سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

فرهنگی

نوشته شده توسط رحمت الله روند
اخبار
نمایش از 09 ارديبهشت 1392
پرینت

١٦ دلو (بهمن) ١٣٩١
احوال و آثار حکیم عمر خیام                       
حکیم ابوالفتح ،حجت الحق، خواجه امام ، عمر بن ابراهیم الخیامی نیشاپوری از حکما ، منجمان ،شاعران وریاضیدانان بزرگ سر زمین ما در پایان سده پنجم و آغاز سده ششم است. دوران زندگی و رشد وتکمیل او ازروی جدول ستاره شناسی میان سالهای (۱۰۴۸ الی ۱۱۳۱م) تخمین شده است.


خیام در نیشاپور یکی از شهرهای بزرگ آن زمان خراسان چشم به جهان گشوده ،تعلیمات خود را در همان شهر وبغداد به پایه اکمال رسانید. کهنترین اثریکه در آن از خیام یاد شده چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی است،خلاصه سخن نظامی در باره او آن است که به سال (۵۰۶) درکوی برده فروشان بلخ بخدمت خواجه عمر خیامی رسیده ودرمیان مجلس از وی شنیدم که می گفت: « گور من در موضعی باشد که در هر بهار سال شمال بر من گل افشانی کند » وچون درسال (۵۳۰) به نیشاپور رسیدم چهار سال بود که از وفات آن بزرگ گذشته بود وچنانکه گفته بود درختان زردآلو بر گورش گل افشانی میکردند.ونیز در باره اختیار اودر نجوم نظامی عروضی این حکایت را آورده است : «اگر حکیم حجت الحق عمر بدیدم اما ندیدم اورا در احکام نجوم اعتقادی واز بزرگان هیچکس ندیدم ونشنیدم که در احکام نجوم اعتقادی داشته باشد. در زمستان سنه ثمان وخمسانه ( سال ۵۰۸ هجری قمری ) به شهر مرو:
سلطان کس فرستاد به خواجه بزرگ صدرالدین محمد بن مظفر رحمت الله،که خواجه امام عمر بگوی تا اختیاری کند که به شکار رویم که اندر آن چند روز برف و باران نیاید و خواجه امام عمر در صحبت خواجه بود و در سرای او فرود آمدی،خواجه کس فرستاد و او را بخواند ،ماجرا با وی بگفت،ودو روز در آن کرد و اختیاری نیکو کرد و خود برفت وبا اختیار سلطان را بر نشاندو چون سلطان بر نشست دیک بانگ زمین برفت،ابر در کشید و باد بر خاست و برف و دمه در ایستاد خنده ها کردند سلطان خواست که باز گردد خواجه ( امام عمر) گفت: پادشاه دل فارغ دارد که همین ساعت ابر باز شود و در این پنج روز هم نم نباشد،سلطان براند و ابر باز شد ودرآن پنج روز هیچ ابر نبود و کس ابر ندید،احکام نجوم اگر چه معروف است،اعتماد را نشاید و باید که منجم به پیش بینی های خود مطمین نباشد و هر حکم که کند حواله با قضا کند. «
ابوالحسن بن زید ببهقی که از آوان جوانی با خیام معرفت داشته در باره او چنین مینویسد:
«الدستور حجت الحق عمر بن ابراهیم الخیامی در نیشاپور ولادت یافته ونیاکان اوهم از آن شهر بوده اند واو خود تالی ابو علی در اجزای علوم حکمت بود وجز آنکه خوی تند داشت،ذکای او چندان بود که در اصفهان هفت بار کتابی را خواند حفظ کرد وچون به نیشاپور بازگشت آنرا املا نمود و بعد ازآنکه املای اورا با نسخه اصل مقابله کردندبین آنها تفاوت بسیار ندیدند. وی در تصنیف و تعلیم خذرت داشت(بخیل بود ) و من از او تصنیفی ندیده ام مگر کتاب های مختصر فی الطبیعیات ،رساله فی الوجود ، رساله فی الکون و التکلیف، خیام درلغت فقه و تاریخ عالم بود «.
خیام در حکمت ،مقولات وریاضیات سرتاج علمای زمان خود بود . خاقان شمس الملوک در بخارا بسیار بزرگش میداشت وخیام با او برتخت می نشست. سلطان ملکشاه سلجوقی به او احترام میکرد واورا درمقام ندما مینشاند اما سلطان سنجر بعلت اظهار نظر خیام در دوران طفولیتش که گفته بود:
» این کودک مخوف است» اورا خوب نمیدید وبه این سبب کینه اورا دردل داشت.
ابوالحسن بن زید بیهقی درباره خیام که از داماد او شنیده نیز میگوید: « امام محمد البغدادی شنودم که گفت: خیام با خلال زرین دندان پاک میکرد وسرگرم تامل در الهیات شفای ابوعلی سینا بود.چون به فصل واحد و کثیر رسید،خلال را میان دو ورق نهاد ووصیت کرد و برخاست ونماز گزارد و هیچ نخورد و نیاشامید ،چون نماز عشا بخواند ، به سجده رفت ودر آن حال میگت: خدایا! بدان که من ترا چندانکه میسر بود بشناختم پس مرا بیامرز، زیرا شناخت تو برای من بمنزله راهی است بسوی تو، و آنگاه بمرد» .شهرزوری در ضمن اضافه میکند: «خیام را اشعار نیکو بپارسی وتازی است. »
خیام از مشاهیر حکما ومنجمین و اطبا وریاضی دانان بوده است.معاصران او وی را پیرو ی بو علی دانسته ودر احکام نجوم قول اورا مسلم میداشتند ودر کا رهای بزرگ علمی ترتیب رصدخانه ومسایل دیگر بدو رجوع میکردند .خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان و حجاز کرده وگفته اند که با همه فرزانگیش مرد تندخوی و بخیل بود. عمادالدین کاتب خیام را در همه فنون حکمت بی همتا دانسته ، و عده معدودی نیز به او نظر خوشی نداشته و بر وی خرده گرفته اند.
خیام در عصر خود در شاعری شهرتی نداشته ،بنام حکیم وفیلسوف فیلسوفان شرق وغرب شناخته میشده است وبس.امابعدهارباعیات فلسفی او شهره آفاق گردید، ونام او درشمار شاعران شامل شده ودراین راه شهرت یافت،رباعیات وسبک شعری وی طریقه و سرمشق بعضی از شعرا قرار گرفت بسیاری از رباعیات آنان بمرور زمان در جمله اشعار خیام درآمد.
اما در باره رباعیات خیام چنین عقیده وجوددارد که این همه رباعی ها که بنام خیام سروده شده یا در دیوان او گنجانیده اند قطعا از خیام نیست . تعداد معدودی رباعی را که ازحیث سبک ،متن فلسفی و سلیقه از خیام میدانند، نیز مشکوک است ونمی توان صد درصد آنها را از خیام دانست. کلیمه خیام در شعر ممکن لفظ دیگری را افاده کند نه تخلص،زیرا خیام را در عصر او با تخلص خیام نمی شناختند ،بلکه امام عمر ، عمر ابن الخیام یا امام عمر الخیامی وخواجه عمر می نامیدند. مثلادر رباعی زیر:
تا بتوانی خدمت رندان میکن بنیاد نماز و روزه ویران میکن
بشنوسخن راست زخیام ایدوست می میخوروره میزن واحسان میکن
مولاتا جلال الدین در جواب این رباعی میفرماید :
خیام تنت بخیمه ماند راست سلطان روح است و منزلش دار فناست
فراش اجل ز بهر دیگر منزل ویران کنداین خیمه چوسلطان برخاست
در این جا بگونه نمونه چند رباعی را نقل میکنیم که مسلماوقطعا از خیام نیست ولی کلیمه خیام درآنها آمده است:
خیام که خیمه های حکمت میدوخت در کوزه غم فتاده نا گاه بسوخت
مقراض اجل طناب عمرش ببر ید فراش قضا به رایگانش بفروخت
* * *
ازمن بر مصطفی رسانید سلام وآنگاه بگویید با اعزاز تمام
کای سیدهاشمی چرادوغ ترش درشرع حلال است ومی ناب حرام
* * *
از من بر خیام رسانید سلام وآنگاه بگوییدکه خامی خیام
من کی گفتم که می حرام است ولی بر پخته حلال است و برخام حرام
در باره رباعیات خیام پژوهش های فراوانی بزبان پارسی و زبان های دیگر صورت گرفته است .استقبال شایانی که ازخیام واندیشه اودر جهان شده باعث گردیده است که رباعیات او به یسیاری از زبان های جهان ترجمه شود.اغلب بااین ترجمه ها همزمان تحقیقاتی نیزدرباره احوال وآثاروافکارخیام
انجام یافته است.بنابرآن درنتیجه پژوهش تعداد رباعیات اصلی خیام را از(۶۶) تا(۴۰۰۰) تخمین زده اند. بقول مرحوم سعید نفیسی:رباعیات خیام(۳۲)بار بزبان انگلیسی ،(۱۶) بار بزبان فرانسه،(۱۱) بار بزبان اوردو،(۱۲)بار بزبان آلمانی،(۸) بار بزبان عربی ،(۵) بزبان ایتالیایی،(۴) بزبان ترکی وروسی ودوبار بزبانهای دنمارکی،سوییدی وارمنی ترجمه و چاپ شده است.
رباعیات عمر خیام از دیرگاهی مورد توجه وعلاقه شایان قرار گرفته و گفته میشود که حکیم نیشاپور در سرودن رباعی همان مقامی را دارد که فردوسی در رزمسازی وسعدی در غزل سرایی.ستاره شهرت خیام درآسمان شعر و ادب هنگامی درخشید که اروپاییان به افکار او توجه کردند،درحالی که این گوهر گران بها در زادگاهش در گوشه فراموشی افتاده بود.مقام علمی خیام زمانی آشکار شد که اثر او درباره جبر ومقابله نخستین بار در پاریس بنشررسید وبزبان فرانسه ترجمه وکشف شد که خیام عالمی بوده است که فن جبر ومقابله را تکمیل نموده وحل معادلات جبری راترقی داده وکار ریاضی دانان رابر محاسبه بسی سهل ساخته است.
بازار رباعیات خیام زمانی رونق گرفت که یک شاعر باذوق انگلیسی بنام فیتز جیرالد (۱۰۱) رباعی را به شعر انگلیسی گرداند به ترتیبی که معانی وافکار رباعیات خیام راگرفت وموضوع یک منظومه ا نگلیسی قرار داد.او بحق شاهکار وزین وزیبایی آفرید که هر انگلیسی زبانی میخواند حظ میبردوگرامی میدارد. وگاهی گفته اند منظومه فیتز جیرالد بهتر از اصل رباعیات خیام است،اما چنین نیست. ولی براستی که در ادای آن معانی بزبان انگلیسی ودر تطابق بامذاق اروپای هنر کرده است.
پس ازآن رباعیات خیام مورد توجه قرار گرفت بزودی اهل ذوق همه کشورها به آنها سرگرم گردیدند و بجمع زبان ها ترجمه شده وهزارها مرتبه به انواع و اقسام کوچک و بزرگ ،مصور وغیر مصور ،ساده ومزین بچاپ رسید.امروز هیچکس از اهل خبر درجهان نیست که از رباعیات خیام بی خبر باشد. بنا برآن فیتز جیرالد را باید گرامی داشت واز او قدردانی کرد.
درسال(۱۸۹۷) یک عالم روسی بنام ژوکوفسکی مقاله یی زیر عنوان « عمر خیام ورباعیات سیاراو» نوشت ودرآن این معبود تازه دم آگاهان جهان را بیرحمانه بباد انتقاد گرفت.او در رساله خود ثابت کرد که این همه رباعیاتی که تا کنون بنام خیام در اروپا انتشار یافته ،اکثریت مطلق آن از خیام نیست .اما درمورد شمار قلیلی آن که از خیام است یا ازخیام نیست باید تعمق صورت گیرد.ژوکوفسکی درپژوهشهای خود درتعین رباعیات مربوط به خیام ازطریقه خیلی ساده استفاده نمود:
متن اصلی فارسی این رباعیات را با سروده های شاعران پیش ازخیام وشاعران پس از خیام مقابله کرده وکشف نمود که رباعیات منسوب به خیام از خیام نیست وبخش زیادی از آنها از شاعران دیگر
است. مگر نبشته ژوکوفسکی که بنای تحقیقات علمی داشت باعث افول ستاره خیام در دغرب نگردیده وچندان اعتباری کمایی نکرد .درسده های نزده و بیست تعدادی زیادی ازشاعران زبان روسی با تقلید ازسبک رباعیات عمر خیام وغزلیات خواجه حافظ شعر سروده اند که حتی تا اکنون شاعران زبان روسی دراشعار خود آنرا بکار میبرند. چنانچه الکساندر پپوشکین ،سموییل مرشاک،الکساندر فییت،الکساندر مایکوف،ویچیسلاف ایوانوف ،گومیلوف وغیره به شیوه رباعیات خیام وغزل های خواجه حافظ سروده ها دارند. مثلا مرشاک میگوید:
چهار بیتی زهر فشاند بر حیات گر گزند باشد درنش هجویات
ولی تیمار یابد قلب افگار از اشعارخیام ز حسن رباعیات
رباعیات خیام ساده و بی آرایش و دور از تصنع و تکلف وصنایع شعری است اما دارای کمال فصاحت وبلاغت ومعانی عالی بوده ودر الفاظ موجز ومحکم است.کلام اودر نهایت روان ،سنگین
ومتین است.خیام اهل مطایبه و مزاح نیست وباکسی کاری ندارد .عالمی است متفکر ومتذکر و اندیشه اش صرف به دو سه موضوع معطوف است: تذکر مرگ ،بی اعتباری دنیا، ناپایداری روزگار
واینکه هرچه میجوییم نمی یابیم،نمیدانیم از کجا آمده ایم و به کجا میرویم،در دوران حیات بی خبریم.خیام به این سوالات پاسخ نیافته در وادی سرگردانی و حیرت همچنان باقی ماند.
رباعیات خیام مظهر وقار و مناعت ومتانت او است .خیام بذله گو نیست . باوجود آنکه از مرگ زیاد حرف میزند مگر از سخنش پیداست که از مرگ هراس ندارد.او سخنور ی ولفاظی نمی کند ومستغرق در افکار خویش است. برای حسن ختام درباره حکیم عمر خیام چند رباعی را که منتسب به خیام و گویای اندیشه و افکار اواست در اینجا نقل می کنیم:
بر خیز بتا بیار بهر دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوز ه شراب تابهم نوش کنیم زان پیش که کوزه ها کننداز گل ما
شیخ سعدی نیز در همین موضوع چنین میفرماید:
ساقی بده آن کوزه خمخانه بدرویش
کا نها که بمردند گل کوزه گرا نند
خواجه شیراز نیز روی این مطلب گفتنی دارد:
بمی عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سراست که ازخاک مابسازدخشت
یا میگوید:
خیز و در کاسه ما آب طربناک انداز
پیشتر زانکه شودکاسه سرخاک انداز
همچنین:
روزی که چرخ از گل ماکوزه ها کند
زنهار کاسه سر ما پر شراب کن
یا:
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبوح کن که پرازباده کنی
شاعران پیش ازخیام نیز چنین می اندیشیدند چنانکه فرخی میفرماید:
خیز تا بر گل نو کوزه گکی باده خوریم
پیش تا از گل ما کوزه کند دست زمان
خیام در باره اینکه در پیش مرگ شاه و گدا یکسانند چنین تنبه میکند:
خاکی که بزیر پای هر نادانی است کف صنمی و چهره نادانی است
هرخشت که بر کنگره ایوانی است انگشت وزیر یاسرسلطانی است
شیخ سعدی در زمینه این معنی چنین میفرماید:
یکی بر تربتی فریاد میکرد که اینان پادشاهان جهانند
بگفتم تخته یی برکن زگوری ببین تا پادشه یا پاسبانند
بگفتاتخته برکندن چه حاجت که میدانم که مشتی استخوانند
رباعی زیر را از خیام میدانند:
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی بر ساز ترانه و پیش آور می
کافگندبخاک صدهزاران جم وکی این آمدن تیرمه و رفتن دی
در همین موضوع شیخ سعدی نیز میفرماید:
دریغا که بی ما بسی روزگار بروید گل و بشگفد نو بهار
بسی تیرودی ماه واردبهشت بیایدکه ماخاک باشیم وخشت
رحمت الله روند مسکو ۲ فبریوری ۲۰۱۳ م
منابع:
۱- رباعیات حکیم عمر خیام نیشاپوری ،انتشارات فخر رازی سال ۱۳۷۵ ه.ش.
۲- رباعیات عمر خیام ،مسکو ،انتشارات ایکسما ۲۰۰۷.بزبان روسی.
۳- عمر خیام ،رباعیات و رسایل،مسکو انتشارات ایکسما ،۲۰۰۷ ع. بزبان روسی.
۴- عمر خیام ، رباعیات ،انتشارات « لاکید- پریس» ،مسکو سال ۲۰۰۶ ع.بزبان روسی.
۵- عمر خیام ،بوستان حقیقت، مسکو ،انتشارات ایکسما ،سال ، ۲۰۰۵ ع.بزبان روسی



اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید