سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط کلیم الله همسخن
اخبار
نمایش از 17 آذر 1393 بازدید: 3714
پرینت

آچار شلغم و بادنجان، اسپنتا و هویت " افغان " !

یادداشتی از : کلیم الله همسخن

«ملت- دولت شهروندان گفتمان ضد نژادگرایی تباری» عنوان مقاله ای است ازدکتراسپنتادر روزنامه ی هشت صبح. دراین مقاله دکتراسپنتا روی تغییرنام خراسان به افغانستان، حاکمیت زبان فارسی و قلمروهای آن ازلحاظ تاریخی و سهم تمامی اقوام درغنامندی و شکوه خراسان دانش پرور می پردازد و خراسان ستیزی را تقلیل مردم این بوم و بر به ملت فاقد تاریخ می داند. دولت-ملت و ملت-دولت را ازلحاظ تیوریک به برسی می گیرد. بحثهای تاریخی و تیوریک این مقاله درعین کهنگی از قلم آدمی به فرزانگی دکتراسپنتا زیبا و دلنشین است. اما خواندن این مقاله چندپرسش را بار می آورد:


- چرا مرزکشی های استعمار دریک سمت کشور رسمیت و مشروعیت حقوقی دارند و درسمت دیگر، جناب دکتربدون ارایه ی ضعیف ترین دلیل خط را به رسمیت نمی شناسد؟
- همه می دانیم-که- حالا به هردلیلی نام این کشور افغانستان است و قانون اساسی کشور ملت افغانستان را متشکل ازهمه باشندگان این سرزمین دانسته است اما تعمیم هویت یک قبلیه به همگان چه الزامیتی دارد؟ اگر استناد مابرقانون است، شهروند بنابر ویژگی پویایی ملزم بر پذیرزش ستم قانون مندنیست. الزامیتی ندارد-که-جمعی با استفاده ازنام و ظاهردموکراسی ولی درخفا به واسطه ی زور و زر یا هر ابزاردیگری خواهشات برتری جویانه را قانون مند کنند و بردیگران جاری سازند و این ستم قانون مند قابل قبول جمعی باشد. اگر قرار باشد بپذیریم«حق باقوی تراست» به تعبیر روسو این چگونه حقی است-که- با زایل شدن قوت، از بین می رود؟ سخن دیگراینکه: قانون اساسی افغانستان، نه سنگ نوشته است و نه آیات الهی؛ مردم درنظام های دموکراتیک حق قانوگذاری دارند ما می توانیم این قانون را تغییربدهیم حتا اگر یک قرن هم طول بکشد. هرقدرمردم ما از حقوق اساسی شان آگاهی یایند این کار شدنی ترمی شود.
- برای توجیه افغانستان یا به عبارت دیگر تعمیم هویت «افغان»وقتی ازنام های کشورهایی یاد می شود-که-گویا وجه تسمیه ی تباری دارند اما ملت شده اندچه دلیلی برحقانیت این ادعاوجود دارد؟ یا می توانم اینگونه بپرسم فرض بفرمایید دیگران برهویت و نام تک قومی واحدهای سیاسی را قبول کردند، چه الزامیتی را برما از لحاظ حوقی واجب می گرداند-که- باید ماهم افغان شویم؟
- گذشته از بحث های حقوقی و تعبیرهای سیاسی-که- به هیچ وجه حرف آخرنیست. افغان تلقی کردن مردم افغانستان به شمول پشتونها، از لحاظ دستوری سراسرخطاست؛ مگرمی شود شما افغانستان را از نام یک قبیله اشتقاق کنید بعد منظورتان از«افغان» یا «افغانی» ملت به مفهوم مدرن باشد؟. این به آن می ماند-که-شما از ترکیب، سیر، مرچ، بادنجان و شلغم... ترشی یا به قول ما بدخشانی ها «آچار» درست کنید و درفرجام از میان همه اعضای تشکیل دهنده فقط با گفتن شلغم کوزه ای ترشی را منظور داشته باشید.

پ.ن: خواندن مقاله ی دکتراسپنتاخالی از فیض نیست . برای خواندن مقاله اسپنتا اینجا را فشار دهید

یادداشت پایگاه تاجیکان : نبشته آقای همسخن بدون عنوان بود . عنوان این نوشتار با در نظر داشت متن ، از سوی ما انتخاب شده است . سپاس .

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید