سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

فرهنگی

نوشته شده توسط یحیی حازم
اخبار
نمایش از 01 آذر 1393
پرینت

خوی تاجیکانه!
نبشته از: یحیی حازم
تاجیکان مردمانی آریانی و بومی سرزمینی از کاشغر تا عراق و از خوارزم تا پی‌شاهپور(پشاور) می باشند. از این سرزمین افسانه‌یی - تاریخی در اوستا به‌نام «ایرن واجه» در متون دورة اشکانی و ساسانی به‌نام «ایران‌شهر» و در شاهنامه فردوسی به‌نام «ایران‌زمین» یاد شده است.


نرمی و تاجیکی
در قاموس‌الاعلام ترکی، که به وسیلة شمس‌الدین سامی در اواخر عصر 19 تألیف شده است، «تاجیکان» را این گونه تعریف کرده است: «... این‌ها(تاجیکان) درشهرها با تجارت و پیشه‌وری و در دهات به زراعت مشغول بوده. فعال، صاحب استعداد و نسبت به سایر طایفه‌ها شهرنشین‌ترند و مانند ترک، ازبک، تاتار، افغانی و دیگر قوم‌های کوچ‌کننده جسور و جنگاور نیستند، بنابراین، تاجیکان به نظر این‌ها(اقوام کوچی) خوار می‌باشند. این تعریف بسیار دقیق و همه جانبه است، تاجیکان مردم شهرنشین و شهروند‌شده‌ای اند که در یک جامعة قبیله‌یی و بدوی اسیر گشته اند، چون خون‌ریزی و تجاوزگری از خصوصیات جامعة بدوی و قبایلی است، جای تعجب ندارد اگر اقوام دیگر تساهل و شهروندی را خوار و بی مایه بدانند. برعکس قبایل بدوی، تاجیکان در درازنای تاریخ هیچ‌گونه خوی ترک و تازی‌گری را از خود بروز ندادند و تنها مردمانی در منطقه به‌شمار می‌روندکه هیچ‌گاه بر خاک و سرزمین کسی یورش نبردند.

آیا تاجیکان دلیر نیستند؟
در روضه الصفا آمده است که «قاآن از دختر پرسید، که تازیکان را چون یافتی؟». سخن در باره پهلوان هراتی به‌نام فیله است که پشت پهلوان مغولی را درقراقروم به زمین می‌زند و قاآن برای نسل‌گیری دختری را با او هم‌بستر می‌سازد. قدرت سخت تاجیکان پس از زوال سامانیان ضعیف شده رفت و آخرین سلسلة تاجیکان کرت‌های هرات بودند که کوتاه طلوع و زود غروب کردند. تاجیکان شاید مردم نرم خوی و متساهلی بودند، مگر چیزی به‌نام عِرق ملی و میهن‌دوستی را داشتند و در مواقع نیاز برای سرزمین و میهن شان چون دلیران نامدار و جنگاورانی رویین‌تن می‌رزمیدند. قیام ابومسلم خراسانی نمونة روشن از میهن‌دوستی تاجیکانه است. در قیام ابومسلم به خوبی عرق ملی و چیزی به‌نام میهن‌دوستی آشکار می‌شود. ابومسلم از مرو، استاد سیس از هراتی، فرهاد از غور و سنباد از نیشاپور فرماندهانی اند که برای میهن شانه به شانه شمشیر می‌زنند. در این نبردها سپاه بلخ که عموماٌ خراسانیان مسلمان اند و سپاه نیشاپور که عموماٌ زرتشتیان خراسانی اند در یک صحف برای کشور شان علیه دشمنان می‌جنگند. کشته‌شدن به آفرید بدست ابومسلم که برای زرتشتیان خطرناک بود و برگشتن ابومسلم ازدروازه بغداد از بهر حمله‌ورشدن ترکان به ورارود اوج عرق ملی یک ملت را نشان می‌دهد. بناٌ تاجیکان هیچ‌گاهی مردمی خونریز و متجاوزگری نبودند، مگر تا مادامی که عِرق ملی داشتند، قدرت سخت را نیز حفظ کرده بودند.

اقتدار نرم
اقتدار نرم تاجیکان در تاریخ چنان هویدا و رنگین است که واضحاٌ وارد متون تاریخی گشته است و از باب مثال: باری ملک شاه سلجوقی از پسر نظام الملک که شحنه او را تحقیر کرده بود رنجیده کسان خود را نزد نظام الملک فرستاد به واسط آن‌ها گفت که : «اگر در مملکت تو با من شریک باشی این گپ دیگر است، اگر تابع من باشی، چرا پسر خود را نگه نمی داری، که پای از حد خود بیرون می‌گذارد. اگر خواهم می‌فرمایم، که همین ساعت دوات از پیش تو بردارند . نظام ملک در جواب گفت: «دولت تاج تو به دوات من وابسته است، هرگاه وزارت مرا برگیری تاج تو را بردارند». مثال دیگر اقتدار نرم برمکیان و آل سهیل در خلافت عباسی‌هااست. سلیمان بن عبدالملک گفته است: « از ایرانیان در تعجب هستم، آن‌ها در حکومت هزار سالة خود هرگز به ما محتاج نشدند و ما صد سال حکومت کردیم و ساعتی از آنان بی‌نیاز نبودیم، و حتی در زبان خود نیز به ایرانیان نیازمندیم. اقتدار نرم تاجیکان در بیش‌تر مواقع هم وزن و گاهی سنگین‌تر از اقتدار سخت دیگران تأثیرگذار بوده است.

عِرق ملیِ تاجیکانه
امروزه تاجیکان عِرق ملی تاجیکانه‌ای کم‌تری نسبت اقوام دیگر افغانستان دارند. تاجیکان متفرق‌ترین قوم حاضر در افغانستان هستند و آن‌چه هویداست پس از هجوم چنگیز خان به خراسان و رونق عرفانِ عزلتی تاجیکان هیچ رغبتی به اقتدار سخت نشان ندادند و کوشیدند از حوزة دفتر و دیوان داری بیرون نشوند. در تاریخ معاصر حبیب الله کلکانی، ببرک کارمل و استاد برهان الدین ربانی تاجیکانی بودند که به‌صورت مقطعی قدرت سخت را در دست گرفتند، مگر از بهر دوری چندصد سالة تاجیکان از قدرت سخت، و نا آشنایی از شگردهای نوین سیاست، قدرت سخت تاجیکان دولت متسعجل شد.
تفرق مذهبی
افراطیت مذهبی نخستین تیشه را بر ریشه ی فکری مردم خراسان وارد کرد و با آغاز درگیری‌های مذهبی دُرده و ته نشین عِرق ملی تاجیکان به بهای بگونگوهای باطل مذهبی از میان رفت. در این مناقشه ها و هرج و مرج ها، شهرها ناامن شدند و نظم نسبی اجتماعی از میان رفت و شرایط مداخلة همسایگان یک بار دیگر مهیا شد. چنانکه روایات های تاریخی مملو اند از قصه‌های افاغنه و قزلباشان. ماحصل تفرق مذهبی از میان رفتن سرزمین تاریخی تاجیکان بوده است. در این باب به روایتی از کتاب "تاجیکان در قرن بیستم" بسنده می‌کنم." کلمه "ملت "آن وقت مفهوم دينی داشت .جلال اکرامی، نويسنده معروف تاجيک ياد آور می‌شود که نمايندگان حکومت همان وقت کوچه به کوچه می گشتند و از مردم می پرسيدند که ملت شما چيست؟ شما ازبک هستيد و يا ايرانی؟ دقت کنيد نه تاجيک .البته مردم سنی مذهب بخارا خويش را ايرانی نمی‌گفتند؛ چون به نظر آن‌ها ايرانی‌ها شیعه مذهب بودند .با استفاده از همين شيوه بين مردم تاجيک بخارا شناسنامه‌های (تذکره ) ازبکی توزيع شد. در افغانستان نیز مثال های از این دست فراوان اند، تا ده سال پیش در هرات که شهر فرهنگی تاجیکان به‌شمار می رود هراتیان را به دو گروه"اوغان/اوغون و پارسی/پرسی" تقسیم می کردند. یعنی تاجیک شیعه ی هرات را پارسی/پرسی و تاجیکان سنی هرات را اوغان/اوغون می گفتند. و امروزه تاجیکان فروانی داریم که بر اثر تعصب مذهبی و پذیرفتن توطئه‌های برنامه‌ریزی شده از تاجیک بودن خویش انکار میکنند.
نوش داروی تاجیکان
بطور چکیده و مختصر نوشداروی تاجیکان حد اقل سه مورد است: شکیبایی مذهبی، نرمی و یا مدنیت پروری و عِرق ملی تاجیکانه. اگر تاجیکان باورمند به رعایت این سه مورد شدند بی گمان چون گذشته از خم و پیچ دگرگونی‌ها و نابودی ها، راه به جلگه‌های جاودانگی خواهند برد. هر گونه اوباش‌گری و یاغی‌ورزی حرکتی خلاف مدنیت پروری است و ارزش‌های تاجیکانه را یدک نخواهد کشید.
"یحیی حازم"

یادداشت پایگاه تاجیکان: این نوشتار در شماره چهارم  هفته نامه " گفتگو " به نشر رسیده است .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید