سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

نبشته های برگزیده

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 16 فروردين 1390
پرینت


ناقل بچه های سلیمان کوهی اگر واقعا شهامت و وجدان و منطق و حس عدالت پسندی دارند ، باید از شور شورک خوردن های بیهوده و از اکت های اوجنتی مالایی تیر شوند ، رُک و راست بگویند که پدران شان ، بابا های شان ، احمد خان و عبدالرحمن خان و نادرخان و هاشم خان و محمد گل خان و دیگر خان های خاین شان ، در حق مردمان غیر اوغان در دو صد و شصت سال گذشته خیانت و جنایت کرده اند یا نه ؟ این یک گپ بسیار روی راست و روشن است و اگر دعوی حقیقت گویی دارند ، هیچ نیازی به سفسطه بافی نیست ، فقط شهامت اعتراف کردن را داشته باشند دیگر نیازی به رجزخوانی های خنده آور  کتابی شان نیست !

ناقل بچۀ سلیمان کوهی ، میدانم که چه میگویی

نویسنده : درویش دریادلی .

بعضی نوفاشیستک های شرمگین اوغان که از "خواب چپه" تازه بیدار شده اند ، شوق درس دادن به ما کرده اند  و خواسته اند که در پیوند با مسایل  قومی  به اصطلاح  روشنگری نمایند و حرف های زمان قیقانوس عادل را در این قرن بیست و یکم برای ما تکرار کنند .

هرچند که نوفاشیستک های چپه خواب  اوغان ادا های فرا قومی بودن را در می آورند ، اما دم خروس از زیر شال  ِ شان از دور های دور نمایان است و هرکس میتواند درد شان و سوختن شان و بی طاقتی شان را درک کند . با وصف هر  ادعای دیگری که دارند  ، انگیزه ی به گپ آمدن شان روشن و مشخص است : پشتون خواهی و قبیله پرستی

نوفاشیستک های نو به گپ آمده ی  اوغان ، پس از یک مدت شورک شورک خوردن ها و تاب و پیچ خوردن ها ، پس از یک سلسله دسیسه سازی و خیانتکاری ، اینک در نقش دیگری ظاهر گشته اند که ثمرش چیزی نخواهد بود جز به دهن خوردن و  .  ..

این نو فاشیستک های نو به گپ آمده میخواهند که  به قبیله ی خود خدمت کنند و نگذارند کسی انگشت انتقاد به طرف بابا ها و قهرمانان قلابی شان دراز کند ، از کوبیده شدن  ِ  جعلکاران ، جنایتکاران ، غاصبان زمین و دارایی مردمان غیر اوغان ، از افشای امیرمعظم شان عبدالرحمن خان کله منار ساز ، از افشای پروژه های وحشیانه  و ضد بشری اسکان ناقلین سلیمان کوهی به مناطق مختلف به ویژه در شمال کشور ، از افشای جنایات پدران شان نادر غدار ، هاشم فاشیست جلاد ، محمد گل مومند و دیگران ، ناراحت اند و رنج می برند و میخواهند دین خود را در مقابل فاشیزم قبیله ی خویش ادا کنند.

این یک امر بسیار عادی است  که  نو فاشیستک های اوغان مثل رهنمایان و مربیان خود ، روستار تره کی ، اعظم سیستانی  و غیره ،  از حرف های ما بیخواب و بی قرار شوند .  ما هنگامی که میگوییم ناقلین سلیمان کوهی نماد برجسته و روشن یک جنایت تاریخی در مناطق مختلف کشور استند ، که ناقلین سلیمان کوهی در شمال اوغانستان مرتکب جنایات هولناک و فراموش ناشدنی شده اند، که ناقلین سلیمان کوهی به روی زمین و خانه و دارایی مردمان مظلوم و محکوم تاجیک و اوزبیک و هزاره و دیگران ، بر روی اجساد انسان های بیگناه ، بر زمین پُر از لکه ها خون خانواده های معصوم و بی دفاع ، به جبر و زور جایگزین شده اند ، که ناقلین سلیمان کوهی در مناطق غیر پشتون  مثل بشکه های باروت اند که در خدمت فاشیزم قبیله قرار داشته و برای منهدم ساختن مردم بومی مناطق اشغال شده  ، هر لحظه که حاکمیت فاشیزم اوغانی خواسته منفجر شده اند ، که یک غده ی سرطانی ، یک مصیبت و یک پدیده ی زشت و نامطلوب اند که دیدن شان  خاطره های جنایات و کشتار و بی عدالتی پدران قاتل و بیرحم و بی وجدان شان را تداعی میکند ، این را توقع نداریم که  ناقل بچه های سلیمان کوهی  بیایند و با ما همنوا شوند و حرف ما را تایید کنند . عجیب نمی دانیم که ناقل بچه های سلیمان کوهی  دست بهم دهند و برعلیه ما خیانت و پستی را از حد بگذرانند و نشانه های خدعه و نیرنگ و خیانت  پدری خود را نمایان سازند. پسر کو ندارد نشان از پدر ، تو بیگانه خوانش مخوانش پسر !

ناقل بچه های سلیمان کوهی اگر واقعا شهامت و وجدان و منطق و حس عدالت پسندی دارند ، باید از شور شورک خوردن های بیهوده و از اکت های اوجنتی مالایی تیر شوند ، رُک و راست بگویند که پدران شان ، بابا های شان ، احمد خان و عبدالرحمن خان و نادرخان و هاشم خان و محمد گل خان و دیگر خان های خاین شان ، در حق مردمان غیر اوغان در دو صد و شصت سال گذشته خیانت و جنایت کرده اند یا نه ؟ این یک گپ بسیار روی راست و روشن است و اگر دعوی حقیقت گویی دارند ، هیچ نیازی به سفسطه بافی نیست ، فقط شهامت اعتراف کردن را داشته باشند دیگر نیازی به رجزخوانی های خنده آور  کتابی شان نیست !

ناقل بچه های سلیمان کوهی اگر میخواهند واقعا حقیقت را بگویند و آتش قبیله پرستی در درون شان شعله ور نیست ، باید بدون وراجی کردن چند حرف از نوشته های دیگران ، این را بگویند که آیا اوغان ذلتی ها ، سمسوری ها ، سورخلقی ها و دیگر همه برتری جویان رنگارنگ اوغان مشغول جنایت استند و  همان راهی را که عبدالرحمن کله منار ساز شروع کرد و نادر غدار و هاشم جلاد و محمد گل مومند و داوود دیوانه و نعیم کر و دیگرانش به اشکال گوناگون به پیش بردند ، با بی شرمی و وقاحت ادامه می دهند یا نه ؟ آیا این سلسله ی جنایتکاران از احمد خان ملتانی تا کرزی خان مرتکب بد ترین جنایات ضد بشری شده اند یا نه ؟

ناقل بچه های سلیمان کوهی اگر شهامت داشته باشند ، به جای دسیسه سازی علیه ما ،  بروند ،  در مقابل حامد خان کرزی ، انورالحق احدی ، اسماعیل یون ، اشرف غنی احمدزی ، رحیم وردک ، عبدالکریم خرم ، شاغلی عثمان روستار تره کی ، و دهها و صد ها شاغلی های فاشیست اوغان دیگر یک مضمون و مقاله بنویسند که آنها عملا در حال جنایتکاری استند و از هر نظری که سنجیده شود ، قابل انتقاد و  نکوهش  می باشند . اما نه ، ناقل بچه های سلیمان کوهی ، همه را رها کرده اند ، دست به هم داده اند و بر علیه ما به خیانت و دسیسه سازی و حالا به زعم خود شان نظریه پردازی مشغولند  و در همین حال ادعا هم دارند که هیچ انگیزه پشتونی در کار شان دخیل نیست !



ناقل بچه های سلیمان کوهی !



بیایید که روشن صحبت کنیم : اگر پدران تان آمدند و زمین و خانه و زنده گی مردم شمال را چور کردند و به مال و ناموس مردم تجاوز کردند و شما از همان مال و زمین حرام خوردید و بزرگ شدید ، من به شما چیزی نمی گویم ، چون جرم را پدر های تان کردند و شما در آن تقصیری نداشتید  . اما حالا که شما نام خدا سر ِ گپ آمده اید ، بهتر است که اول به بسیار صراحت و روشنی  و بدون هُم و هُم و غُم غُم ، بدون هه هه و ته ته ، بگویید که کدام طرف متجاوز و غاصب و خاین و باطل است ، کدام طرف مدافع و مورد ظلم قرار گرفته و برحق می باشد؟ غداران قوم و قبیله ی خود تان یا کسانی که بر ضد شان مبارزه کرده اند و مبارزه می کنند ؟ عبدالرحمن خان شما قابل نکوهش و کوبیدن است یا مردم مظلوم هزارستان که از کشته های شان کله منار ها ساخته شد ؟  نادر غدار پادشاه غازی شما  قابل کوبیدن است یا انسان های مبارزی که در مقابل وحشت فاشیزم قومی و مطلق العنانی او مبارزه می کردند  ؟ لشکر های وحشی منگل و جاجی و ماجی شما  که به امر نادر غدار آمدند و مردم کوهدامن و شمالی و پروان و شمال اوغانستان را غارت کردند و از هیچ فجایعی دریغ ننمودند قابل انتقاد و نکوهش اند یا مردم غارت شده ای شمالی و شمال اوغانستان ؟ طالبان و سمسوری ها و سورخلقی ها و دیگر فاشیست های اوغان شما که در مناطق مرکزی و شمال کشور ما حمام های خون براه انداختند و هزاران نفر تاجیک و هزاره و اوزبیک و دیگران را قتل عام کردند و زمین ها را آتش زدند و زن های مردم را با خود بردند ، قابل نکوهش اند یا ما که بر جنایات شان انگشت می گذاریم و رنج هستی سوز مردم خویش را فریاد می کنیم ؟



پاسخ گفتن به این پرسش ها ، ضرورت به این سو جُم خوردن و آن سو جُم خوردن ندارد . پرسش ها بسیار روشن اند ، پاسخ های شما نیز میتواند بسیار روشن و بی هه هه و بی مه مه باشد .  اما من میدانم که شما شهامت راست و روشن پاسخ گفتن را ندارید . هه هه و ته ته و هنگ هنگ و هونگ هونگ عادت شماست .  حس پشتونی و قبیله پرستی شما ،  چشمان تان را کور ساخته است . شما تنها مخالفین فاشیزم قبیله ی تان را می بینید ، اما از دیدن فاشیست های گردن کلفت و خیانت کار قوم تان عاجز اید . حالا هم که پس از سالیان دراز تصمیم به نوشتن گرفتید ، نخستین نگارش تان چنگ و دندان نشان دادن به ماست که در مقابل فاشیزم اوغانی تان مبارزه میکنیم ، با این هم گمان دارید که انگیزه اصلی به گپ آمدن تان را کس درک نمی کند ؟ شما اگر اندکی وجدان بیدار می داشتید و میخواستید که در پیشانی بلق بلقی تان داغ ننگی نچسپد ، نخست به نوشته های صد ها فاشیست قبیله ی خود تان باید یک نگاه  میکردید ، نوشته گک های بسیار محبت آمیز دویمه سقاوی و صد ها مقاله ی مربیان فاشیزم اوغانی تان را نقد میکردید  و باز اگر انگشت تان به سوی ما هم دراز می شد ، کدام مساله ای نمی بود.



بلی ناقل بچه های سلیمان کوهی ،  آن کسانی که شما میگویید  یک وقتی دم از مبارزه ی طبقاتی و عدالت اجتماعی و حرف های دیگر میزدند ، در همان وقت این را هم میگفتند که در اوغانستان ستم ملیت پشتون بالای دیگرملیت های وجود دارد و شما هم ظاهرا با ایشان هم نظر بودید . تقریبا همه کسانی که شما میگویید یک وقتی دم از مبارزه ی طبقاتی و عدالت اجتماعی و حرف های دیگر می زدند ، این را قبول داشتند که ستم کشان اقوام غیر پشتون ، علاوه بر ستمی که از طبقات استثمارگر جامعه خویش می کشند ، تحت یک ستم دیگری نیز قرار دارند که آن ستم ملیت پشتون است بالای شان . برای حل این معضله ، همگی همان نظریه ی ولادیمیر ایلیچ لنین   ( حق تعین سرنوشت ملل به دست خود شان تا سرحد جدایی و تجزیه و یا هم اتحاد داو طلبانه  ) را قبول داشتند ، اما در مورد چگونه گی عملی ساختن آن نظریه برای حل مساله ستم ملی ، دیدگاه های متفاوتی وجود داشت که اکثریت به اصطلاح  مارکسیست های اوغانستان  حل مساله ستم ملی را به بعد از پیروزی انقلاب پرولتری و ایجاد جامعه سوسیالیستی موکول می کردند ، اما یک تعداد دیگر حل مساله ستم ملی را یکی از اصلی ترین و اساسی ترین مسایل انقلاب میدانستند و خواستار حل آن قبل از هر چیز دیگر بودند . امروز هم همان افکار به اشکال گوناگون خود را نمایان می سازند با تفاوت اینکه اکثریت روشنفکران متعلق به اقوام غیر پشتون حل مساله ستم ملی و دفع تجاوز فاشیزم وحشی اوغانی را از مبرم ترین مسایل اجتماعی و تاریخی این زمان میدانند که حل بسیاری از معضله های سیاسی و اجتماعی را در گرو حل مساله ستم یک قوم کوچک بر تمامی مردم ساکن اوغانستان می دانند . تفاوت امروز از آن زمان ها این است که امروز دیگر جز یک عده ای اندک و انگشت شمار دیگر کسی به نطریه های مبارزه طبفاتی و انقلاب پرولتری و مارکیسزم و لینینیزم اعتنا ندارد . مسایل قومی ، امروز در تار و پود  تمامی حرکات و صف بندی های سیاسی – اجتماعی رخنه کرده است و آگاهی قومی مردم نیز صد ها مرتبه بیشتر از سالهای قبل شده است . قطب بندی ها در اوغانستان ، در بسا زمینه ها ، قطب بندی های قومی است . یک طرف که شما اوغان ها استید ، همه ی تان از چپ ترین  ِ چپ های تان  تا راست ترین راست های تان ،  در یک صف واحد برای احیای حاکمیت قبیله یی تان دیوانه وار تلاش می کنید  و میخواهید که مردم تاجیک ، اوزبیک ، هزاره ، ترکمن ، بلوچ و دیگران را به اشکال مختلف حذف و محو سازید و هویت قبیله یی خود تان را به هویت جمعی و همگانی مردم ساکن در اوغانستان مبدل  سازید ،  در جانب مقابل تان مردم غیر اوغان است که در برابر این هجوم جنایتکارانه  و وحشیانه ی  شما میخواهند از خود دفاع نمایند . برای فهم و درک این مساله ی بسیار ساده و روشن هیچ ضرور نیست که شما مثل همیشه خود را در لای کتاب ها  و نوشته های دیگران سرگردان سازید ، چشم های شب کورک تان را باز کنید ، همه چیز صفا و روشن در پیش چشمان تان جریان دارد :  طالبان تان را ببینید ، حزب  گلبدین جان تان را ببینید ، مولوی حقانی جان تان را با آن قواره زیبا و دل انگیزش ببنید که میخواهد شمالی را به یک گودال بی آدم تبدیل کند ، اوغان ذلتی های تان را ببنید ، سمسوری های تان ، سور خلقی های تان ، آن همه فاشیست های دریشی پوش و فیشنی و درشنی و آن همه لنگوته دراز های کشتنی و مردنی و دهشتگرد و تیزاب پاش تان را ببنید ، آن همه چشم زق ها و کله شق های فاشیست تان را ببینید که دولت را و قدرت را همه در تصاحب خویش در آورده اند و برای برقرار سازی یک وحشت تاریخی دیگر تیاری و آماده گی میگیرند و شما هم با وصف تمام ادعا های پوچ و دروغین تان در همان صف و قطب و رسته قرار دارید و به عنوان خدمتگاران آن جریان شیطانی و اهریمنی ، برای ما که در مقابل آنها مبارزه می کنیم ، دسیسه می چینید و خیانت می کنید و حالا هم همه کار دیگر را مانده اید و به جان ما چسپیده اید  و میخواهید به طرز و سبک و شیوه ی خاص خود تان مانع مبارزه ی ما علیه فاشیزم قبیله ی تان شویید . این واقعا یک رسالت تاریخی است که شما باید از انجامش یک لحظه غفلت نکنید ، خوب شد ، لطف خدا شد ، که شما به سر گپ آمدید و از یک کلوخک ِ دیگر سلمیان کوه هم  یک آتشکی پرید که فاشیزم اوغانی ازش گرم شود !



ناقل بچه های سلیمان کوهی !



ما مبارزه طبقاتی را که شما اوغان های فاشیست ازش در جهت حفظ حاکمیت قومی تان و برای طولانی ساختن عمر بابایی قبیله ی تان سو ء استفاده میکنید به شما می سپاریم . خوب است که شما به مبارزه طبقاتی و ساختن جامعه ی کمونیستی در آن اوغانستان واقعا صنعتی و پیشرفته و مدرن و فابریکه دار و طبقه ی کارگر دار و طبقات این و آن دار ادامه بدهید ، انشا الله که تا چند قرن دیگر به مراد می رسید ، ولی ما با وصف رنج بیکرانی که شما ناقل بچه های سلیمان کوهی از این امر می برید به مبارزه ی ضد فاشیزم اوغانی خویش بیشتر از هر چیز دیگر ادامه میدهم و در برابر غداران و جنایتکاران و جعلکاران و خون آشامان اوغان شما که میخواهند دار و ندار مردم ما را به تاراج مکرر برند می ایستیم . این مبارزه ی  است برای دست یابی به عدالت در اجتماع پشتونیزم زده و لگدمال اوغان شده ی ما . شما قادر به درک این مساله نیستید چون خود به قاتلان و تاراجگران مردم ما تعلق خاطر دارید . ما اگر در گذشته گاهی شک و تردیدی هم داشتیم ، شما ناقل بچه های سلیمان کوهی با دسیسه سازی ها و خیانتکاری های تان برای ما ثابت ساختید که روشنفکر اوغان ( پشتون ) تا چه حد به حس قبیله پرستی خود بسته است و پشتون بودن برتر از هر چیز دیگر برای شان می باشد .



حرف شما ناقل بچه های سلیمان کوهی وقتی قابل شنیدن و خواندن است که واقعا در برابر فاشیزم اوغانی تان قیام کنید و راست و روشن بگویید که باباهای تان ، پدران تان ، از احمد خان ابدالی گرفته تا کرزی و احدی ، همگی شان خاین و غدار بودند ، هم در گذشته به حق مردمان غیر اوغان هزار جنایت و خیانت را مرتکب شدند ، هم اکنون به جنایت و خیانت مشغول می باشند . حرف شما ناقل بچه های سلیمان کوهی وقتی قابل شنیدن و خواندن است که با مهمل گویی مردم را نه فریبید و به روی فلسفه های قوم پرستانه ی بابا های تان پرده نیاندازید و توجه مردم را به جانب مسایل فرعی دیگر نبرید .



شما ناقل بچه های سلیمان کوهی ، شما مار های آستین ، شما که ننگ چپاولگری از هفت پُشت دارید  بر جبین ، میخواهید که ما و صد ها و هزارها چون ما ، هنوز هم در پشت نخود سیاه انقلاب طبقاتی کمونسیتی به رهبری پرولتاریای سلیمان کوه  سرگردان باشیم تا که فاشیزم قبیله ی شما مانیفست دویمه سقاوی خود را خط به خط عملی سازد . شما از ما میخواهید که بزرگترین بی عدالتی تاریخی و اجتماعی و انسانی را که در دو صد و شصت سال توسط باباها و سالاران قبیله ی شما در مقابل چشمان مردم ما جریان داشته است و ما تاثیرات فاجعه بار و مرگ آفرینش را هر روز با گوشت و پوست خویش احساس می کنیم  نادیده بگیریم و دل به انقلابی ببندیم که به رهبری پرولتاریای سلیمان کوه در سال سه هزار و سه صد سی و چهار به پیروزی خواهد رسید !



بلی ، ما میدانم که از نظر شما فریبکاران چپه خواب  ِ  قبیله پرست اوغان  بدترین کار ، زشت ترین تفکر همین است که کسی دیگر پَشت   ِ  انقلاب کمونیستی به رهبری پرولتاریای سلیمان کوه  نگردد و به عوض آن بر موجودیت فاشیزم آدمخوار اوغانی توجه نماید و مردم را بر علیه آن بشوراند . این کار باید در چشم شما زشت جلوه کند ، چون  منافع شخصی و قومی تان را در خطر می بینید ، چون میدانید که اگر مردم شمال به پا خیزند و بر مقدرات خویش حاکم گردند ، دیگر آن ناقلین دندان طلایی در تخار و کندوز و مزار و  جاهای دیگر  ناگزیر خواهند شد که به اطراف سلیمان کوه و یا به اسرائیل موعود خود برگردند . ما سراسیمه گی شما را دیده اییم و میدانیم که شما عاشقان انقلاب کمونیستی به رهبری پرولتاریای سلیمان کوه  بیشتر از هر چیز دیگر از همین آگاهی و خیزش و قیام مردمان غیر اوغان وحشت دارید و کسانی که در این راه مبارزه  می کنند به نظر شما بدترین دشمنان شما می باشند .



شما که خود را به خواست انسانی عدالت اجتماعی ظاهرا باورمند نشان میدهید ، نمی توانیدبفهمید که در دو صد شصت سال گذشته ، سالاران قوم و قبیله و طایفه ی شما بدترین نوع بی عدالتی را در سرزمین ما تطبیق کرده اند و امروز هم دیوانه وار در راستای عملی ساختن وحشتناک ترین شکل بی عدالتی ها روان می باشند. شما که چشم دیدن ِ این همه سیاهکاری و فاجعه آفرینی قبیله سالاران خودتان را ندارید ، از چه روی به خود حق میدهید که بر ما که در برابر سیلاب وحشت قبیله ی شما میخواهیم از خود دفاع کنیم ، بتازید ؟



این که قبیله ی شما  بار بار مردم ما  را چپاول کرده است ، اینکه لشکر های منگلی و جاجی و کوچی و ناقل از زمان عبدالرحمن جلاد  تا همین امروز جنایت های فراموش ناشدنی و نابخشودنی را در حق مردم هزاره و تاجیک و اوزبیک و دیگران پیوسته  مرتکب شده اند ، یک حقیقت آفتابی و روشن و انکار ناپذیر است . شما ناقل بچه های سلیمان کوه هرچه که بگوئید ، هر قدر سفسطه بافی کنید ، هر قدر کمونیزم کمونیزم و مبارزه طبقاتی  مبارزه ی طبقاتی بگوئید ، نمی توانید این حقایق را بپوشانید . دیگر اطمینان داشته باشید که مردم فریب شما دمبک های فاشیزم اوغانی را نمی خورند و به دنبال نخود های سیاهی که شما روان شان می کنید نخواهند رفت . کسانی که شما را و همقماشان شما را تا ده ها سال دیگر هم درس مارکسیزم و فلسفه و جامعه شناسی و چه و چه های دیگر را خواهند داد ، با آگاهی و دانش گسترده و ژرف ، این مسایل را مطرح می کنند و مردم را به مبارزه علیه حاکمیت نامشروع و ضد بشری اوغان شاهان شما  فرا میخوانند .



مشکل اصلی شما ناقل بچه های سلیمان کوهی این است که از یک تناقض وحشتناک درونی رنج می برید .  از یکسو در تار و پود تان حس پشتونخواهی بسیار قوی و سوزنده دارید ، از جانب دیگر دعوی بی قوم بودن و فرا قومی بودن و این حرفها را می کنید  و نمیخواهید که کسی آن حس سوزان پشتونخواهی شما را دریابد . به نظر ما ، فاشیست های بیشرمی چون عثمان روستار تره کی ، انور الحق احدی ، اسماعیل یون ، اشرف غنی احمدزی ، زلمی خلیل زاد و دیگر و دیگرانش ، نسبت به شما که نوفاشیستک های شرمندوک استید خیلی شرف دارند . چون آنها بیرقی میگویند که پشتون ها باید در اوغانستان حاکم باشند ، باید حاکمیت و دولت و حکومت در اوغانستان کرکتر اوغانی داشته باشد ، باید زبان پشتو زبان ملی باشد ، باید سرود ملی به زبان پشتو باشد ، باید همه مردم هویت  اوغانی ( پشتونی ) داشته باشند ، باید کتاب های درسی به پشتو باشد ، باید نوشته های روی بانک نوت ها و پول های کشور به زبان پشتو باشد ، باید لوحه های دفاتر و معابر همه به پشتو باشد ، باید زبان پارسی به حاشیه رانده شود  و . .... سرانجام اوغانستان از اوغان هاست و تاجیک ها و اوزبیک ها و هزاره ها و ترکمن ها و غیره همه از جای های دیگر آمده اند و در اوغانستان مهاجر و مهمان می باشند که اگر به چیزی که پشتون ها برای شان مقرر می کنند راضی نیستند لطف کنند و به کشورهای اصلی خود ،  به تاجیکیستان و اوزبیکستان و ترکمنستان و منگولیا و جا های دیگر بروند . اما شما نوپشتونستک های شرمندوک که خود را در پرده های سبز و زرد و سرخ پوشانده اید ، شهامت و جرئت و صداقت همان فاشیست های بیشرم را هم ندارید که فاشیزم تان را آشکار بیان کنید و خود را از این عذاب تناقض ها برهانید . از همین خاطر است که شما مارهای آستین ، خیلی مضرتر و موذی تر و نجس تر از دیگر فاشیست های بی شرم استید. خدا همه انسان ها را از شر شما نجاست های فتنه و خاین و شیطان و موذی و مضر نگاه کند . من نمیدانم که چرا شما گل های بابونه از سر کل  ِ  ما تاجیک ها و اوزبیک ها و هزاره ها و دیگران دست بر نمیدارید و نمی رویید در گوش قبیله سالاران فاشیست تان  زونگ زونگ های مزخرف تان را نمی زنید که فقط ما را یافته اید و هی زونگ می زنید و نق می زنید و میخواهید ما را به فکر پوچ خود به  راه راست هدایت کنید ؟!



نمیدانیم به کدام زبان به شما بگوییم که شما  اوغان ها ( پشتون ها ) خود تان بسیار گمراهی ها و نواقص و کمبود ها دارید ، اوغان های خود تان به درس و سبق و پند و اندرز بیشتر از هر کسی دیگر ضرورت دارند ، لطف کنید و بروئید آنها را از آن همه گمراهی و کژرویی و فاشیزم و جهالت و طالبی گری و  دهشت افگنی و هزار مرگ و مرض دیگر  به راه های راست و انسانی هدایت کنید ، ما هرچه باشیم به سفسطه گویی های شما نوفاشیستک های شرمندوک اوغان  احیتاج نداریم .



دیده میشود که شما فاشیستک های اوغان بسیار آدم های بی منطق و شله و شق استید . به زبان شیرین فارسی بار ها و بارها برای تان گفتیم که بلی ما تاجیکیم ، بلی ما به تاجیک بودن خود افتخار میکنیم ، بلی ما میخواهیم که مردم ما از چنگال خونین شما فاشیست های خون آشام اوغان رهایی یابند و دیگر طوق لعنت نام اوغان و اوغانستان به گردن شان آویزان نشود و بتوانند به حیث انسان های آزاد به همان شکلی که خود شان میخواهند بدون ترس از غارت و چپاول مستمر شما در زمین و خانه و جایداد خود به سر برند . شما هر قدر سفسطه بگویید در کار و مبارزه ما تغییر نخواهد آمد . ما تصمیم راسخ داریم که مردم خود را ، از شر شما فاشیست های جنایتکار اوغان خلاص کنیم . یک لحظه از تبلیغات و روشنگری و مبارزه ی ضد فاشیزم اوغانی دست نخواهیم کشید . ما تا حدی که توان داریم ، جنایات بابا ها و پدران شما را و جنایات کنونی فاشیزم اوغانی شما را افشاء می کنیم . ما بزرگترین خطر ، وحشتناک ترین خطر برای مردم ما ، خطر اصلی و اساسی را ، همین خطر فاشیزم لگام گسیخته ی اوغانی شما میدانیم . از همین رو ، با آگاهی کامل بر این مساله ، برضد فاشیزم شما مبارزه میکنیم . این مبارزه در شرایط کنونی نسبت به هر مبارزه ی دیگر برای ما اهمیت دارد و تمام ارزش های سترگ انسانی که مورد پسند ما می باشد در این مبارزه آزادی خواهانه ، حق طلبانه و تاریخی  نهفته است . حال اگر شما ناقل بچه های سلیمان کوهی این کار ما را نمی پسندید ، بروئید ، شربت زنجه فیل بنوشید که روده های تان صاف شود ، بیخود و بیهوده نیایید در بیخ گوش ما زونگ و چونگ نزنید !



بلی ناقل بچه های سلیمان کوهی ، آن قهرمان ما ، در قلب تک تک ما جا دارد . آن قهرمان ما که در چشم شما یک سنگ فروش و زمرد فروش بود ، برای ما یک اسطوره ، یک شهکار تاریخ بود . او بود که زبونی واقعی فاشیزم قبیله ی شما را به همگان نشان داد . او بود که  تابوی حاکمیت ازلی و ابدی شما فاشیست های اوغان را شکستاند  و زهر شکست و بی قدرتی و تحت فرمان بودن را – هرچند برای یک مدت کوتاه – به شما چشاند . حالا شما ازچپ و راست ، ازهرجناحی که استید ، باید از وی نفرت بیکران داشته باشید و در هر مساله و هر سخنی یکبار یک دشنام و ناسزا نثار وی کنید . ما به این خوی زشت شما عادت کرده ایم . این نخستین بار نیست که شما فاشیست های اوغان با قهرمانان ما چنین رفتاری میکنید . قهرمانان ما همیشه از جانب شما با سیاهی تصویر شده اند و هرچه بدی در جهان بوده به آنها نسبت داده اید و قاتل همه ی آنها بوده اید . ما میدانیم که در اوغانستان ساخته ی دست شما ، تنها و تنها اوغان ها ( پشتون ها ) حق قهرمان شدن را دارند ، حق بابا شدن و انا شدن را دارند ، همه کثافتکاران شما ، همه جنایتکاران شما که حال هر انسان با درک از گرفتن نام شان بهم میخورد ، برای شما قهرمان های بی بدیل استند ، اما پاک ترین انسان های ما مستوجب همه بدنامی ها می باشند . قهرمان ما اگر زمرد را فروخت که آبروی خود و مردم خود را ، خاک و وطن خود را ، نام و نشان خود را ، دین و ایمان خود را ، از حمله تجاوزگران رنگا رنگ به شمول شما فاشیست های اوغان حفاظت کند ، اما آن خاینانی که قهرمان شما فاشیست های اوغان استند ، آنها ، از احمد خان ملتانی تا کرزی خان پوشالی ،  همیشه خود را و خاک را و دین و آبرو عزت مردم را لیلام کرده اند صرف به خاطر خود پرستی های خود . بوسه زدن به دست قهرمان ما ، برای ما هیچ عیب و ننگ نیست ، اما افتیدن به پای بیگانگان ، وطنفروشی ، قرآن خوری ، خیانت و غداری ، برای ما شرم و ننگ می باشد . بوسیدن دست قهرمان ما برای ما هیچ عیبی ندارد ، اما خم شدن در پیش فاشیزم اوغانی شما برای ما ننگ و شرم می باشد . شما ناقل بچه های سلیمان کوهی خیلی دیر از خواب چپ بیدار شده اید ، مربیان تان ، پیشگامان تان ، جعلکاران تان ، خیلی پیش تر از شما در مزمت قهرمان ما هزاران برگ   را مثل روی خود  سیاه کرده اند و همه عقده های حقارت تاریخی خویش را ترقانده اند ، شما تازه به گپ آمده اید ، شما هم بیایید و دهان بگشایید و گوش فلک را کر کنید و هر چه دشنام و توهین یاد دارید نثار قهرمانان ما کنید تا از قافله ی فاشیزم قبیله ی اوغان تان پس نمانید .


در فرجام این شتابان نویسی ، به شما ناقل بچه های سلیمان کوهی که گوشت و پوست مردم تاجیک و اوزبیک و هزاره و ترکمن و غیره را با شمشیر و خنجر و ناخن و دندان کندید و خوردید و از آن تنه و توشه های تان مثل تنه و توشه های فیل شد ، این توصیه را دارم که نه شما مرد مقابله با ما استید ، نه توان ایستادن در برابر سیلاب حقایق تاریخی و اجتماعی دو صد و شصت ساله ما را دارید . ناحق خود را زیر ضربه های ما نیاندازید که وضع تان خرابتر از این میشود که اکنون است . ما گفتیم ، دیگر شما دانید و کار تان !

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید