سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط آثارالحق حکیمی
اخبار
نمایش از 23 اسفند 1393
پرینت

تا هنوز برای پنجشیر چه کاری شده است؟

گزارش از : آثار حکیمی ( رییس انجمن خراسانیان )


از فاجعه ی انسانی در پنجشیر 17 روز گذشته است، اما هنوز آسیبب دیدگان از نداشتن وسایل و تجهیزات لازم شکایت دارند. برف اکثر راه ها پاک شده است، اما به دلیل برف سنگین در دو سوی جاده و گل و لای، موترهای خورد و بدون کمک به اکثر روستاها نمی توانند بروند. هنوز از کمپی که باید برای بازماندگان و آسیب دیدگان در مرکز و یا جای دیگر ساخته می شد خبری نیست.
قرار بود ما داروهای جمع آوری شده را به مرکز درمانی منطقه ی عبدالله خیل برسانیم و لباس، کفش و کمپل ها را به روستاهای دهدادو و ارغیچ ببریم.
مسیر مان از روستای ملیمه -زادگاه قهار عاصی، شاعر جوانمرگ- می گذشت. کودکانی بین 13 سال تا 7 سال، در کنار جاده صف کشیده بودند. از کودکان پرسیدیم که آیا ملیمه هم از حادثه ی برف‌کوچ صدمه دیده است؟ یکی از کودکان گفت: «نه در این جا برف کوچ نشده، اما همه توت های مان شکسته است.» کودک ادامه داد، «کاکا کاکا! توت های مان از بین رفته، یک کاری برای ما بکنید.»
آن هایی که با زندگی اصلی و اکثریت روستا نشینان در پنجشیر آشنا اند، می دانند که بسیاری از خانواده های روستایی، با فروش محصول چند درخت توت و سیب روزگار می گذرانند. از این رو جملات این کودک، نوید خوبی نداشت. یعنی که برف تمام منبع درآمد سال آینده‌ی این مردم را نابود کرده است.
به مرکز صحی عبدالله خیل، در نزدیکی کره تاز رسیدیم. حاجی پردل، معاون این مرکز صحی، فردی بود بسیار مهربان و با اخلاق. 143 کارتن داروی مختلف جمع آوری شده توسط انجمن خراسانیان را در حضور نماینده ی چند روستا از عبدالله خیل به وی تسلیم نمودیم.
در کنار دارو چند بسته لباس، کمپل و کفش را برای نیازمندان اطراف کلینیک نیز سپردیم. پس از آن، با بسته های کمکی لباس، کمپل، پاپوش کودکانه، جراب و... به مسیر روستا های ارغیچ و دهدادو پیش رفتیم.
بار پیش که رفته بودیم، به سختی توانستیم چند صد متر از این مرکز صحی پیش برویم، آن زمان دیگر راه ها کاملا بسته بود. حالا بلدوزرها راه را باز کرده بودند و ما با گذر از میان تونل برفی که بیش از 8 متر بلندی داشت، به روستای ارغیچ رسیدم.
در این روستا، بشیر کسی است که همسر، دو دختر یک پسر و برادرش را از دست داده بود. در زمان حادثه خودش از پنجشیر بیرون بوده و کفیل تنها پسر بازمانده اش، در خانه‌ی پدر بزرگش به سر می‌برده.
بشیر با آن که حدود 35 سال سن دارد، اما این حادثه بسیار پیرش کرده بود. او وقتی از حادثه حکایت می‌کرد، صورت لاغر و چشم‌های گود شده اش خیس می‌شد. پسرش را در آغوش می‌کشید و می‌ گفت، تنها برایم همین مانده است.
اعضای انجمن، بسته های کمکی را به مردم توضیع کردند. وقتی نوبت به نام غیور رسید، دوستان دنبال کسی بودند تا سهم غیور را به آن تسلیم کنند. از میان روستا نشینان، کسی آهی سردی کشید و گفت: «از غیور کسی نمانده است که سهمش را بگیرد.»
به روایت روستا نشینان، غیور باشنده ی دهدادو با 12 تن از خانواده اش، یک جا جان باخته بودند.
در گزارش نخستین، در جمع پنج پیشنهادم یکی این بود که باید برای انتقال روستا نشینان دچار خاطر به یک جای امن، چاره ای اندیشیده شود.
نمی دانم که مسئولان برای این کار اندیشه ای کرده اند یا نه؟ ولی این را خوب می دانم که بهار پیش رو با توجه به برف سنگین، برف کوچ و بی جا شدن لایه‌ی بالای زمین، احتمال سیلاب ها زیاد می رود. با توجه به این که اکثر خانه های روستاها در مسیر سیلاب اند و مسیر راه کودکان به مکتب از دره ها می گذرد، اگر باشندگان مناطق آسیبب پذیر از محل انتقال داده نشوند، احتمال فاجعه‌ی انسانی دیگر در محل به دور نیست.
اکثر روستا نشینان، از انبار شدن کمک ها در مرکز پنجشیر و نرسیدن آن به آسیب دیدگان شکایت دارند.
با همه‌ی این ها زندگی جریان داشت و وقار و همت در چشم های کودکان روستا نشین، موج می‌زد. جالب این که، به کودکی سرخوردیم که کفش هایش پاره بود و از شدت سرما می‌لرزید. واقعا دیدن این منظره همه مان را منقلب کرد. از موتر پایین شدیم و خواستیم برایش از کفش های بچه گانه ای که در موتر بود، بدهیم. کودک نپذیرفت و گفت در خانه بوت دیگری دارم. سرانجام او تحفه ی ما را نپذیرفته ما را ترک گفت، ما هم کفش و لباسی را که برایش در نظر گرفته بودیم، به همسایه ی آن دادیم تا به خانه ی این کودک ببرد.
------------
از دوستان گرامی که در کارزار جمع آوری کمک به آسب دیدگان یاری رساندند، همین گونه از شرکت‌های دارو فروشی پسران وحدت و ابن سینا برای تهیه‌ دارو، سپاس گزاریم.
کمک هایی را که جمعه 22 اسفند/حوت، به منطقه ی عبدالله خیل برده بودیم. شامل 143 کارتن داروی گوناگون، برای 30 خانواده بسته ی مکمل لباس شامل (برای هر زن، یک جمپر دامن، یک جمپر گرم، کفش، لباس مکمل دخترانه بالای 13 سال، لباس دخترانه زیر 13 سال، کفش پسرانه زیر 15 سال، کفش مردانه و کمپل)
30 کمپل جدا گانه، 100 موزه و کفش برای دختران مکتب بین 5 سال و 13 سال، جوراب، شماری هم لباس های مختلف برای مردان و زنان.
یزدان برای همه عزیزان اجر نصیب کند.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید