سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط ولادیمیر الکسییف
اخبار
نمایش از 23 مهر 1393
پرینت

ایالات متحده وارد نبرد بر سر ایران شده است: اگر ایران برود، چه چیزی در انتظار روسیه است؟

نویسنده : ولادیمیر الکسییف .

ایالات متحده در سال 2013 یعنی قبل از آنکه حسن روحانی به مقام ریاست جمهوری ایران انتخاب شود، به اجرای راهبرد جدید در حق تهران پرداخته بود. هدف آن، تضعیف و سپس ویرانی نظام دولتی و سیاسی

فعلی کشور، تابع خود کردن منابع عظیم نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران و تبدیل کردن این کشور به ابزار مطیع در خدمت تقویت سلطه آمریکایی بر منطقه خلیج فارس، خاور میانه، قفقاز جنوبی، منطقه خزر و آسیای مرکزی بود زیرا ایران قدرت منطقه ای کلیدی است که در تقاطع این مناطق واقع شده است. اگر احیاناً آمریکا بتواند به این هدف دست یابد، با رفتن ایران، این کشور عظیم، روسیه و منافع آن در آسیای مرکزی و قفقاز بزرگ چه خواهد شد؟

هدف اساسی واشنگتن

 گام هایی که دولت باراک اوباما امروزه در حق ایران برداشته است، قبل از همه هدف جدا کردن این کشور از روسیه را دنبال می کند  در حالیه روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه خیلی آهسته ولی باز هم به شراکت راهبردی تکامل می یابد. برای ایالات متحده در این منطقه اهمیت دارد که از تهران در مبارزه بر سر بیرون راندن فدراسیون روسیه از بازار اروپایی و جهانی گاز و تنزل قیمت های نفت در جهت تضعیف اقتصاد روسیه استفاده کند. باراک اوباما بعد از اعمال تحریم ها علیه مسکو در رابطه با اوکراین، این سیاست را بی پرده دنبال می کند. عرضه گسترده نفت ایرانی در بازار بعد از رفع تحریم های بین المللی از این کشور همراه با افزایش صادرات نفت ایالات متحده و عربستان سعودی می تواند قیمت های جهانی نفت را تا سطح 80-75 دلار بابت یک بشکه پایین آورد. با توجه به اینکه در بودجه سال 2015 فدراسیون روسیه قیمت نفت معادل 90 دلار در نظر گرفته شده است، به بودجه روسیه ضربه محکمی وارد خواهد آمد. ورود جمهوری اسلامی ایران به بازار اروپایی گاز (که ایران می تواند صادرات آن را از سال 2016 شروع کند) به درآمدهای روسیه ضربه نیرومند جدیدی وارد خواهد کرد زیرا صدور حامل های انرژی 70% درآمدهای روسیه را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، برای تهران نقش یک نوع عربستان سعودی در سال های 1984-1982 را قایل شدند که ایالات متحده و عربستان سعودی از طریق تحریک سقوط قیمت های نفت موجبات فروپاشی اقتصاد شوروی و خود اتحاد شوروی را فراهم کرده بودند. این سیاست در حد زیادی راهبرد سال 1982 ریگان را تکرار می کند که در جلسه تنگی با حضور مسئولین عالی مقام دولت آمریکا تأیید شد.

بازی های ترکیبی آمریکا در منطقه

یک هدف دیگر ضربه واشنگتن در محور ایرانی، رهایی از وابستگی به بازیگران مهم دیگر منطقه ای نظیر ترکیه، عربستان سعودی، اسراییل و مصر است که از در نظر گرفتن همه خواست های کاخ سفید دست کشیده و در خاور میانه سیاست خود را دنبال می کنند. به علاوه، ایالات متحده برای خود مهم می داند که اتکای غرب بر صادرات انرژی از کشورهای حاشیه خلیج فارس و قبل از همه عربستان سعودی، قطر، کویت و امارات را تضعیف نماید. تنها ایران قادر است به نیروی مقابل این قطب های نفوذ منطقه ای تبدیل شود به خصوص اگر رفتار ایران با عراق هم آهنگ شود که توان نفتی و گازی آن از ایران کمتر نیست. ایران و عراق می توانند با هم نفت معادل نفت عربستان سعودی و گاز معادل گاز قطر را صادر کنند. ولی ترکیه با ادعاهای عثمانی جدید خود و مصر که رهبر سنتی سیاسی جهان عرب است، مجبور خواهند شد در تقسیم آمریکایی نقش ها در خاور میانه بزرگ عامل ایرانی را در نظر بگیرند. اسراییل و لابی آن در واشنگتن باید همین کار را بکنند.

هدف شماره 3، حل و فصل مسایل سوریه و عراق به کمک ایران به نفع آمریکا و نیز مهار زدن حزب الله به خاطر اسراییل است. این کار باید برای تل اویو نزدیکی روابط آمریکا با ایران و گذشت های واشنگتن در زمینه برنامه هسته ای ایران را جبران کند. تا کنون بر همه روشن شده است که برنامه هسته ای تهران کمتر باعث نگرانی واشنگتن می شود زیرا این برنامه علیه آمریکا توسعه نمی یابد ولی می تواند بازیگران منطقه ای نظیر عربستان سعودی و اسراییل را آرام کند که مجبور خواهند شد بیش از پیش بر ضمانت های امنیتی واشنگتن متکی شوند. احتمال زیادی می رود که آمریکایی ها تا ماه نوامبر سال جاری با ایران درباره برنامه هسته ای ایران به توافق برسند که بعد از آن تحریم های ضد ایرانی رفع شده و جمهوری اسلامی ایران به دارایی توقیف شده صدها میلیارد دلاری خود دسترسی پیدا خواهد کرد. بعد از آن سرمایه گذاری خارجی به اقتصاد ایران سرازیر خواهند شد زیرا ایران تنها واحه ثبات و بهروزی در سراسری خاور میانه است. این کشور از درآمدهای چندین میلیاردی از محل صادرات نفت و گاز برخوردار خواهد شد.

چه بهایی پرداخت خواهد شد؟

ولی آمریکایی ها در عوض، بهایی به صورت تغییرات در سیاست خارجی ایران، امتناع از همکاری با فدراسیون روسیه و از جمله همکاری نظامی فنی (که غیر از روسیه کسی نمی تواند مدرن ترین انواع سلاح ها را به ایران صادر کند)، تغییرات در مواضع آن نسبت به سوریه، حزب الله، عراق، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را درخواست خواهند کرد. بهای بالایی تعیین خواهد شد که می تواند شامل صدور اجازه ایجاد پایگاه های تربیت نیروهای تخریبی، شبه نظامیان، مزدوران و تروریست های عادی در خاک ایران برای نفوذ بعدی آنها به روسیه (شمال قفقاز و سواحل ولگا) جهت متزلزل کردن قدرت ولادیمیر پوتین و نیز به آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان) باشد. در آسیای مرکزی سعی خواهند کرد رژیم های محلی را سرنگون کرده و با رژیم های غربی عوض کنند که منابع نفت و گاز خود را تحت نظارت آمریکا خواهند گذاشت. مسأله تاجیکستان به صورت ساده حل خواهد شد زیرا ایران آن را دولت برادر یا حتی بیش از آن محسوب می کند. کشور نفت و گاز خیز آذربایجان نیز همین آینده را دارد. واشنگتن به وسیله نفت و گاز جمهوری های شوروی سابق مذکور و خود ایران و عراق می تواند حامل های انرژی روسی را از اروپا بیرون بکند که این امر به خصوص درمورد گاز صحت دارد. به این منظور کافی است که طرح ساخت خط لوله «نابوکو» احیا شود و گاز ایران، عراق، ترکمنستان و قطر به وسیله آن به اروپا صادر گردد. بعد از آن می توان دور خط لوله «جریان جنوبی» خط سیاهی کشید. حتی اوکراین می تواند از این طریق از صادرات گاز روسیه رها شود. تا زمانی که صادرات گاز روسی به چین شروع شود، اقتصاد ما تا حد بحران افت خواهد کرد.

آیا مسکو این واقعیت را درک می کند؟

امید های زیادی داریم که مسکو همه عواقب سیاست جدید واشنگتن نسبت به تهران را در چارچوب تلاشهای عمومی آمریکا در جهت فشار دادن گلوی روسیه و تبدیل کردن روسیه به کشور درجه دوم یا سوم وابسته به آمریکا محاسبه کرده باشد که در برنامه های آمریکایی برای روسیه تنها نقش تأمین حامل های ارزان انرژی و مواد خام برای غرب در نظر گرفته شده است. هیچ گونه سیاست مستقل خارجی و داخلی در کار نخواهد بود. از نیروهای مسلح نیرومند هم خبری نخواهد بود.

 به نظر می آید که آمریکا به منظور عملی کردن این برنامه هولناک به شیوه عمل جدیدی متوسل می شود. آمریکا مخصوصاً روسیه را تا فرق سر به مناقشه ژئوپلتیکی با اوکراین و مناقشه با اتحادیه اروپا در بخش انرژی کشانده است تا توجه روسیه را از مسأله اساسی منحرف کند. به همین علت، تا این موقع اقدامات مسکو در جهت پیشگیری از خط جدید کاخ سفید نسبت به ایران مشاهده نشده است. روسیه در امور اوکراین و بازار گازی اتحادیه اروپا متمرکز شده است در حالی که خطر اساسی از جنوب نزدیک می شود. آمریکایی ها «یواشکی» کار خود را می کنند. عملیات جنگی در عراق و سوریه به بهانه مبارزه با داعش و تروریسم بین المللی ، بخشی از خط آمریکایی فتح ایران و بیرون راندن فدراسیون روسیه از این منطقه را تشکیل می دهد.

چرا مسکو اقدام نمی کند؟

این سئوال مطرح می شود که چرا مسکو اقدام نمی کند؟ آیا خطر را دست کم می گیرد؟ اوضاع را نمی فهمد؟ آیا این نشانه ضعف دیپلماسی روسی است؟ شاید همه این عوامل با هم تأثیرگذار باشند؟ یادآوری می شود که در ماه سپتامبر سال جاری در پی جلسه کمیسیون مشترک همکاری های بازرگانی و اقتصادی بین روسیه و ایران پروتکل شامل فهرست طرح های قابل اجرای معادل حدود 70 میلیارد دلار به امضا رسید. یک ماه گذشت ولی هیچ حرکتی صورت نگرفته و چیزی نشان نمی دهد که تمایل به اجرای مفاد این پروتکل وجود داشته باشد. علاوه بر آن، ایران باید فوراً به ارتش خود سلاح های مدرن بدهد که روسیه تنها صادر کننده بالقوه این تسلیحات است. تنها مسکو می تواند به تهران سامانه های ضد هوایی اس-400 و اس-400 یا «پانتسیر»، جنگنده های میگ-31 یا سوخوی-30 (35)، تانک های T-90S، گلوله های هدایت شونده ضد تانک «کورنت»، زیردریایی ها و ناوهای سطحی مدرن، سامانه های موشکی دفاع ساحلی و سلاح های دیگر را صادر کند. بدیهی است که ایالات متحده و ناتو - حد اقل تا عوض شدن رژیم انقلاب اسلامی با رژیم آمریکایی - سلاح های این سطح بالا را در اختیار ایران نخواهند گذاشت تا موجبات تغییرات ریشه ای در معادلات نیروهای منطقه ای را تحریک نکنند چرا که واشنگتن در این منطقه به همکاری های فعال نظامی با کشورهای ساحلی خلیج فارس و ترکیه ادامه خواهد داد زیرا فروش اسلحه به پادشاهی های ثروتمند عربی بهره عظیمی می دهد. اگر افزایش نفوذ ایران اضافه شود، پادشاهان عربستانی به دنبال سفارش های جدید نظامی دست به دامن واشنگتن خواهند شد. لذا روسیه باید فوراً روابط خود را با ایران گسترش دهد زیرا در غیر این صورت می تواند برای سوار شدن بر قطار ایرانی که با شتاب سرعت می گیرد، دیر کند. این ادعا شامل حال نه تنها همکاری نظامی فنی بلکه همکاری های بازرگانی اقتصادی و به خصوص انرژی، حامل های انرژی و برنامه اتمی صلح آمیز است. باید از امروز این کار را شروع کرد ولو اینکه خوب بود اگر این کار دیروز و حتی پریروز شروع شده بود.

ضربه به چین

هدف شماره 4 خط سیاسی آمریکا نسبت به ایران، حالت بلندمدت ژئوپلتیکی دارد و آن محدود کردن امکانات چین به عنوان حریف آینده بالقوه واشنگتن در آسیا است. اگر ایالات متحده جمهوری اسلامی ایران را به عنوان شریک راهبردی به دست آورد، چین مهم ترین صادر کننده نفت را از دست خواهد داد. با عنایت به مراتب فوق درباره روسیه به عنوان هدف اساسی سیاست آمریکا در زمینه تقسیم مجدد بازار جهانی گاز و اوضاع صادر کنندگان گاز در آسیای مرکزی، اقتصاد چین در آینده قابل پیشبینی به آمریکا وابسته خواهد بود زیرا امریکا تمام بازار جهانی حامل های انرژی را کنترل خواهد کرد.

ایجاد نهادهای جایگزین بین المللی در چارچوب بریکس و روند گسترش سازمان همکاری شانگهای که دورنمای عضویت ایران در آن نیز فراهم شد، باعث شد که آمریکا از کوره در رود. احتمال ایجاد محور روسیه – چین – ایران و پیوستن هند به این محور، باعث ترس و وحشت ویژه واشنگتن شد. ایالات متحده معتقد است که این امر به معنی از بین رفتن آن نقش جهانی آمریکا خواهد بود که واشنگتن تا این حد بدان متمسک می شود. همچنین نظارت بر منابع اساسی حامل های انرژی از دست خواهد رفت که ادامه بهروزی اقتصادی غرب بدان وابسته است.

ایران با خطر از دست دادن سیاست غیر وابسته روبرو می شود

امیدواریم که کرملین تا کنون این واقعیت را تشخیص داده باشد که مرکز ثقل تهاجم آمریکا و به تبع آن ناتو، دوباره به منطقه خاور میانه و به خصوص به ایران و عراق منتقل می شود. ولی آیا در ایران این واقعیت را درک می کنند یا اینکه آنجا فقط هدف مقطعی رها شدن از تحریم ها به هر بهایی که شده را در نظر دارند؟ ورود ایران بعد از رفع تحریم ها و عراق بعد از تثبیت اوضاع داخلی به بازار جهانی نفت و گار، تا سال های 2020-2018 (بنا به برخی برآوردها، این دو کشور می توانند تا 20 میلیون بشکه نفت در روز صادر کنند) نقش عربستان سعودی را که امکانات صادراتی آن در زمینه نفت از 11-10 میلیون بشکه در روز نمی گذرد، به طور چشمگیری کاهش خواهد داد.

 بدون ایران، عراق و سوریه نمی توان مسیر جایگزین خط «جریان جنوبی» را به وجود آورد. ولی ورود نیرومند گاز ایرانی از میدان «پارس جنوبی» به اروپا و آغاز صادرات گازی عراق که برای سال 2016 برنامه ریزی شده است. مسأله دیگری است. واشنگتن در این بازی پیچیده بر ایران متکی می شود و به عبارت دقیق تر، مایل است از طریق گذشت ها در زمینه برنامه هسته ای با ایران روابط نزدیک تری برقرار کند، تحریم ها را رفع کند و در بخش انرژی سرمایه گذاری های فراوانی بکند. بعد از آن به تغییر هویت طبقه حاکم بر ایران از حالت ملی گرای اسلامی به غربی لیبرال خواهد پرداخت.

آمریکایی ها قبل از همه سعی می کنند گروه حسن روحانی رئیس جمهور ایران و سیاستمداران و تجار نیمه مذهبی حامی وی را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از مقامات مذهبی کشور به ریاست علی خامنه ای رهبر روحانی جدا کنند (ایالات متحده به همین منظور کارزار تبلیغاتی پلید در جهت شکل دهی افکار عمومی درباره سلامتی رهبر روحانی ایران و تغییرات در ارتباط با روی کار آمدن رهبر روحانی جدید را راه اندازی کرد). کاخ سفید بدین وسیله امتناع از توسل به زور برای سرنگونی رژیم فعلی ایران را اعلام کرده و به اجرای طرح فاسد کردن آن از درون پرداخت که بدین منظور رژیم را بر اساس معیار ها و الگوی غربی «اصلاح» کرده و برای تضعیف مقامات فعلی ایران مخالفان داخلی را تشویق خواهند کرد. همچنین می خواهند تنش های بین قومی فارس ها با اقلیت های قومی ( آذری ها، کردها، بلوچ ها و غیره) را تحریک کنند.

******

در حال حاضر ایران هدف اساسی برنامه های جهانی واشنگتن است. کاخ سفید بدون سرنگونی یا تغییر رژیم حاکم بر تهران نمی تواند خط راهبردی جدید خود را عملی کند. آمریکا تا آخر رفته و از همه روش ها و وسایل و نیز از بی فعالیتی فوق العاده مسکو که در منطقه سیاست فعالی دنبال نمی کند، استفاده خواهد نمود. اگر رژیم فعلی ایران تمایلات آمریکا را درک نکند، ملت ایران مجبور خواهند شد بالاترین بها را بپردازند و آن از دست دادن هم حاکمیت بر منابع طبیعی و هم سیاست مستقل است. امیدواریم که آیت الله العظمی علی خامنه ای، حسن روحانی رئیس جمهور و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح ایران کاسه زیر نیم کاسه برنامه های واشنگتن و عواقب اسفناک عملی شدن این طرح ها برای ایران را درک کرده باشند.

منبع اصلی :«ایران رو»

نظرات   

 
0 #1 پرويزی 1393-08-03 15:09
آقای الکسيف سخت اسير توهم توطئه هستند.
سياست ايران صدها سال هست چنين بوده که هم زمان به طرف همه طرف های جنگ دست دوستی داده.
اتحاد با فرانسه انگليس و روسيه در زمان ناپلئون
ارتباط با اتحاد مثلت و اتفاق مثلث در زمان جنگ جهانی اول
اتحاد با آلمان نازی در عين دوستی با انگليس در جنگ جهانی دوم
و روابط گسترده با شوروی در زمان پهلوی اسير آمريکا
اضافه کنيد خريد گسترده ی اسلحه و تکنولوژی از کشورهای غربی در زمان جمهوری اسلامی.
مسلماً روابط با غرب به معنی دور انداختن چين و روسيه نخواهد بود.
هيچ وقت ايران مانند برخی کشورهای ترک و عربی به يک متحد اکتفا نکرده.
به نظرم دوستی ايران با آمريکا عملاً آن طور که روسيه می پندارد نخواهد شد چرا که سياست آمريکا تماميت خواه هست و هيچ کشوری را مستقل رها نخواهد کرد و خيلی زود صدای داد و فرياد ايران را بلند خواهد کرد.
حمايت ايران از تروريسم در حيات خلوت روسيه هم به شوخی شبيه هست. روسيه ضعيف تر از آن هست که ايران بخواهد از آن ترسی داشته باشه.
بازگو کردن
 
 
0 #2 پرويزی 1393-08-03 15:11
يادآوری می کنم خط لوله ی گاز ايران به اروپا 8 سال زمان می برد.
اگر به همين راحتی بود غربی ها تا حالا خط لوله ی گاز قطر به اروپا را کشيده بودند و منتظر ايران نمی موندن.
بازگو کردن
 
 
0 #3 نجوا کنگان 1393-08-23 12:34
تحقیقات جهانی پژوهشگران: آمریکا سال 2016 در آستانه جنگ داخلی و شورش های سیاسی قرار می گیرد
بازگو کردن
 
 
+2 #4 البرز 1393-09-07 20:34
معمولا روسيه شريك قابل اعتمادي نبوده است . ضربه تاريخي اي كه ايران از روسيه خورده است از هيچ كشوري حتي انگليس هم نخورده . روسيه اگر شريك صادقي بود در بزنگاه تاريخي موشكهاي اس سيصد ايران را بلوكه نمي كرد . در شوراي امنيت هم بر ضد ايران راي نمي داد و دست از كارشكني در نيروگاه بوشهر برمي داشت .
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید