماند و همه مسایل به باطل سازی رای تقلبی متمرکز گردد و اگر ابزار های درست تشخیص تقلب در دسترس گروه های تفتیش و ابطال قرار داده شود، بدون شک این غایله به سود داکتر عبدالله می انجامد . در این صورت خیلی بعید به نظر می رسد که اشرف غنی و همراهانش شکست خود را بپذیرند و به پیروزی داکتر عبدالله گردن نهند. همچنان اگر سر انجام رای های تقلبی به درستی تشخیص نگردد و در پایان فرآیند بازشماری و باطل سازی آراء ، اشرف غنی برنده اعلام شود، بی تردید چنان که استاد عطا گفته است جناح اصلاحات و همگرایی این نتیجه را قبول نخواهد کرد.

به این حساب ، بحران به جای خود باقی است و تمام این نمایش های فرعی از قبیل ایجاد کمیته وحدت ملی و کار روی دولت مشترک آینده و غیره ، همه اش بی معنی و بی حاصل خواهند بود.

بر اساس آنچه که من می بینم و میدانم ، در صورتی که کدام نقشه اصلی بسیار مخفی از قبل تعیین شده و رویش موافقت صورت گرفته از طرف امریکا و مالکان خارجی اوغانستان در حال عملی شدن نباشد، در صورتی که کدام " معجزه " دیگری نشود و یکی از نامزدان از رییس جمهور شدن منصرف نگردد، وضع در چند هفته آینده به سوی عمیق تر شدن بحران به پیش خواهد رفت.

فاشیست های اوغان و قبیله پرستان ، از حامد کرزی گرفته تا اشرف غنی و اسماعیل یون و دیگرانش، قطعا حاضر نیستند که پیروزی داکتر عبدالله را بپذیرند. اگر به قانون شکنی باشد، قانون را می شکنند. اگر به کله شخی باشد ، کله شخی می کنند . اگر به زورگویی باشد ، زور می گویند. به هر قیمتی که شود ، فاشیست های تقلبکار می خواهند که قدرت را بگیرند و از رفتن حریف به ارگ جلو گیری نمایند.

در پیش روی داکتر عبدالله و گروه اصلاحات و همگرایی دو گزینه وجود دارد : نخست اینکه بر تعهد خود استوار بماند و به فشار های خارجی و زورگویی ها و کله شخی ها و بی منطقی های باند اشرف غنی تسلیم نگردد و به هر قیمتی که شده حق خود را به دست آورد. یعنی داکتر عبدالله باید همان سخن خود را به یاد داشته باشد که " اگر قطعه قطعه هم شوم از یک رای شما نمی گذرم " . گزینه دوم این است که هم داکتر عبدالله و هم همراهانش تمام وعده ها و گفته ها و شعار های خود را فراموش کنند، بر همه تعهدات اخلاقی که با مردم بستند پای بگذارند، خود را در چشم خلایق خوار و حقیر سازند و با شرمنده گی و سر افگندگی تاریخی یک بار دیگر شکست در برابر تقلب و فاشیزم را بپذیرند و به گرفتن چند امتیازک و چوکی گک دل خوش نمایند.

من بارها نوشته و گفته ام که تسلیم شدن در برابر تقلبکاران ، به هر بهانه و با هر توجیهی که باشد ، خیانت بزرگ تاریخی و ملی است که حاصلش چیزی نخواهد بود جز  شرمنده گی و سرافگنده گی و پشیمانی همیشگی .

من به این باور هستم که اشرف غنی و گروهش ، هیچ پایه و ریشه مردمی ندارند . اگر رای اوزبیک ها نمی بود، اشرف غنی همسنگ و همطراز  " سلطانزوی " می بود و بیشتر از چند هزار رای نمی داشت. حالا با تقلب و تقلب و تقلب کاری های مستمر ، با تبلیغات سرسام آور و پشتیبانی اسرائیل و انگلیس و بخش های از قدرتمندان امریکایی و خارجی های دیگر، خود را در جایگاه نفر دوم قرار داد. اگر اشرف غنی بازنده شود و حتی از تمام این روند بکلی رانده شود، هیچ کاری از دستش ساخته نیست. کسانی که به ناحق اشرف غنی را خیلی بزرگ می سازند و طوری جلوه می دهند که گویی اگر اشرف غنی در قدرت سهیم نباشد ، اوغانستان به سوی ازهمپاشیده گی خواهد رفت، یک سخن بی اساس می گویند. اشرف غنی کی است که اوغانستان را به سوی از همپاشیده گی ببرد؟!  حزب اوغان ذلت که در پشت اشرف غنی ایستاده است، خودش هیچ پایگاهی در اوغانستان ندارد. همین آقایان فاشیست  که این همه ناحق میغرند توان این را ندارند که در قریه ها و  زادگاه های خود بروند و در کابل هم بدون دهها نفر محافظ از خانه بیرون آمده نمی توانند . این ها قدرتی ندارند که ما از آنها در هراس باشیم .قبیله پرستان کاری که می توانند ، در همین سیزده سال هم انجام داده اند . طالب همان طالب است و اگر امریکا و دیگر کشور های غربی برای شان چراغ سبز نشان ندهند و تجهیز شان نکنند، بیشتر از همین حدی که حالا خرابی می کنند ، کاری را از پیش برده نخواهند توانست. جنگ با طالب به هر صورتش وجود دارد و ادامه خواهد داشت . از طالب که نمی ترسیم ، دیگر از چه کسی هراس داریم ؟ از اشرف غنی گک میزوف می ترسیم که خودش در زمین سایه و در آسمان ستاره ندارد ؟

این یکی از اشتباهات بزرگ ماست که یک آدم بی خاصیت و همراهان بی خاصیت تر از خودش را بسیار بزرگ و قوی نشان می دهیم و چنان می پنداریم که اگر با این ها در گیر شوییم شکست خواهیم خورد. اشرف غنی و همراهانش ، نه در شرق و جنوب جای دارند و در شمال کسی به گپ شان پیاز را پوست می کند . در حالیکه ما در سراسر کشور جایگاه و پایگاه های استوار و خلل ناپذیر مردمی داریم و می توانیم اشرف غنی و کرزی و دیگرانش را به یک ضربه تا پشاور و لندن بدوانیم . اشرف غنی میزوف و همدستانش که هیچ پایگاه مردمی و قدرت واقعی ندارند ، می آیند و این همه غُر و فش می کنند و خود را " شیرغران " می خوانند، داکتر عبدالله که میلیونها انسان این سرزمین به راستی و از ته دل در پشتش ایستاد هستند و بیشتر از هرکسی نیرومند ترین شخصیت های سیاسی و نظامی را با خود دارد چرا بترسد و بلرزد و نغمه تسلیم سر دهد ؟!

داکتر عبدالله و همراهانش ، در عین حالیکه هوشمندانه در روند های دیگری وارد می شوند و روش های مسالمت آمیز و قانونی و مدنی را پیش می گیرند و کوشش می کنند که وضع به شکل درست و بدون جنجالهای زیاد مهار شود و حق به حقدار برسد، باید هیچگاهی به گونه ای سخن نگویند و عمل نکنند که باعث خلق توهم و سوء تفاهم در میان هوادران شان گردد. این ذهنیت که داکتر عبدالله در برابر تقلب تسلیم خواهد شد باید بار دیگر به هیچ صورت و به هیچ قیمت زمینه تبارز نیابد .

من باز می گویم که بیرون ماندن مردم از صحنه های مبارزه ، بی توجهی فعالان مدنی ، به حاشیه رانده شدن جنبش ضد تقلب و خاموشی افراد قاطع و آشتی ناپذیر با تقلب در داخل گروه اصلاحات و همگرایی ، باعث خواهد شد که روحیه سازش و تسلیم در شخص داکتر عبدالله و آن عده از اطرافیانش که خواهان " جور آمد به هر قیمت " هستند تقویت و غالب خواهد شد.

ما باید ناامید نشوییم ، از مبارزه و افشاگری دست نکشیم ، با همه توانایی های فردی و جمعی خویش در برابر تقلب و جعلکاری و جنایت فاشیست ها ایستاده گی کنیم . در همین حال ، با اینکه برای بهترین برآیند تلاش می کنیم ، برای بد ترین حالت و پیش آمد همه آماده گی ها را داشته باشیم . حق با زاری و گردن پتی گرفته نمی شود، حق را باید با زور و گردن افراشته از دشمن گرفت.شاعری گفته است که :

اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهیست

اشک کباب باعث طغیان آتش است

با سپاس

درویش دریادلی

این هم پیوند مصاحبه استاد عطا محمد نور والی بلخ با نشریه واشنگتن پوست :

http://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/key-abdullah-ally-warns-of-afghan-unrest-if-vote-recount-is-one-sided/2014/08/13/5db8e2b2-230a-11e4-8b10-7db129976abb_story.html


نظرات   

 
0 #1 سرور عظیمی 1393-05-24 17:37
من و هرکس از دوستان و قومایم به داکتر عبدلله رای دادم. اگر داکتر صاحب حق ما را نگیرد به خداوند قسم هیچ وقت ایشان را نمی بخشم. اگر استادگی کند تا اخرین قطره خون از حق او و مردم دفاع می کنم. این گپ را به داکتر صاحب و استاد محقق بگویید.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید