سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

نبشته های برگزیده

نوشته شده توسط عزیز آریانفر
اخبار
نمایش از 01 مهر 1392
پرینت

نام سرزمین ما از آوان ورد سپیدپوستان ایریایی به این سرزمین، تا پایان پادشاهی دودمان های افسانه یی (اسطوره یی) پیشدادیان و کیانیان، به تایید اوستا «ایریانا ویجه» بوده است. سپس، در دوره مادها (میدی ها)، ماد شده است. در میانه های فرمانروایی دوره هخامنشیان، به پارس تغییر یافته و در دوره ساسانیان به ایرانشهر و سپس به ایران مبدل شده است. یونانیان در آغاز، بخش های میانی آن را و سپس تقریبا سراسر آن را «اریانا» خواندند. در دوره پارت ها یا اشکانیان، در بخش شمال خاوری و خاوری سرزمین ایران، دولتی به نام کیرپاند تشکیل گردیده بود که در آن دودمان کوشانی فرمان می راندند.




پس از افتادن ایران به دست عرب ها، نام ایران برای دوصد سال بیخی رخت بربست. تنها با روی کار آمدن دولت های بومی در خراسان (ایران خاوری) مانند صفاریان و طاهریان، آهسته آهسته رستاخیز آن آغاز شد و در دوره سامانیان بر گستره دولت سامانی اطلاق گردید و دیگر بر گستره باختری آن اطلاق نمی گردید. در دوره غزنویان، این نام بار دیگر بر سرتاسر پشته اطلاق می گردید.


فردوسی در بخش اسطوره یی شهنامه گستره بلخ، در بخش تاریخی آن گستره شاهنشاهی سامانیان و پارت ها و به گونه غیر مستیقم گستره هخامنشیان را ایران می خواند. شگفتی برانگیز این است که فردوسی از شاهنشاهی کوشانیان چیزی نمی گوید و از خراسان تنها دو، سه بار نام می برد که آن هم در همه نسخه های شهنامه نیست.

نام ایران در دوره ایل خانیان، به دلایل سیاسی بار دیگر کاربرد گسترده یی یافت و بر سرتاسر پشته اطلاق گردید. در دوره های بعدی نیز کاربرد داشت. برای مثال، در دوره صفویان.

در دوره صفویه، محمود افغان و اشرف افغان، همواره به نام شاهان ایران خوانده شده اند. چنانچه سجع مهر محمود چنین بود:

سکه زد از مشرق ایران چو قرص آفتاب- شاه محمود جهانگیر سیادت انتساب

دین حق را سکه بر زر کرد از حکم الله- عافیت محمود باشد پادشاه دین پناه

سجع دیگر مهر او چنین بود:

دولت سلطان حسین نابود شد- شاه ایران عاقبت محمود شد


در سال 1726 در عهد شاه اشرف، هنگامی که به ترغیب ملا زعفران کتیبه یی بر مسجد اصفهان روی کاشی خشتی و با خط نستعلیق نوشته شد، اشرف را، شاه ایران خوانده شده است:

لقد امر السلطان خاقان عصره- ز صدیق است انوار صداقت

و من فایق فی ایران عز جلاله- ز فاروق است اسرار عدالت

و اشرف السلطان السلاطین اسمه - ز ذی النورین نور فیض و رحمت


رفیقی سیرجانی در ضمن قصیده یی که در وصف محمود افغان سروده، او را حامی زبان فارسی یا دری خوانده، شاهان صفوی را به ترک منشی منسوب داشته است:

امروز روز عزت و دیهیم و افسر است- عهد بلند پایه و دور مظفر است

...

دیروز بود لهجه دربار اجنبی- امروز قند فارسی آن جا مکرر است



به گونه یی که دیده می شود، این شاعر سیرجانی، شاهان ترکی زبان صفوی را اجنبی و محمود ایرانی تبار افغان را شاه خودی پنداشته و به نکوهش صفویان و ستایش محمود پرداخته است.

یادداشت: باید به خاطر داشت که میر ویس- پدر محمود، فرزند باقر خان از سادات تاتار تبار آسیای میانه بود و مادرش ازبیک تبار بود. باقر خان پس از آمدن از آسیای میانه به دربار دهلی، به یاری آن ها به قندهار دست یافت و احتمالا خویشاوندی هایی با مردم بومی کرد. از این رو هوتکی خواندن آن ها درست نیست.


در صورت مجلس «دشت مغان» آذربایجان (که در کتاب چند مقاله نصرالله فلسفی آورده شده است)، نادر افشار به عنوان شاهنشاه ایران برگزیده شد، کشورش به نام ایران یاد شده است. مانند سرکشان ایران، ممالک ایران و...

سجع مهر سکه او چنین بوده است:

سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان- نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان

در زمان پادشاهی نادر شیخ الاسلام عثمانی فتوایی به این متن صادر نموده بود: «طریقه جدید(تشیع) مخالف دیانت حقه (تسنن) است و جایز است که مردم ایران را بکشند».


نادر در باره احمد خان ابدلی چنین گفته بود:
«...در ایران و توران و هندوستان حمیده خصال و پسندیده افعال تر از احمد خان ندیدم».



روشن است که در دوره نادر افشار سراسر فلات به نام ایران یاد می شده است. اگر غیر این می بود، باید از کشورهایی چون فارس و خراسان (که خود نادر فرزند آن بود) نام برده می شد.

احمد شاه درانی در فرمانی که خطاب به خوانین ترکمن صادر نموده و در مجله فرهنگ ایران زمین آمده است، چنین فرموده بود:

«...امروز امر و مقرر فرمودیم که در ایام های ماضی در روم و ایران و توران و هندوستان یک مسلمانی که با کفار جهاد نموده...»

«...کسان صاحب غیرت در افغان برخاسته تمام مملکت ایران را برهم زدند...»

«...و حال که قلعه مشهد را محاصره داریم، انشالله همین که قلعه فتح شد، به کلی کل ایران به تصرف آمد...»


به گونه یی که دیده می شود، احمد شاه درانی ایران را چونان نامی سراسری برای پشته می دانسته است. از همین رو بوده است که از نام های خراسان و پارس که دو بخش خاوری و باختری فلات است، کار نگرفته است.

همو در نامه خود عنوانی سلطان مصطفی ثالث عثمانی می نویسد:

«...بنا به تقدیر قیوم قدیر، نادرشاه از ابیورد و دره جز خروج کرد و به مرور خراسان و عراق و فارس و آذربایجان، بل جمیع مملکت فسیح الفسحت ایران و هندوستان و ترکستان را مسخر ساخته و شجره استقلال تمامی سران و سرکردگان ایلات و احشامات مملکت ایران را از پا درانداخته دست تعدی و جور بر ایل جلیل افغان دراز نمود...»



«....جلوس بر تخت میمنت مانوس نموده، شکر این موهبت عظمی عطیه کبرای حق تبارک و تعالی به جا آورده و اراده سیر و شکار ممالک ایران و تادیب اشرار آن مملکت فسحت نشان ...»

«....بعد از ظهور چنین فتح ارجمند، عنان یکران عزیمت را به دار القرار قندهار منعطف ساخت و از آن جا به اقتضای رای صواب نما تسخیر مملکت خراسان الی اقصای ممالک ایران پیشنهاد عزیمت گردید».

«...بعد از سنوخ این سانحه اهالی ایران با هم اتفاق نموده شاهرخ میرزا را در ارگ مشهد مقدس بر تخت سلطنت نشانده ...»

«خاک ایران از قدیم فتنه انگیز و پر شور و شر...»

«... در باب تادیب اوباش قزلباش ایران به ظهور نپیوسته و حرکتی از ملازمان بارگاه قیصری ، سران سرکشان زا نشکسته است.»


شاهان درانی، در بسا موارد در درون گستره ایران بزرگ نیز، شاهان ايران ناميده شده ‌اند. برای نمونه، میرزا جعفر راهب طوسی در ستایش احمد شاه درانی سروده است:

جهاندار احمد شه سرفراز- که درهای دل هاست بر وی فراز

خداوند دولت بر ایرانیان- در درج اقبال درانیان



شهاب تبریزی در رثای تیمورشاه درانی سروده است:

ملک ایران گشت ویران چون دل آشفتگان- ای دریغا تاجدار خسرو ایران کجاست؟

در گذشته تاریخی کشوری که کنون افغانستان خوانده می شود، بخشی از ایران خاوری(پارس خاوری) و خراسان تاریخی بوده است. در تاریخ سلطانی (سلطان محمد خان ابن موسی خان درانی، تاریخ سلطانی، بمبی، 1298 ه. ق) آمده است «...آن [افغانستان] را فارس شرقی گفتندی و اهالی فرنگستان خصوصاً انگریزان که در علم جیاگرفی یعنی جغرافیا مهارت تمام دارند در نقشه آنجا را «ایسترن پرشیا» می نگارند- یعنی فارس شرقی چه ایسترن در لغت به معنی مشرقی است و پرشیه به معنی فارس است...»


روانشاد کاتب هزاره نیز در ص. 7 سراج التواریخ، افغانستان را سابق «پارس شرقی» خوانده است و نیز در ص. 3 می نویسد :

«به قرار بیان صاحب جام جم، [جام جم، نوشته سرسید احمدخان. این کتاب، نخستین بار، در 1264هـ / 1847م، در جلد اول آثارالصنادید، به چاپ رسید و بار دیگر به صورت مستقل، در 1640 و برای بار سوم، با یک مقدمه و یک پیشگفتار مفصل که تقریباً نیمی از کتاب را در برمی‌گیرد، در 78 صفحه، با کمک مرکز تحقیقات فارسی خانه فرهنگ ایران، در دهلی‌نو، در 1390 ش، به چاپ شد. چاپ نو آن با تصحیح ریحانه خاتون، در دهلی، از سوی «انجمن هند و ایران» («اندوپرشین سوسائتی») به سال 2011 به چاپ رسیده است.

یادداشت: سید احمدخان، اصلاً هراتی است. نهمین جد او، در در دوره اکبرشاه، به دهلی آمد و مناصب دولتی یافت. فرزندان او نیز در دوره‌های بعد در هندوستان به حکومت رسیدند. ششمین جد او پس از موفقیت در سرکوب شورش هند، به حکومت هرات رسید. اما پسرش به هند بازگشت و در دربار گورکانی دهلی به مقامی شایسته دست یافت.]؛ وسعت این مملکت از فرانسه، بیشتر و طولش از مشرق تا به مغرب هزار میل و عرضش از شمال به جنوب 780 میل است و مشتمل بر همه قسمت مشرقی ایران و قسمت شمال مغربی هندوستان می باشد و محدود به رودخانه ایندس (سند) است. امتداد این مملکت وسیع از مشرق سرحد کشمیر ....تا مغرب هرات است....و از شمال تا جنوب ، امتدادش از ولایت بلخ تا بلوچستان است و این محدودوه را «سلطنت کابل» به جهت پایتخت او گویند؛ چنانچه بعضی وقت «سلطنت قندهار» گویند که پایتخت دیگر آن است و سابقا سلطنت غزنه یا غزنین، به جهت پایتخت دیگرش می گفتند و این سلطنت خصوصا مشتمل بر افغانستان و عموما بر قسمتی از خراسان و بلخ و سیستان و کشمیر و حصه یی قلیلی از لاهور و قسمت کثیری از ملتان است.»

چیزی بسیار جالب است، این است که متنبی شاعر بزرگ عرب سلطان محمود غّزنوی را عضد فارس خوانده است:

اباشجاع بفارس عضد- الدوله فنا خسرو شهنشاها

در این جا او از کلمه فارسی شاهنشاه کار گرفته است.

روشن است، به رغم این که نام درونی سرزمین ما ایران بوده است، اروپایی ها و اعراب آن را به نام پارس(فارس) و چینی ها آن را به نام «پا- سی» می شناختند. دلیل این کار هم روشن است. یونانیان چون با امپراتوری هخامنشی که در بخش باختری پشته در استان پارس واقع است، درگیر بودند، سراسر پشته را به همین نام می شناختند. این نام با گذشت زمان در سراسر باختر زمین اشاعه یافت.



سید جمال الدین افغانی نیز پشتون ها (افغانان) را ایرانی الاصل معرفی کرده و می نویسد: «والحق أن هذه الامه من اصل ایرانی و أن لسانها مأخوذ من لسان (زند و استا) و هواللسان الفارسی القدیم، وله مشابهۀ تامۀ بالفارسیۀ المستعملۀ الآن. و إن متأخری المورخین کفرنسیس لئورمان و غیره یؤیدون هذا الرأی.» [این مطلب در کتاب «تتمه البیان فی التاریخ الافغان»، تدوین سید هادی خسروشاهی، مرکز بررسی های اسلامی، قم، 1379، ص. 113، آمده است. شایان یادآوری می دانیم که گروهی این کتاب را منسوب به سید می دانند. یعنی اطمینان کامل در آن که نوشته خود سید باشد]

ترجمه: در حقیقیت این امت (افغان ها یا پشتون ها) ایرانی الاصل هستند و زبان شان از زبان زند و اوستا که زبان فراسی قدیم است، گرفته شده است و با فارسی رایج کنونی هم مشابهت تام دارد. مورخان متاخر مانند لئورمان فرانسوی و دیگران نیز این نظر را تایید می کنند.

به هر رو، باید گفت که ایران چونانِ نام کشور در داخل از سده ها بدین سو رواج داشته است، تنها در بیرون آن را به نام پارس می شناختند. آن چه در 1935 رخ داد، این بود که از همه کشورها خواسته شد تا از این پس به جای پارس، کشور را با نام باستانی و تاریخی آن – ایران بخوانند.

بخش خاوری پشته ایران در دوره اسلامی، خراسان خوانده می شد. سر انجام، انگلیسی ها پس از دست یافتن به این سرزمین، در آن دولتی را به نام افغانستان که در گذشته تنها یک منطقه دورافتاده از مضافات پیشاور (پورشاپور) از توابع کابلستان بود، ایجاد کردند و این گونه، همه نام های پرشکوه کابلستان، زابلستان و خراسان به دست فراموشی سپرده شد.

منبع : این نوشتار در برگ رخنمای آقای آریانفر به نشر رسیده است. ایـــــــــــــــن جـــــــــــــــــا را فشــــار دهـــیـــد.

نظرات   

 
+1 #1 Mehdi 1392-08-28 04:48
درود بر تمامی ایرانیان روی زمین از خاور تا باختر و از شمال تا نیمروز .
بازگو کردن
 
 
+1 #2 طاهر 1393-12-11 02:25
خیلی دنبال این اطلاعات بودم ممنون ازتون کاش افغانها هم بدانند که خراسان قدیم فقط شرق ایران بزرگ بوده است
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید