سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط غیاثپور کاظمی
اخبار
نمایش از 12 فروردين 1394
پرینت

به پیشگاه خواهر نازینم فرخنده
 نبشته از : غیاثپور کاظمی
    بی پرده خدمت شما بیان میکنم که ، این حادثه و جنایت بی نظیر در برابر «فرخنده» ، من را در شرایطی قرار داده - که پژواک هولناک شکستن باور های خود را تا اعماق روح و روانم احساس میکنم . پنهان کردن و نگفتن را  دور از انسانیت – جوا ن مردی و خیانت به فرخنده  بعنوان نماد مظلومیت "زن"در جامعه خود و جهان اسلام میدانم.



در شرایطی که  فقر وگرانی نفس مردم را برید ،بیکاری جوانان را بستوه آورده و بسوی اعتیاد سوق می دهد،  اعتیاد  نه تنها تاب  و توان که عزت و شرف  شان را درو میکند، که فحشاء و تن فروشی برای تعداد زیاد از زنان و نوجوانان به شغل بدل شده است، از طرفی  سبعيتی که طالبان - حزب اسلامی این دهشت افگنان در کشتار از خود نشان می دهند.

ربودن مسافرین واجساد شکنجه شده و تکه پاره و طناب پيچيدهء  مسافران راه کندهار کابل،غوربند،هزاره جات... که به جرم تعلق نداشتن به تروریستها، ،سرباز بودن ،خبرنگار بودن،معلم بودن،ریش نداشتن ... مرتباً در سراسر کشورو بويژه در این مسیر ها يافت می شوند، به اضافه حملات انتحاری و ترس از آینده که اکثریت  را چنان وحشت زده ،غمگین وافسرده ساخته  که از نشاط و سرزندگی بدون ترس و وحشت هیچ  خبری نیست...

حالا در کنار همه این بد بختی و گرفتاری ، گروهی افراد مذهبی نما با شیوی لباس پوشیدن،راه رفتن و سخن گفتن  خاص ، با تعصبات خشک ،واپسگرا  بی سواد و در عین حال دچار عقده ها ی خود بزرگ بینی ،که با منطق و استلال و پژهش علمی کاملاً بیگانه میباشند،و  تراوش های ذهنی حضرات  حتی از "باور" های خودشان جز پرت و پلا چیزی نیست، که فقط در انتظار آن هستند که "خداوند عزو جل " بر اثر   دعا و ثنای آنان  در رحمت را بگشاید واین (لت های سلطان غزنوی) بدون گوچکترین فعالیت و شایستگی به زندگی خود ادامه دهند.این جماعت تنبل وبیکاره باکمال خشونت سرگرم سرکوبی  ودر هم کوبیدن هرنوع فکر- اندیشه – جنبش وحرکت و آدم های  که شبیه  خود شان نیست  بوده ، و تمام هم وغم و تکلیف و مسئولیت شان این است که مبادا  چند عدد "زلف" خانمی از زیری روسری  بیرون آید که در آن صورت گویا  اسلام عزیز آنها  به  انحراف و خطر  خواهد افتاده.

 بیشتر مردم می‌دانند که اکثر بدبختی‌ها و عقب ماندگی‌ها و واپسگرایی‌های ما به واسطه خرافاتی است که این جماعت به نام دین به خورد ما مردم  داده اند . از مردم  سرافراز و سلحشور و پاک سرشت، مردمی درمانده، شکست خورده و زشت سرشت به وجود آورده اند که حالا در انتظار کمک ویاری«خیرات –صدقه- دستگیری» آمریکا بسر میبرند.

این جماعت با اعمال خود اکثریت مردم را از اسلام و دین بیزار کرده واین سوال را در ذهنیت ها خلق نموده که ،این چه نوع دینی است که  هیچ گونه  طرح و برنامه برای بهبود زندگی و رفع مشکلات امروز ما ندارد که هیچ ، در ضمن باعث این همه بدبختی و سیه روزی و فقرو جهالت و جنگ وکشتار  و عقب ماندگی ماشده است.

 این متولیان تعصب وحماقت و پاسداران ظلم وشقاوت و مردمان سریع الانفعال و تنبل وترسو، که از شنیدن نام "دین" به وجد و نشاد آمده واشک از چشمانشان جاری میشود، آ نقدر نادان و  دستخوش اوهام و انباشت از پندار خرافی اند که در زاویه هر تخته سنگی جنی و شیطانی در کمین خویش تصور میکنند ، وحاضر و آمادی هر کاری هستند نه بخاطر "خدا" یا خلق خدا" بلکی گرفتن ثواب و رسیدن به آن بهشت برین و یا بخیال ایشان(*لت خانه) و خوردن وخوابیدن که به گفته امام غزالی( به هرمومنی پرهیزگاری تازه رسیده ، خسته و گردآلود،از فشار قبر وسوال وجواب نکیر ومنکر ، در قدم اول هفتاد هزارتا "حوری "داده میشود، که نوبت همخوابگی مومنان با هر حوری چهل سال به درازا می کشد )

.

    باری ، روز پجشنبه ۲۸ حوت/اسفند هفته گذشته  نه چرسی ها- نه قماربازها- نه اوباش وارازل  که جماعت ازاین نوع مسلمان ها با وضوء- طهارت - پاک و تمیز- تسبیح  های بلند در دست ، ریشدار و بی ریش جوان وپیر بعد از نمازجماعت آن هم  به اصطلاح در زیارت گاهی (شاه دو شمشیره) ناگهان  یاد آن وعده های منحصربه فرد در بهشت برین  این جماعت را برای کسب ثواب و رفتن به آنجا چنان وسوسه نموده  که دیوان وار "افسار" دریدند و دست به خشونت  و جنایتی زد ند که  نه داستان امام حسین و  " کربلا -  ژاندارک  و نه صد ها داستان حزن انگیز دیگررا در همسانی  با این....«محذورم  نمی دانم چی  واژه بکار برم»  نتوان  گفت  مصیبت ، فاجعه یا تراژیدی. این موجودات وحشی که «چیگین»* های شاه عباس صفوی را  رو  سفید ساختن، دختری را،زنی را، خواهری را و بلاخره انسان  را به جرم هیچ  فقط  اتهامی  شولا پوشی شیطا صفتی "رجم" کردن "حد" زدن ،  نه نه  بیشتر از این ها کردند "هار" شده بودند. فرخنده را در پای خرافات خانی شاه دو شمشیره  بنام   "خدا" محمد"و قران "  با فریاد های -الله اکبر- الله اکبر- الله اکبر وزند باد اسلام و  ‏أشهد أن لا اله الا الله وأشهد ان محمد رسول الله‏ - خون ریختند ، مثله کردند،کشتن و پوست کندند و سوزاندن و برهنه کردند و به دار آویختن و موتر از روی بدنش رد کردند. این یک جنون - وحشت - خرافات و اوج نادانی بود و این کشور با این مردم هیچگاه روی آرامش نخواهد دید.تنها چیزی مقدس در عالم هستی فقط وفقط انسان است و بس، تمامی ارزشهای مادی و معنوی در ار تباط با انسان میتوانند معنا داشته باشند وبس، پس  جواز آتش زدن و  تک – تک کردن انسان را هر "دین " و "باوری " با هر دلیل که داده باشد جنایت است و این "دین "- ایدئولوژی و تفکر بر اساس تجربه تاریخی دیر یا زود به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

 

_____________________________________________

 

 

(*چیگین)شاه عباس صفوی گروه جلادان مخصوص داشت که مجرمان را زنده زنده می‌خوردند

 

( *لت خانه ) سلطان محمد غزنوی ساختنمانی  داشت  به نام ( لت خانه ) برای فقرا و ضعفا و مستمندان و محتاجان با تمام وسایل وقت از قبیل غذا و دوا و جای خواب که بعداً پاتوق جای آدم های تنبل و بیکاره شده وبرای سلطان یک درد سر.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید