سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 30 آبان 1393
پرینت

"افغان" سازی، یکی از هدفهای فاشیزم پشتونی
نبشته از : درویش دریادلی .
هرچند که پیرامون این جستار ، چندین بار نوشته ام ، اما بازهم میخواهم به این مساله کوتاه بپردازم . دلیل باز پرداختنم  این است که می بینم  چند تن از چوچه فاشیستک های نو به دوران رسیده، آمده اند  قصۀ کهنه شدۀ بابا های خود را با ترفند و تزویر نشخوار می کنند و جوانان ما را به " اوغان" شدن دعوت می نمایند. میخواهم بنویسم که این " اوغان " خواهی و اوغان سازی ، حکایتی است کهنه و تاریخ زده ، سخنی است یاوه و سست پایه ، اما خواست و آرمان بسیار اساسی پشتونیستهای اوغانستان می باشد.

فاشیستهای اوغانستان یک کتاب مقدس دارند به نام کتاب " دویمه سقاوی"( سقوی دوم ) که جهانبینی و منشور و مانیفست جمعی شان را بازتاب می دهد. هدفها و خواستهای اساسی فاشیزم پشتونی در مانیفست " دویمه سقاوی" ، در سیزده ماده خلاصه ساخته شده است. مادۀ سوم مانیفست فاشیزم پشتونی به همه پشتونها توصیه می کند که به مساله " اوغانیت " و اوغان ساختن ملیتهای دیگر بسیار توجه کنند و در این راستا از هیچ کوششی دریغ ننمایند . در مادۀ سوم میخوانیم که :

((سوم -  در پهلوی یگانگی دینی و مذهبی ، کلمات " اوغان " و " اوغانیت " برای مردم کشور ما چنان الفاظ و ظروف مناسب استند که هم پس منظر تاریخی و قومی دارند و هم نام کشور از همین الفاظ به وجود آمده است. آن کشور های که به نام یک قوم نامگذاری شده اند از نگاه روانی و سیاسی نشان دهنده پیوند روحی  مردم با کشور و آشکار سازنده میهن دوستی شان می باشد و برای یگانگی ملی کشور مفید تمام می شود . پس ، تمام اقوام اوغانستان را به چوکات " اوغان ملت " آوردن و مفکوره ی اوغانیت را تبلیغ و ترویج کردن هم به نفع کشور و هم به مفاد تمام اقوام اوغانستان می باشد . از همین سبب ، مفکوره ی اوغانیت باید در روح  و روان و ذهن و فکر  هر باشنده ی اوغانستان ترزیق ، تبلیغ و ترویج شود . در هرج و مرج ها و انارشی های بزرگی که قبلا یاد کردیم ، برضد فکر ملی " اوغانیت " به صورت شعوری و غیر شعوری کوشش های منفی انجام شد و همان کار ها هنوز هم جریان دارد . اما برای بهم پیوستن تمام اقوام اوغانستان ، تبلیغ و ترویج مفکوره های  اسلامیت و اوغانیت بی نهایت ضروری می باشد .)) ( کتاب دویمه سقاوی ، به قلم سمسور افغان ،چاپ اول1377 و چاپ دوم ، سال 1379 هجری خورشیدی).

اینکه می بینیم، جوانان کله خشک و متعصب پشتون، با پیروی و به اشارۀ بزرگان فاشیست خویش درفش " افغانیت " و افغان سازی را برافراشته اند و شب و روز عرق می ریزند که جوانان ملیت های غیر پشتون را تشویق به " اوغان " شدن کنند، به خاطری است که این یکی از هدف های راهبردی و اساسی فاشیزم قبیله در اوغانستان می باشد. آنها همینگونه که میخواهند دستور و تجویز شماره سوم مانیفست فاشیزم پشتونی را به هر قیمتی عملی سازند، در پی عملی ساختن دوازده دستور و فرمان دیگری که در آن کتاب مقدس شان   درج شده است نیز می باشند.

با وصف تلاش ها و نقشه کشی ها و نیرنگبازی های بی وقفه و دایمی فاشیست های اوغان در مدت بیشتر از دو صد سال، خوشبختانه این هدف و خواست شان هنوز برآورده نگشته است. هنوز هم ، در بخش بزرگ از خاک ما، در میان عامه مردم ،  " اوغان" تنها و تنها به " پشتون" ها گفته می شود و تاجیک و هزاره و اوزبک و بلوچ و غیره خود را " اوغان " نمی دانند و اوغان نمی خوانند. کلمه " اوغان " ( افغان) بیشتر در میان مهاجرین افغانستانی در خارج کشور و همچنان در میان بخشی از افراد سیاسی و ماموران دولتی و کسانی که به دلایل مختلف زیر تاثیر روایت های رسمی و  تبلیغات فریبندۀ دولتهای پشتونیست و قبیله سالار اوغانستان قرار گرفته اند، رواج یافته است و بسیاری از این کسان که غیر پشتون و غیر اوغان هم هستند ، بی توجه به اصل قضیه ، خود را " افغان" می خوانند - یعنی کسی که از اوغانستان هست.

اما ، هدف پشتونیست ها و فاشیست های اوغان از " افغان " ساختن دیگران، این است که هویت قومی خود را بالای همه مردمان ساکن در جغرافیای اوغانستان گسترش دهند و دیگران را سلب هویت کنند. خواست فاشیست های اوغان همان چیزی است که در کتاب " دویمه سقاوی" تجویز شده است و همان چیزی است که اشرف غنی احمد زی در روز های کارزار انتخاباتی، آنرا روشن و آشکارا گفت : خرده هویت ها ( تاجیک، هزاره، اوزبک و غیره ) باید در یک هویت کلان ( هویت پشتون - افغان ) حل شوند !

از یاد نبریم که جز پشتونها ، دیگر هیچ کسی در اوغانستان پشتون ( اوغان) نیست. فراموش نکنیم که روز شانزده هم قوس ( آذر ) سال 1392 ، بیشتر از پنجهزار نفر جوان و پیر ، از اقوام غیر پشتون ، به جاده های کابل برآمدند ، تظاهرات و راهپیمایی کردند و فریاد زدند که : ما اوغان نیستیم !

خدا یار جان آن عده از سردمداران قومهای تاجیک و هزاره و دیگران که به خاطر منافع شخصی و نگهداشت کرسی و مقام و به خاطر خوشنودی قبیله سالاران، حق و ناحق خود را " اوغان" می خوانند و از پیامد این کار نابخردانه خود آگاهی ندارند.

ما باید در برابر این تلاش مذبوحانه و نقشه خائنانه فاشیست های اوغان، از هر جهت و با تمام امکانات ، ایستاده گی کنیم . باید نگذاریم که مردم ما را سلب هویت کنند و یک هویت بی ریشه، بی توشه و خودساخته را جایگزین هویت راستین و شیرین ما سازند.

ما به رنگارنگی هویت ها و فرهنگ ها ارزش می دهیم و درهمکوبیدن و نابود کردن هویت دیگران را یک کار زشت و فاشیستی میدانیم. ما میخواهیم که پشتونها همان اوغان که هستند ، باشند و بمانند ، خدا این هویت را داروی همه دردهای شان کند. ولی ما تاجیک ها میخواهیم تاجیک بمانیم و هرگز اوغان نمی شوییم .

مرگ بر تبعیض و تعصب و جهالت و کوتاه نگری ، زنده باد تساهل و همدیگر پذیری !

تاجیکم با تاجیکانم زنده ام

درویش دریادلی

30 عقرب / آبان 1393

21 نوامبر 2014

برای شناسایی بیشتر کتاب مقدس فاشیست های اوغان ، اینجا را فشار دهید !

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید