سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

فرهنگی

نوشته شده توسط زبیر هجران
اخبار
نمایش از 10 آبان 1392
پرینت

دو شام‌سفر و یک عمر زندگی...

نویسنده : زبیر هجزان

کابل را با تمام آروزهای داشته و نداشته یکجا با گروه از فرهنیگان عزیز کابلی و مزاری، یعقوب یسنا، آثارالحق حکیمی، کاوه جبران، یاسین نگاه، امان پویامک، خسرو مانی، بانو باران سجادی، مجیب مهرداد و عنایت شهیر یگانه شاعری که از بلخ تشریف آورده بودند با جمعی از استاید گرامی، استاد اعظم رهنورد زریاب ، استاد پرتو نادری و استاد جاوید فرهاد به طرف شهر خواجه عبدالله انصاری و جامی هروی ترک گفتیم و رخت سفر بربستیم تا در «جشنواره ادبی هرات» اشتراک کنیم و از شهر زیبای هرات و از فرهنگیان فرهخیته این خطه فرهنگ پرور دیدن نمائیم.


آغاز سفر برخلاف تمام سفرهای دیگر پر از جان و هیجان بود، پر از حرفها و دردهای که سالها روی شانه هایم لمیده بودند. من هرچند باربار هرات رفته بودم و این شهر اولیا را زیارت کرده بودم اما نمیدانم حسی که در این سفر مرا همراهی میکرد حس دگرگونه بود. فکر می‌کردم کابل را بر دوش گرفته ام، حس می‌کردم آسمایی مرا همراهی می‌کند و کوه‌ شیردروازه و خرابات با من همسفر اند، شاید حضور استادان و فرهنگیان این حس را به من بخشیده بود... به هر روی احساس عجیبی داشتم. از زیاده نویسی می‌گذرم که نه حوصله نبشتن دارم و نه توان ابراز احساساتی که در این سفر در من جاری بودند و همراهی ام می‌کردند.
به هر روی به شهر هری رسیدیم، شهری که حتا از شاخه درختان کنار جاده آن مهربانی می‌بارید، عشق می بارید و حتا عاطفه در خیابان خیابان این شهر عزیز قد کشیده بود، و درخت شده بود سبز و قد بلند... جمعی بزرگی از شاعران، نویسندگان، فرهنگیان و فرهنگ دوستان از راه های دور و نزدیک به خاطر بدرقه ما در فرودگاه تشریف آورده بودند و ما را همراهی می‌کردند روح الامین امینی با قامت بلند و با خنده‌های ملیح ما را خوش آمدید می‌گوید و علی نظری آن جوان برومندی که از سر و رویش رفاقت می بارد مارا به طرف خوردهای که قرار است ما را به منزلگاه ببرد رهنمایی می‌کند.
قرار بود همه ساعت 2 پس از چاشت در این جشنواره حضور داشته باشیم اما نظر به مشکلات که پیش آمد نتوانستیم به وعده گاه، سر ساعت برسیم و چشم‌های زیادی منتظر در بودند. به هر حال به قلعه اختیارالدین، جایی که این جشنواره پرشکوه برگزار گردیده بود رسیدیم و از خودروهای مان پیاده شدیم.
وقتی داخل قلعه شدیم آن عظمت و جلال اختیارالدین و آن شکوه که در گذشته ها داشت یک یک به روی ما خود شان را نمایاندند، آن دیوار های سر به فلک همه حکایت از گذشتۀ خیلی باعظمت داشتند. تصویرهای بزرگان ادب فارسی مثل سهراب سپهری، استاد خلیل الله خلیلی، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث حسین منزو، حیدری جودی، عبدالقهار عاصی روی دیوار ها میخکوب شده بوند. همین که مارا دیدند احساس کردم که آن تصاویرهمه کف زدند، به پا خاستند، آغوش باز کردند و سر روی شانه های ما گذاشتند و از دوری که میان فارسی زبانان ایجاد گردیده است شکوه کردند، احساس کردم که «نیما» با تمام بزرگی از روی دیوار پیاده شد و با آواز بلند فریاد کرد «های آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید،» احساس کردم که «اخوان» شعر خراسانش را با صدای بلند و حماسه آفرین برای ما می‌خواند، سهراب شعری «خانۀ دوست کجاست» را زمزمه کرد، حس کردم که منزوی خیلی دردمندانه آن غزل پرشور «دریای شور انگیز چشمانت» را برای ما بلندبلند زمزمه می‌کند
احساس کردم که استاد خلیل الله خلیلی با صدای بلند و با حنجره حزن انگیز این بیت قشنگ را برایم می‌خواند « دربان تو به دولت خاقان نمی دهد/ یکبار بوسه دادن آن خاک در همی» و حیدری وجودی «گردش چشم سیاه تو خوشم می آید/ موج دریای نگاه تو خوشم می آید» را برایم با آواز بلند می‌خواند و عاصی رباعی «دیوار بلند و قامت یار بلند» را با آواز مهربانش برای ما دکلمه میکند.
به هرحال با شور و هیجان داخل سالون جشنوار شدیم، همه به پا ایستادند و ما را به جاهای مان رهنمایی کردند.

سخنرانی های اشتراک کنندها :

سخنرانی های آغاز شد و استاد زریاب عزیز سخنانش را پیرامون پیشینه زبان فارسی و جایگاه آن در منطقه ایراد کرد و از دوری که میان فارسی زبانان ایجاد گردیده است حرف های مهم و ارزنده را برای اشتراک کنندگان به عرض رسانید. استاد در بخش از سخنانش در مورد زبان فارسی چنین گفت «زبان فارسی، زبان یک قوم نیست، زبان یک قبیله نیست، بلکه زبان تعدادی زیادی از مردمان است که در این خطه زندگی می‌کنند، هیچکس حق ندارد بگوید این زبان تنها زبان من است و اما سوگمندانه دولت مردان امروز هیچگونه توجه یی به زبان پارسی ندارند و این زبان بزرگ به حاشیه کشیده شده است ». پس از استاد زریاب یکی از استادان دانشگاه هرات و سر قنسول ایالات متحده امریکا نیز سخنان شان را پیرامون جایگاه زبان فارسی در جهان ایراد کردند.
یکی دیگر از سخنرانان این جشنواره پروفیسور، اخترحسین استاد دانشگاه جواهر نعل نهرو بود، استاد در مورد جایگاه نورالدین عبدالرحمان جامی حرفهای خیلی آموزنده را ایراد کردند، و سخنان شان را با شعری از قتیل لاهوری که این چنین است
ما را به غمزه کشت و قضا را بهانه ساخت/
خود سوی ما ندید و حیا را بهانه ساخت/

به پایان رسانیدند.

شعرخوانی:

شاعران هراتی با خواندن شعرهای خیلی خوب و با غزلهای تر و تازه شان ثابت ساختند- که مثل گذشته- حوزه ادبی هرات یکی از حوزه های مهم و با ارزش است که نمیتوان از کنار شاعران این حوزه به ویژه غزل سرایان به سادگی گذشت، شعرهای روح الامین امینی، علی نظری نیلوفر نیک سیر بانو رامش رامین عرب نژاد موسوی و چند تن دیگر که نام های شان را به یاد ندارم واقعن تحسین برانگیز بودند. البته قابل یاد کرد می‌دانم که گردانندگی خیلی خوب علی نظری شاعر جوان هرات با مهارت های ویژه به خودش که داشت به زیبایی هرچه بیشتر این محفل افزود . پس از شاعران هراتی ما شاعران کابلی هم شعرهای مان را خواندیم و چای و قهوه نوشیدیم و حرف زدیم و از کابل گفتیم و از انجمن های ادبی و از نشست های که در این شهر، پیرامون شعر صورت می‌گیرد بحث کردیم و با شاعران هراتی بیشتر آشنا شدیم.

هرات‌گردی:

یکی از ویژه گی های این سفر «هرات‌گردی بود، چنانچه از نام هرات پیدا است، هرات یکی از شهرهای دیدنی افغانستان است و باید همۀ آنهای که در این کشور زندگی می‌کنند از این شهر قشنگ و دیددنی، دیدن کنند. اما تفاوتی زیادی میان «هرات دیدن» و «هرات گردی» وجود دارد. «هرات‌گردی» این سفر خیلی ویژه بود و همسفران ما همه اهل فرهنگ و شعر بودند، هرات‌گردی با شاعران و نویسندگان و اهل فرهنگ مزۀ دیگر دارد. به هر روی از تمام مکان های تاریخی این سرزمین دیدن کردیم و هیبت خواجه عبدالله را دیدیم و تنهایی جامی را گریه کردیم و با خواجه غلطان «لوت» زدیم و «پهلو» زدیم و از مقبرۀ «امیر علی شیر نوایی» دیدن کردیم.
سفر خیلی خوش گذشت و خاطراتی را زیادی از این سفر معنوی با خود مان از هرات به کابل آوردیم، دوستانی تازه پیدا کردیم و با عزیزانی هراتی بیشتر از بیش آشنایی شدم. عیاری و کاکه‌گی هراتی‌های عزیز، مهمان نوازی این مردم شریف و دوستی داشتنی را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد. امیدوارم اینگونه سفرها باربار تکرار شوند تا فرصتی باشد برای آشنایی هرچه بیشتربا فرهنگ و فرهنگیان که هنوز آنها را نشناخته ام. جا دارد از دوستانی فرهنگی مان، سمیه رامش رئیس کانون فرهنگی نو اندیشان، جاوید نورزاد مدیر مسئول روزنامه اتفاق اسلام، کاوه جبران شاعر و نویسنده که هماهنگ کننده این برنامه خوب بود و زحمات زیادی را متقل شد، سپاسگذاری نمایم.

میزگرد و پایان این سفر:

در فرجام همه با همه یکجا در میز گردی که به مناسبت «جشن‌واری ادبی هرات» برگزار گردیده بود اشتراک کردیم. در این میزگرد استاد پرتو نادری شاعر و نویسنده مطرح کشور، استاد یعقوب یسنا، استاد دانشگاه البیرونی، دکتور شریعتی سحر استاد دانشگاه کاتب و استاد منیر استاد دانشگاه هرات به نمایندگی از تمام فرهنگیان روی مسایل چگونگی روابط فرهنگی کشورهای فارسی زبانان و گسترش بیشتر فرهنگی زبان و ادبیات فارسی، پرداختند، و این سفر خیلی خوب دو روزه با جر و بحث همین دوستان به پایان رسید. ما هم یاهو و یا من هو گفته هرات عزیز را به صوب کابل ترک گفتیم و نا خواسته این سفر خوب و دوست داشتنی را به پایان رسانیدیم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید