سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 15 مهر 1393
پرینت

اول تو مرد شو تاجیکها را متحد بساز ؟!
یادداشتی از : درویش دریادلی .
دوستانم می دانند که یکی از کار های اساسی من تلاش برای همبستگی تاجیکهاست. در همین راستا، دیروز ، با یکی از تاجیکان مهربان گپ و سخنی داشتم و میخواستم به او بفهمانم که خودش را از اسارت اندیشه های تلقینی و ناکارآمد سنتی رها کند و نه خودش دنبال نخود سیاه سرگردان باشد و نه دیگران را تشویق به ساختن آرمانشهرهای خیالی

 

و عملی ساختن شعار های میان خالی کند. از شرایط خاص اوغانستان ، قومی بودن و قبیله یی بودن آن ، سخن گفتم و از این که در این مرحله ما پیشتر از کار دیگر باید به خود سازی ملی تاجیکی بپردازیم . من تاکید بر این داشتم که ما تاجیکها به خاطر رسیدن به یک همزیستی انسانی و همگرایی با دیگر تیره ها و قوم های که در اوغانستان و پیرامون آن زنده گی می کنند، نیاز به این داریم که در گام نخست مردم تاجیک و پارسی گوی را متحد سازیم و در پی آن برای رسیدن به یک تفاهم و همدلی پایدار و راستین با دیگر مردمانی که در این جغرافیای پهناور زیست دارند ، تلاش کنیم . گفتم ، همبستگی تاجیکان ، بنیاد و پایۀ اساسی یک اتحاد کلان کشوری و منطقه یی است و بی همبستگی تاجیکان ، بی نقش چشمگیر تاجیکان در فرآیند های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و غیره ، ما پیروز به ساختن یک کشور با ثبات و صاحب آرامش نخواهیم شد . نیرومندی تاجیکان و پارسی زبانان و نقش برازندۀ آنان در روند های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ، سبب پررنگ شدن خشونت زدایی، همدیگرپذیری و همدلی و همزیستی خوب انسانی خواهد شد. سود این همبستگی و نیرومندی تاجیکان، به همه ساکنان کشور و گسترۀ پهناور فرهنگی ما خواهد رسید . .... گفتم و گفتم و گفتم .....

دوست تاجیک من که به سخنانم گوش داده بود ، در پایان همه حرفهایم گفت :

دریادلی عزیز، من زیاد گپ نمی زنم ، تنها یک چیز را برایت می گویم که : ما شاید پشت نخود سیاه سرگردان باشیم ، اما من خودت را که می بینم ، مخصوصا در این چهارده پانزده سال آخر ، بیخی در خواب راه میروی. چیزی را که تو میخواهی در صد سال دیگر هم شدنی نیست. از آن گپ های خیالی و خوشباورانه دیگری که میزنی می گذرم ، یک چیز را ازت می خواهم که اول تو مرد شو همین تاجیکها را متحد بساز ، باز در بارۀ خواب های دیگرت گپ می زنیم .  این تاجیکها را که من می بینم ، در صد سال دیگر هم پدر کس این ها را متحد ساخته نمی تواند !

وقتی گفتگوی ما به پایان رسید، من به سخنان آن دوستم می اندیشیدم که آیا راست می گوید ؟ تاجیکها هیچگاهی متحد نخواهند شد ؟!

پسانترها که فرصت یافتم ، سری به رخنامه زدم ، دیدم که کسانی با نام های رنگا رنگ  آمده اند از نشانی " بدخشانی ها " به فرق " پنجشیری ها " می زنند که پنجشیری ها در این سیزده سال حق ما را خورده اند !

به تیلویزیون طلوع ، برنامه " تودی خبری" نگاه می کردم که بانو " نیلوفر ابراهیمی " گل و ریحان می افشاند و با نیش زدن به پنجشیر میخواهد حق بدخشان را از اشرف غنی بگیرد. یادم آمد که دوست دیرینم آقای فیض الله جلال نیز همین دادخواهی پنجشیر کوبانه را پارسال در همین تلویزیون طلوع فریاد کرده بود که پنجشیری ها حق همه تاجیک ها را می خورند !

من مخالف طرح این مسایل نیستم . هرکس حق دارد هرچیزی را که راست می داند بگوید. اما میدانم که طرح درست دادخواهی های ما این گونه نباید باشند. به خاطر چند نفر پنجشیری که در ساختار دولت پوشالی کرزی حضور داشتند و غیر از شخص خود و خانواده خود ، هیچ کاری برای هیچ کس دیگری انجام ندادند، لازم نیست که همه ی "پنجشیری ها" کوبید و نفرین کرد. مردم پنجشیر ، مثل مردم شمالی و کهدامن و  بدخشان و تخار و دیگران ، در فقر و بدبختی و دربدری به سر می برند. انتقاد کردن از کار و کردار چند نفر مشخصی که از پنجشیر هستند، یک مساله است ، اما کوبیدن و نفرت پراگنی علیه همه مردم مجاهد و مبارز پنجشیر ، یک مساله دیگر. " پنجشیری ها " ، پنجشیری ها ، گفتن پر کینه و پر نفرت  این عزیزان به راستی آدم را حیران می سازد و این پرسش را در ذهن انسان بر می انگیزد که چرا و به چه دلیلی ، این کسان ، اینگونه پنجشیر ستیز هستند ؟! با این کار چه بدست می آورند و به کجا می رسند؟! البته من از آن کسانی نیستم که انتقاد از چند وزیر و مامور پنجشیری را ، پنجشیر ستیزی تلقی کنم. کسانی که از بی توجهی ها و عیب ها و بی کفایتی های فلان وزیر و بهمان رییس پنجشیری انتقاد می کنند، حق شان است . اما آن چند فرد را بهانه ساخته و همه پنجشیری ها را کوبیدن و نفرین کردن ، کار درست نیست و تیشه زدن به ریشه همه تاجیکان می باشد.

این روز ها که جناب جلالتمآب عالی شان ، رهبر معظم و منظم و خوشقدم دولت وحدت ملی آقای اشرف غنی احمدزی به کرسی ریاست جمهوری نشسته اند، ما شاهد افزایش چشمگیر حرکتهای ضد پنجشیر و پنجشیری ها در رسانه های اجتماعی و رسانه های همگانی داخل و خارج اوغانستان هستیم. گمانم این است و شواهدی در دست داریم که برنامه های شیطانی کتاب دویمه سقاوی را در باره پنجشیر و پنجشیری ها ، از یک زاویه دیگر، آغاز کرده اند. بدنام سازی پنجشیری ها ، تبلیغات و پروپاگند های رقم رقم در باره پنجشیریها ، اذیت و آزار و زیر فشار قرار دادن پنجشیری ها، از مناطق مختلف کابل و دیگر ولایت های اوغانستان کشیدن پنجشیری ها و دیگر فعالیت های ضد پنجشیری در دست اجرا است. بسیار امکان دارد که ما در روز ها و ماه های آینده ، شاهد برخورد های دشمنانه با مردمان پنجشیری در هر گوشه و کنار مملکت باشیم . فاشیست های اوغان، کینه دیرینه و پایان ناپذیر در مقابل مردم دشمن شکن پنجشیر دارند و از هیچ تلاش و کوششی برای درهم شکستن غرور و سرکشی و سلحشوری مردم پنجشیر فرو گذار نخواهند کرد. اما جای بسیار تاسف است که در این کارزار شیطانی از عناصر نادان ، فریب خورده ، نا عاقبت اندیش و پیش پای بین تاجیک نیز برای پنجشیری ستیزی استفاده می کنند. تاجیک هایی که نمی دانند این کار شان چه جنایتی است در حق خود مردم تاجیک، بیرق ضد پنجشیری را با یک وقاحت عجیب برافراشته اند.

  گپ بسیار جالبتر و مهم تر این که بیشتر این پنجشیر ستیزی ها از زبان و قلم کسانی می تراود که از شمالی ( کهدامن ) و بدخشان هستند ، از دو همسایه استراتژیک پنجشیر که همیشه در همه غمها و شادی ها با هم شریک و همگام بوده اند.

وقتی این سر و صدا های برآمده از بدخشان و شمالی را دیدم و شنیدم ، این تصویر در ذهنم جان گرفت : دیدم که میخواهند دو بال نیرومند عقاب بلند پرواز هندوکش را ببرند، میخواهند پرنده را  بی بال سازند، میخواهند پنجشیر ، بی شمالی و بی بدخشان شود ، میخواهند خاطرۀ پرواز را از ذهن ما بشویند . میخواهند ما را به جان هم اندازند و خود بی خیال و بی تشویش به تطبیق برنامه های فاشیستی خویش بپردازند.

جالب است، خیلی جالب . در این لحظه ایکه بزرگترین خیانت و حق تلفی در حق تمام ملت تاجیک در اوغانستان شده است و این مردم از ساختار قدرت دولتی به حاشیه پرتاب شده اند ، به جای این که  فاشیست های اوغان و باداران عدالت شکن شان بکوبند و نفرین کنند و  حق خود را بخواهند ، کسانی آمده اند و میگویند که پنجشیری ها حق ما را بلعیده اند ، ما باید حق خود را از کام پنجشیری ها بکشیم . از اشرف غنی میخواهند که پنجشیری ها را دور بریزد و بدخشانی ها را به حق شان برساند . این را من نمی دانم که چگونه میتوان توجیه کرد؟! به اشرف غنی التماس می کنند که پنجشیری ها را به گوشه ای براند و به سر جای شان بنشاند !

شاید به خطا رفته باشم ، شاید درست نگفته باشم ، شاید به گفته ی آن دوست گرامی ام در خواب راه می روم ، شاید آن دوست من راست می گوید که این تاجیکها را در صد سال دیگر هم پدر کس متحد ساخته نمی تواند ، شاید ...... اما ، نا امید نمی شوم . میدانم که پس از شکست های بزرگ از بیگانگان، مردمان یک ملت یا یک جمعیت انسانی، برای گریز از درمانده گی،  به جان هم می افتند . این نشانه های روشنی از احساس شکست خورده گی ما در برابر تقلبکاران فاشیست و باداران خارجی شان می باشد. بدبختانه  در اثر تسلیمی و جبین به خاک مالیدن چند تا آدم معامله گر و چوکی طلب ، هزاران هزار نفر از تاجیکان شکار احساس سرخورده گی و منفی گرایی شده اند. ما ناگزیریم این مرحله را از سر بگذارانیم و امید و دلگرمی را باز بیافرینیم. خوشبختانه ، این خود خوری و خود شکنی و خود ستیزی ، بخش اصلی و اکثریت تاجیکان را هنوز به خود نکشانده است و امکان اینکه ما بتوانیم با این بیماری و حالت زیانبار مقابله و مبارزه کنیم زیاد می باشد. هرچه است، من ، هنوز هم ، برای همبستگی تاجیکان تلاش می کنم . شاید روزی به این آرمان خود برسم، اگر نه من ، دیگرانی خواهند رسید، میدانم .

باعشق ، با پیام بیداری ، با امید ، با استواری .

تاجیکم با تاجیکانم زنده ام

درویش دریادلی

سه شنبه 15 مهر/ میزان 1393

هفتم اکتوبر 2014


نظرات   

 
0 #1 Taher 1393-07-17 03:45
واما چه باید کرد؟ بزرگ ترین نیروی یک ملت نه توپ است و نه تفنگ و نه پول و نه ثروت. مهمترین نیروی یک ملت نیروی انسانی آنهاست. یعنی چقدر مردم آگاه استند، چقدرشعور سیاسی دارند، چقدرسواد و تحصیل تاریخی ...دارند. دوصدوچند سال حکومت اشغالگران نیروی انسانی ما تاجک هارا خیلی ضعیف چه که از بین برده است. ملت تاجک باید از خواب غفلت و بیدار ساخته شوند، ازهویت وتاریخ شان باید آگاهی داده شوند...و بلاخره ملت باید ازین مغزشویی تمام
نجات داده شوند. این کار در یک سال دوسال...امکان ندارد. این کار تلاش های دسته جمعی، متداوم و خسته گی ناپذیر بکار دارد. نا امید شدن درین راه گناست.
ما شکایت میکنیم که تاجک باید اتحاد داشته باشند. امه نمی گوییم که چطور؟ اگر تاجک ها اتحاد ندارند، باید دلیل آنرا پیدا کرده ودر بین مردم عام پخش کرد تام مردم آگاه و هوشیار شوند...وغیره
بازگو کردن
 
 
0 #2 Taher 1393-07-17 03:59
ازیادم رفت بگویم که از وقتی که دست چپ و راستم را فهمیدم، همین موضع را داشتم که هنوز دارم. ده سال، پانزده و بیست سال قبل کسی جراّت، یا باخبری، یا علاقه نداشت که حتی نامی از تاجک بودن ...ببرد. اما امروز می بینم که بیداری در بین تاجک ها روز بروز زیاد شده میرود و دیر نخواهد بود که این بیداری در بین مردم عام هم گسترش یابد.
بازگو کردن
 
 
0 #3 Taher 1393-07-19 13:29
آقای دریادلی، راوی و دیگر عزیزان و دلسوزان تاجک،
درکشور ما هر قومی که هر کاری بنام قوم خود کنند، هیچ گپی نیست. اما وقتی تاجک حتی نامی از تاجک ببرد، حا لی بپا می اندازند که گویا قیامت شده است. دفعتاً احساس مسلمانی شان بیدارشده ما را نا مسلمان می خوانند، و هزار حیله ونیرنگ بکار میبرند تا نشان بدهند که ما کار غیر اسلامی میکنیم. و همچنان حس وحدت خواهی، و وطن پرستی شان بیدارشده ما را تفرقه انداز و نوکران این و آن خطاب کرده قصد بی اعتبار ساختن را میکنند. وغیره وغیره...

ازشما ودیگران میخواهم که این نوع توطه های شان را جدی گرفته و کاری در جهت خنثی ساختن آن کنیم. میخواهم با همکاری یکدیگر لست درازی از این نوع عوام فریبی هایشان را برملا ساخته و یکایک رد کنیم. طورمثال بعد از بیانیه آقای پدرام، درتمام رسانه ها داد و فریاد را سر داده اند که این کار کار اسلامی نیست، نفاق اندازیست، برای قدرت است وغیره وغیره. لطفا یک این نوع فریب کاری هایشان را شناسایی کرده کمک کنید تا بتوانیم یک لست جامع ترتیب بدهیم.
تشکر
طاهر
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید