سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

فرهنگی

نوشته شده توسط کاوه جبران و جلال نورانی
اخبار
نمایش از 19 اسفند 1391
پرینت


یادداشت : اینجا دو نوشتاری را به شما پیشکش می کنیم که پیرامون فرمان پارسی ستیزانۀ شورای وزیران دولت پوشالی اوغانستان به نشر رسیده اند . یکی نبشته یی است از آقای جلال نورانی که  از فرمان وزیر های دولت فاسد کرزی پیشتیبانی می کند و دیگری از  آقای کاوه جبران است که پاسخ توجیه گری های جلال نورانی را می دهد . اگر به این جستار  گرایش دارید ، این نبشته ها را بخوانید :

 

تشویشی که هرگز به جانیست ( توضیحی در باب لهجه ها و  واژه ها )
نوشته از : جلال نورانی
در شمارۀ روز دوشنبه ۱۴ حوت روزنامۀ ماندگار، مطلبی در رابطه به فیصلۀ اجلاس روز دوشنبه هفتم ماه حوت شورای وزیران به چاپ رسیده است که نشان می‌دهد تعدادی از هموطنان معنی کار برد لهجه‌های معیاری و واژه های بیگانه را درست درک نکرده، تصور می‌کنند که این اقدام شورای وزیران، بر ضد زبان دری صورت گرفته است.
برای رفع ابهام و خاطرجمعی هموطنان، می‌خواهم در این باره توضیحی داشته باشم.
نگارنده در نخستین جلسۀ مشترک کمیسیون‌های دری و پشتوی معیاری ساختن زبان‌های رسمی اشتراک داشتم و از هدف اصلی این تصمیم آگاهی دارم .
قبل از همه، باید بگویم که زبان دری همان زبانی است که در ایران فارسی و در تاجکستان تاجیکی نامیده می‌شود و همان زبانی است که قرن‌ها پیش دربارهای دهلی و ترکیه عثمانی به آن می‌نازیدند.
پشتو هم همان زبانی است که در این سو و آن سوی دیورند میلیون‌ها نفر به آن گپ می‌زنند و می‌نویسند. هردو زبان در نقاط مختلف کشور تفاوت‌های لهجه‌یی دارند. همان‌گونه که در نقاط مختلف ایران نیز فارسی دری با لهجه‌های متفاوت صحبت می‌شود.  چه‌کسی می‌تواند منکر شود که میان لهجه‌های دری ایران، افغانستان و تاجیکستان تفاوت چشم‌گیر و آشکار وجود ندارد و میان پشتوی پشاور و قندهار و حتی ننگرهار نیز تفاوتی بسیار است. هرچند تمام دری زبانان و پشتو زبانان، حین صحبت، همدیگر را می‌فهمند. دربارۀ واژه‌ها بعداً صحبت می‌کنم.
لهجۀ معیاری فارسی‌ دری در ایران، لهجۀ تهران و لهجۀ معیاری در این زبان در افغانستان لهجه کابل است.
اگر میان لهجه‌های تهران و کابل تفاوت نمی‌بود، پس چه ضرورت بود که رادیوهای بی بی سی، صدای امریکا، SBS استرالیا و رادیوی فرانسه برای افغانستان و ایران برنامه‌های جداگانه داشته‌باشند. شاید استدلال شود که برنامه‌های متذکره برای این جداساخته شده اند که در هرکدام اخبار و مطالب طرف علاقه ایران و یا افغانستان را نشر می‌کنند. این درست است؛ اما رعایت لهجه‌های متفاوت این دو کشور دلیل اصلی این جداسازی می‌باشد . اگر کسی باور نمی‌کند می‌تواند از مسوولان این رادیو ها سوال کند.
لهجه زیبای پنجشیر، لهجه شیرین هزاره، هراتی‌ها و لغمانی‌های دری زبان، لهجه‌های متفاوت دری زبانان افغانستان است.
یکی از کج‌فهمی‌ها در رابطه به فیصله شورای وزیران این است که بعضی‌ها گمان برده اندکه شورای وزیران و یا وزارت اطلاعات‌وفرهنگ می‌خواهند لهجه‌های محلی دری را کم بزنند. به صورت قطع چنین قصدی در کارنیست. در تمام دنیا لهجۀ معیاری لهجۀ پایتخت است. در میان انگلیسی‌زبانان نیز برای امریکا لهجۀ واشنگتن و برای انگلستان لهجۀ لندن قبول شده است. در زبان پشتو لهجۀ معیاری همیشه لهجۀ ننگرهار بوده است.
وقتی که می‌گوییم رادیوها و تلویزیون‌های ما باید لهجه‌های معیاری دری و پشتو را داشته باشند، باید هموطنان ما منطق این گفته را درک کنند. برای یک لحظه تصور کنید که صبحی مردم بیدار شوند و تا شام اخبار، گزارش‌ها و برنامه‌ها را از تمام رادیوها و تلویزیون‌ها به لهجۀ یکی از ولایات بشنوند، چه وضعیتی به میان خواهد آمد و چه تصوراتی در اذهان پدیدار خواهند گشت. کاربرد لهجۀ معیاری در رسانه‌های دیداری و شنیداری صرف در اخبار، گزارش‌ها و درصحبت‌های گوینده‌گان این رسانه‌ها مد نظر است، نه این‌که هرکس مجبور ساخته شود که لهجه معیاری را به کار گیرد؛ به گونۀ مثال: هرگاه گزارشگر رسانه با یک برادر هزاره یا لغمانی صحبت می‌کند و چیزی می‌پرسد، آنان می‌توانند با لهجۀ خاص خود پاسخ گویند و مجبور نیستند لهجۀ معیاری داشته باشند. هرکس حین صحبت با لهجۀ خاص خود بهتر احساس راحتی می‌‌کند.

و اما در رابطه به واژه‌ها :
داخل شدن واژه‌ها در یک زبان، از زبان‌های دیگر از قرن‌ها قبل وجود داشته است. داکتر خانلری باری گفته بود که زبانی را به‌کلی پاک و خالص خواندن افسانه‌یی‌ست که خواب می‌‌آورد.
جام شیشه‌یی که با آن آب می‌نوشیم، در ایران «استکان» خوانده می‌شود که روسی است و در افغانستان به آن «گیلاس» می‌گویند که انگلیسی است. زمانی‌که بار اول سماوار از روسیه به ایران و افغانستان وارد شد در هردو کشور همان نام روسی آن (سماوار) قبول شد.
یک وسیلۀ نقلیۀ چهارپا که در مغرب‌زمین اختراع شد و به ایران و افغانستان آمد، در ایران آن‌ را اتومبیل و ماشین می‌گویند و در افغانستان موتر.
و اما در مورد به کار نبردن واژه‌های بیگانه که بیشتر بعضی هموطنان را سراسیمه و نگران ساخته است، فارسی‌ستیزی نیست؛ زیرا وقتی گفته می‌شود که بهتر است در زبان پشتوی ما به عوض «زندان» کلمۀ «جیل» را به‌کار نبرند و عوض «هو»، «جی» نگویند و به‌گونهء افراطی کلمات «اوپریشن» و «هسپتال»، را به‌کار نبرند و «قاضی» را «جج» و «حقوق‌دان» را «لایر» نگویند، کجای این دشمنی با پشتو است؟
بارها خودم شاهد بوده‌‎ام که هرگاه کسی حین صحبت با دکتر رهین، به زبان دری یا پشتو، یک کلمهء انگلیسی را به کار برده، وی با خشم خروشیده و گفته است که این کلمه را در زبان خود داریم، چه ضرور است که انگلیسی آن را به کار می‌بری؟
به‌کار بردن افراطی کلمات عربی؛ مانند: ذکور و اناث، ایاب و ذهاب، اطعمه و اشربه نیز کار درستی نیست؛ زیرا برای تعداد زیادی از کلمات عربی ما واژه‌های زیبا در پشتو و دری داریم. شخصیت‌های علمی دلسوز برای زبان پشتو، لغات جدید هم ساختند تا آن زبان غنامند تر شود.
کلمات نوساخته‌یی‌که بر مبنای زبان‌شناسی و دستور زبان دری ساخته شدند، برای هر دری زبان، پذیرفتنی است.
اما این را باید قبول داشت که تعدادی از واژه‌هایی که در افغانستان کاربرد دارند، برای ایرانی‌ها و تاجیکستانی‌ها قابل درک نیستند و برعکس آن نیز صادق است؛ چنان‌که «نان چاشت» را در ایران، «نهار» و در تاجیکستان «اوقات» می‌گویند. ایرانی‌ها «تمیز» را به معنای «پاک» به کار می‌برند که نادرست است و دری زبانان افغان در عوض «ستره» می‌گویند و یا همان کلمۀ پاک را به کار می‌برند. کسی که در ایران نبوده نمی‌داند که گلابی، سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی بالترتیب «ناک»، کچالو و بادنجان رومی است.
در اخیر می‌خواهم بگویم که تشویش فرهنگیان شناخته شده از آلوده شدن زبان‌های دری و پشتو به وسیلۀ واژه‌های بیگانه قابل درک است.
همچنان پیشنهاد این دسته برای به وجود آمدن فرهنگستان، معقول و پذیرفتنی است. کمیسیون‌هایی که در وزارت اطلاعات‌وفرهنگ با شرکت زبان‌شناسان اکادمی علوم، پوهنتون (دانشگاه) کابل و وزارت معارف به وجود آمده است، می‌تواند هسته‌یی برای تشکیل فرهنگستان‌های دری و پشتو باشد که درآن اشخاص خبیر و زبان‌شناسان دلسوز به زبان‌های دری و پشتو، عضویت خواهند داشت.

توجیه نادرست از یک تصمیم نادرست ( نقدی بر " تشویشی که هرگز به جانیست " نوشته جلال نورانی )
نویسنده : کاوه جبران 
در یادداشتی که دیروز در روزنامۀ ماندگار و از نشانی جناب جلال نورانی مشاور وزارت فرهنگ، انتشار یافت؛ توضیحاتی دیده می‌شود که آشکارا پاسخ دل‌نگرانیِ فرهنگیانی‌ست که گویا در پیوند به فیصلۀ اخیر شورای وزیران دارند. هرچند واکنش وزارت فرهنگ، به نوشتۀ معینی زیر عنوان «فیصلۀ شورای وزیران، غیرمنطقی و فیصلۀ وزارت فرهنگ، غیرمنطقی‌تر!» ارایه شده است، اما استدلال‌های آقای نورانی نشان می‌دهد که این یادداشت، پاسخی‌ست به همۀ آن‌هایی که با تحقق فرمان شورای وزیران مبنی بر عدم کاربرد واژه‌های ناآشنا و گویش‌های غیرمعیاری، مخالف‌اند.
جناب نورانی در آغاز مقالۀ خود می‌نگارد که: قبل از همه، باید بگویم که زبان دری همان زبانی‌ست که در ایران، فارسی و در تاجیکستان، تاجیکی نامیده می‌شود و همان زبانی‌ست که قرن‌ها پیش، دربارهای دهلی و ترکیۀ عثمانی به آن می‌نازیدند.»
اما ایشان آگاهانه یا ناآگاهانه تا پایان نوشتۀشان از به کاربردن واژۀ پارسی پرهیز می‌کنند. ناآگاهانه به این دلیل‌ که نمی‌دانند انتساب واژۀ دری به زبان پارسی دری در افغانستان، همانند زبان تاجیکی، یک امر سیاسی بوده و دری صفتی ‌است به زبان پارسی. نمی‌دانند که استیلای صدسالۀ سیاست قومی زبانی، دلیل جداسازی و نام‌گذاری جدید این زبان بوده است. نمی‌دانند وزارت فرهنگی که ایشان یکی از کارمندان بلندپایۀ آن می‌باشند، تا کنون این سیاست حقارت‌بار را مو به ‌مو پیاده کرده است. نمی‌دانند که بر بنیاد مستندات تاریخی، این زبان باید پارسی دری خوانده شود، نه دری.
و آگاهانه به این دلیل که همۀ یادآوری‌های بالا را می‌دانند، اما در صف سیاست‌پیشه‌گان سودجو ایستاده و از ادامۀ چنین سیاستی پشتیبانی می‌کند. جناب نورانی دلیل اهمیت رعایت گویش‌های معیاری را، با یادآوری سیاست‌گذاری رادیوهای بی.بی.سی، صدای امریکا، SBS آسترالیا و رادیوی فرانسه خاطرنشان می‌سازد و می‌گوید: اگر رعایت گویش‌ها مهم نبود، پس چرا این رسانه‌ها در نشرات‌شان آن را رعایت می‌کنند؟
اما پاسخ این است که آیا یک گمانۀ نادرست و غیرعلمی ‌را یک گمانۀ نادرست و غیرعلمیِ ‌دیگر می‌تواند توجیه کند؟! تردیدی نیست که یکی از دلایل نشرات این رسانه‌ها به سه گویش پارسی دری، مسالۀ فهم و عدم فهم مخاطبان کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان است، اما این رفتار هم یک امر سیاسی‌ است و بنیاد علمی ‌و زبان‌شناختی ندارد.
چنان‌که آقای نورانی استدلال کرده‌اند، بحث این نیست که گویش مردم پایتخت هر کشور، گویش رسمی ‌همان کشور نیست. بل‌که دریافت آن است که گویش مردم کابل در پی دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… سی چهل سال اخیر، بیخی از میان رفته و اکنون، مردم نمونۀ کامل چنین گویشی را در اختیار ندارند تا فرمان حکومت را مطابق آن، به‌جا آورند. علاوه بر آن، جسته و گریخته نمونه‌های به‌جا مانده از آن گویش نشان می‌دهد که بخش زیادی از آن گفتارها غلط بوده‌ است. فاصله میان خواندن و نوشتن به طرز فاحشی وجود داشته که این روند، در کل به زبان صدمه زده بود. پس اکنون چه اصراری بر رعایتِ این گویشِ نادرست و پُر از اشتباه وجود دارد؟
دست‌کم برای جامعۀ فرهنگی این کشور روشن است که چنین حرکتی، به جز صدمه زدن به زبان پارسی‌ دری، هدفِ دیگری ندارد. زیرا هنوز به گونۀ آگاهانه در کتاب‌های آموزشی معارف این کشور، غلط‌خوانی و غلط‌نویسیِ زبان پارسی دری ترویج می‌گردد و ریشۀ این آگاهی را باید تا سیاست‌های سراج‌الاخبار، پشتو تولنه و اکادمی‌ علوم فعلی دنبال کرد.
تجربه‌های گذشته، به جامعۀ پارسی‌زبانِ این کشور نشان داده که منظور حکومت از منع استفادۀ واژه‌های ناآشنا، به غیر از مخالفت با کاربرد واژه‌های سچۀ پارسی، چیز دیگری نیست. ورنه، چرا شورای وزیران یا مسوولان وزارت فرهنگ به گونۀ ویژه، از مبارزه با کاربرد بی‌رویۀ واژه‌های زبان انگلیسی یاد نمی‌کنند که از دهان و دماغِ خودشان می‌بارد. بماند این‌که واژه‌های سیتی سنتر، چکن سوپ، شاپینگ سنتر، نیو پیشاوری چپلی‌کباب، سر و صورتِ شهر را پر کرده‌اند.
مشاور وزارت اطلاعات فرهنگ، شاهد حساسیت آقای مخدوم رهین نسبت به کاربرد واژه‌های بیگانه بوده و می‌گوید که: «بارها خودم شاهد بوده‌‎ام که هرگاه کسی حین صحبت با دکتر رهین، به زبان دری یا پشتو، یک کلمۀ انگلیسی را به کار برده، وی با خشم خروشیده و گفته است که این کلمه را در زبان خود داریم، چه ضرور است که انگلیسیِ آن را به کار می‌بری؟» گپ این‌جاست که اگر سخن بالا راست باشد، آقای رهین به جای خروشیدن بر هر کسی، بهتر است یک بار به سایت خبرگزاری باختر سری بزند و بعد بخروشد، چرا که پر است از تیترهای این‌چنینی: «ورکشاپ زیر نام بودجه به اساس برنامه در وزارت اطلاعات و فرهنگ برگزار شد».
جناب نورانی در بخش دیگری از نوشتۀ‌شان که بازهم مبحث کاربرد واژه‌های ناآشناست، می‌نویسند که: «بهتر است در زبان پشتوی ما به عوض زندان کلمۀ جیل را به‌کار نبرند و عوض هو، جی نگویند و به‌گونۀ افراطی، کلمات اوپریشن و هسپتال را به کار نبرند.» این خیلی درست است؛ اما بر همه‌گان روشن است که اگر یک پارسی‌زبان در افغانستان، هسپتال را بیمارستان، محکمه را دادگاه و قاضی را داور بخواند، به باور حکومت، واژه‌گان بیگانه را به کار ‌برده است.
او بازهم استدلال می‌کند که: «اما این را باید قبول داشت که تعدادی از واژه‌هایی که در افغانستان کاربرد دارند، برای ایرانی‌ها و تاجیکستانی‌ها قابل درک نیستند و برعکسِ آن نیز صادق است؛ چنان‌که نان چاشت را در ایران، نهار و در تاجیکستان اوقات می‌گویند. ایرانی‌ها تمیز را به معنای پاک به کار می‌برند که نادرست است و دری‌زبانان افغان در عوض ستره می‌گویند و یا همان کلمۀ پاک را به کار می‌برند. کسی که در ایران نبوده، نمی‌داند که گلابی، سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی بالترتیب ناک، کچالو و بادنجان رومی ‌است.»
جدای از این‌که یکی از معناهای واژۀ تمیز، پاکیزه بودن نیز است، اکنون پرسشی پیش می‌آید که کدام رسانه پیوسته و آگاهانه واژه‌های نهار، گلابی، اوقات، سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی و… را به کار برده است که مردم آن را ندانسته‌اند؟ اگر هدف جناب نورانی این‌است که افرادی چنین واژه‌هایی را هنگام سخن گفتن و یا در نوشته‌یی به کار برده، ناشی از پدیده‌یی به نام مهاجرت است که هرگز یک امر آگاهانه نمی‌باشد.
بنابرین، آرزو آن است که از این‌پس این‌چنین از سیاست‌های ناروا و هدف‌مند حکومت پشتیبانی صورت نگیرد. آن‌چه را که آقای نورانی به‌نام وضاحت پیرامون فیصلۀ شورای وزیران و وزارت فرهنگ نوشته است، چیزی جز یک توجیه نادرست نیست. دست‌کم از جناب جلال نورانی که عمری به زبان پارسی نوشته‌اند و حق بزرگی هم به گردن ادبیات و طنزنویسیِ این کشور دارند، توقع نمی‌رود که این‌گونه، سیاست‌های هدف‌مندِ ارگ و کارگزاران سودجویی چون آقای رهین را توجیه کند.

منبع : نشریۀ ماندگار .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید