سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

تاریخی

نوشته شده توسط انجنیر توریالی غیاثی
اخبار
نمایش از 17 ارديبهشت 1392
پرینت


سخنان نجیب الله تورویانا فرستاده خاص کابل، به کراچی- 1947م و چند اسناد تاریخی دیگر

پیش زمینه:

خواننده ی عزیز؛ برگ های را که برای مطالعه برگزیده اید،بیانیه رادیویی نجیب الله تورویانا نخستین فرستاده ی خاص اعلیحضرت محمد ظاهر پادشاهافغانستان به دربار قاید اعظم محمد علی جناح رییس «حکومت دومنیونی» پاکستان پس ازتجزیه ی شبه قاره به دو کشور هند و پاکستان در سال 1947، می باشد.



شایان ذکر است که این بیانیه، شب پانزدهم دلو 1326 مطابقفبوری 1948 به صدای نجیب الله تورویانا ازطریق امواج « رادیو کابل» روی موج متوسطپخش شده است .

به دنبال آن روزنامه اصلاح که از پر خواننده ترین جراید آنروزگار بود، بیانیه مذکور را به مثابه یک سند مهم تاریخی که بازتابگر نخستین  گام های برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیکافغانستان باکشور تازه تاسیسی که در امتداد مرز های شرقی و جنوبی کشور موقعیتیافته است، از نوار به روی کاغذ پیاده نموده و انتشار در روزنامه اصلاح آن را باقطع و صحافت کتاب جیبی ، به زیور چاپ آراسته ساخت تا ماندگار باشد.

کتاب حاضر ویرایش تازه ی آن است که با شیوه های بهتر نگارشیو تألیف، ویرایش و تصحیح شده است سعی به عمل آمده تا درکنار روان سازی متن و عنوانبندی، سیاق گویشی، نگارشی و مفهومی آن ، حین ویرایش آسیب نبیند.

با مطالعه این کتاب شما به کنه مسایل و موضوعات جالب وپراهمیت تاریخی پیرامون تضاد منافع و بحران روابط دوجانبه، بویژه حساسیت - تحسینبرانگیز- جانب افغانستان روی مسأله خط مرزی دیورند، پی خواهید برد، که آقایتورویانا فرستاده خاص پادشاه افغانستان درمذاکرات 45
روزه اش درکراچی با هیأت عالیرتبه رهبری حکومت دومینونی پاکستان مطرح بحث قراردادهاست.  

بیانیه ی مذکور بنابر اهمیت موضوعی آن، به همت انستیتوتدیپلماسی وزارت امورخارجه در شعاع خطوط اساسی سیاست خارجی افغانستان که  از سوی داکتر رنگین دادفر سپنتا وزیر امورخارجهدرماه ثور 1387 اعلام گردید و در آن از سیاست خارجی چند جانبه ی افغانستان در حوزهگسترش وتحکیم روابط مناسبات، تشنج زدایی وهمکاری متقابل با دول خارجی بویژه کشورهایهمسایه و منطقه درقالب همکاری های منطقه یی تأکید شده است ، یکباردیگربا قطع وصحافت «کتاب جیبی» به زیور چاپ آراسته شده است.

مبرهن است ، انتشار همچو سند های تاریخی از سوی وزارتامورخارجه که بازتاب دهنده ی تاریخچه روابط خارجی کشور می باشد، برای مجریان سیاستخارجی کمک می کند تا از پیشینه روابط سیاسی کشور با دول متحابه و ریشه ی بحران هاو تنش های سیاسی، فرصت ها و چالش ها و منافع متقابلاً مشروع و مفید در روابط دوجانبه با دول و کشورهای جهان بویژه همسایه ها، آگاهی بیشتر پیدا کنند. و بتوانندبا این یافته ها و داشته های تاریخی سیاسی در جهت تحکیم و توسعه مناسبات پایدار وآشتیمنافع با شناخت و درک صحیح از فرصت ها و به کار گیری ساز وکار های نوین درعرصهحقوق و روابط بین المللی، در راستای تحقق و تبیین خطوط اساسی سیاست خارجیافغانستان به هدف دستیابی به منافع ملی کشور، تلاش ورزند.

عزت زیاد -  شادمانباشید

انجنیر توریالی غیاثی

 

بیان رخداد:

                  

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز!

مايه افتخار من است كه امشب از مركز راديوي افغانستان رویموضوع سر نوشت برادران افغان ما كه در ماوراي « خط ديورند » زندگاني دارند و آيندهسرزمين شان كه از روزگاران باستان تا امروز آشيانه وكاشانه ی پشتون هاست سخن ميرانم.

مي دانم كه خورد وبزرگ اين كشور از كران تا كرانه افغانستانبا اشتیاق و علاقه مخصوصي
منتظر اند كه سياست های بي غرضانه و صلح خواهانه اما در عين حال سياست فطري وطبيعي حكومت متبوعه ی ملي شان در مذاکرات ما با مقامات عالیه کشور همسایه، چهنتيجه داده و اقدامات خيرخواهانه حكومت اعليحضرت با دول دوست و ذيعلاقه به كجاانجاميده، زيرا فرد فرد اين مملكت را رشته محکم و نا گسستني ای با برادران آنهاپيوسته است. علاقه ما وآنها از بدو تكوين اين ملت به ميان آمده که امريست كاملاًطبيعي و نبايستي آن را به بازي هاي سياسي و مداخله در امور ديگران تعبير نمود و يابه آن جنبه مقاصد غرض آلود بخشيد كه متاسفانه صفحات تاريخ بشر و منازعات سياسيهملل از آن مالامال است.

پيش آمد هاي قرن گذشته و سياست هاي استعماري جهان اين امررا به ميان آورد و متاسفانه با انتزاع پاره ی بزرگي از پيكر اين كشور قضيه مشكل ودردناكي را براي افغانستان توليد نمود كه باعث سوء تفاهمات و شبهات و شكوك بيشماريدر ميان اين مملكت و انگلستان گرديد و اجازه نداد كه افغانستان و بريتانياي عظميدرمحيط اعتماد و اطمينان و همکاری و دوستی که در خور منافع هر دو كشور همسايه بود،زندگاني نمايند.

 واقعاتي پيش آمد كهبه قرباني هاي ما و ضايعات هنگفت همسايه شرقي ما تمام شد، سياست هایي اتخاذ گرديدكه بجز تأثر و تألم و خاطرات ناگوار فايده مادي و معنوي را متوجه هيچ طرفي نساخت وهردو جانب را وادار نمود كه به دوجنبه سياسي معارض قرار گيرند.

درست است که افغانستان به اتلاف نفوس و محاصره و انزوا وقرباني و جراحات التیام ناپذیری وادار گردید و رنج و محنت صد ساله را متحمل گشتولي بريتانيا نيز تا جائي كه به اين امر مربوط بود خساره كمتري نبرداشت.

واضح تر بگویيم در حاليكه همه سران و بزرگان امپراطوريانگلستان متوجه و منهمك بودند كه با سياست هاي (فوروارد پاليسي) و (ياپيسفلپنتريشن) سيستم هاي دفاعي هند برتانوي را محكمتر بسازند و مستعمرهءبزرگ خود را با بروج مشيده و سدود آهنين محفوظ نگهدارند، بزرگترين ضمانت دفاعي وامنيت حدودي هند را از دست دادند، آن ضمانت بزرگ اطمينان و اعتماد و همكاري ملتيبود كه با حريت خواهي و حريت طلبي افراد آن مي توانست ضم گشته محيطي را بميان آردكه از نقطه نظر مادي و معنوي بفايدهء مطلق طرفين تمام مي شد.

در اين راه حكومت هاي افغانستان با وجود آنكه به سياست ها وديپلوماسي جديد جهان در قرن گذشته آشنائي كافي نداشته كوتاهي نكردند و بدون آنكهمايوس شوند بصورت لاينقطع و پيهم مي كوشيدند كه دولت بريتانياي عظمي را وادار ومتوجه گردانند كه خير و صلاح طرفين در چيست.

مساعي قابل قدر امير كبير ( امیردوست محمدخان) در مذاكراتشان با سرالكزندربرنس، مذاكرات اميرشير علي خان مرحوم و سيد نور محمد شاه قندهاريبا زمامداران برتانوي، مذاكرات ومكاتبات امير عبدالرحمن خان مرحوم و زحمات اميرحبيب الله خان شهيد و مفاوضاتي كه هنگام عقد پيمان مودت با انگلستان صورت گرفتوبالاخره تمام مجاهدات و كوششهاي كه وزارت امور خارجه افغانستان در عصر اعليحضرتمحمد نادر شاه شهيد و دورهء فرمانروایي پادشاه محبوب ما اعليحضرتالمتوكل علي الله حفظ الله تعالي به عمل آورده است دليل و برهان گفتار من است وميتوان جريانات و ريكارد هاي آنرا نه تنها در منابع موخذ افغاني بل در اسناد ورسايل و نشريات رسمي دولت بريتانياي عظمي و حكومت هند برتانوي و آثار سياسيونانگليسي از قبيل دوك اف، ارژيل و غيره مطالعه نمود.

مراد از ذكر اين مطالب اينست كه مسئله افغان هاي آنطرفديورند از امروز يا به عبارت ديگر از زمان تغيير ستاتوي (وضعیت) هندوستان نشئاتنكرده بلكه سوابق امر در اعماق  زندگاني صدساله اين ملت ريشه دوانيده و امر فطري وطبيعي است.

در عصر اعليحضرت نادرشاه شهيد هنگاميكه آن شهريار مرحوماساس سلطنت پارلماني افغانستان و مشروطيت مملكت را مي گذاشتند در خطبه افتتاحيهشوراي ملي افغانستان علايق فطري افغانستان و افغان هاي سرحد و سياست افغانستان رادرا اين امر توضيح و تصريح فرمودند و همچنين در كنفرانس نزع سلاح، هيئت افغاني درمورد بمباران درمناطق قبايل سرحد و رفع اين امر اظهارات علني كردند كه در داكومانهاي (اسناد) جامعه ملل مطالعه شده است.

 بازقابل تذكرميدانم كه محرك همه اين اقدامات ما از يكطرف علايق و رشته هاي فطري ما برادرانآنطرف سرحد بوده است و از طرف ديگر آرزوي حكومت افغانستان جهت فراهم آوردن محيطمساعدي كه بيشتر متضمن علايق حسنه همجواري و سياست صلح خواهانهیهمكاري با انگلستان وهند برتانوي گردد كه مورد ضرورت و احتياج طرفين بود.

بهر حال مقصود ما شكايت نيست حكايت است شايد روزگاري بوده واز خود مقتضياتي داشته ، شايد مفكوره ی كه امروز بر انگلستان و ساير دول بزرگ جهانحكمفرمایي دارد در آن روزگاران وجودي نداشته و قضا و قدر ميخواسته است كه ما نيزيك سلسله تلخي و ناگواري ها را بچشيم و متحمل مصائب گرديم.

اما از ده پانزده سال بدينسو تغيیرات مخصوصي در سياست بينالمللي رونما گرديد و سياست حكومت بريتانياي عظمي نسبت به هندوستان تغيیر كرد-موضوع تغيير ستاتوي ( وضعیت) هندوستان و آزادي هند بروي كار آمد كنفرانس ها وميزهای مدور داير گشت و هيئت هايي بين لندن و دهلي رد و بدل شد جنبش هاي ملي وآزاديخواهي در هند شدت گرفت  و افغا ن هايآن طرف ديورند نيز در اين جنبش ها سهيم گرديدند.

متأسفانه در طول اين مدت زد و خورد هاي قواي هند برتانوي باقبايل ادامه يافت و اين  پيش آمد هادرافغانستان عكس العمل هایي توليد نمود که روابط دوستانه و عادي افغانستان وبريتانياي عظمي را گاه گاه تهديد مي كرد.

از سال 1931و 1932 به اين طرف وزارت امور خارجهافغانستان به وزير مختار بريتانياي عظمي، انديشه و آرزوي افغانستان را توضيح مينمود كه افغانستان منتظر است تا افغان هاي آنطرف سرحد اعم از حصصي كه آزادي خودراحفظ نموده اند وهم قسمتي كه در تحت اداره هند برتانوي قرار گرفته اند ازعین حقوقيكه به هندي ها داده مي شود بحيث يك كتله مشخصي مستفيد شوند و ضميمه هندوستان محسوبنگردد. مخصوصاً اين مراجعات ما هنگام ورود « فدسريتافوردكر پس» به هند دردوران جنگ گذشته به صورت جدي و واضح تر از طرف وزير امور خارجه افغانستان به وزيرمختار بريتانيا تذكر داده شد و جواب گرفتيم كه در هنگام وقوع تغير وضعيت هند ميتوانيم اظهار مطلب نمائيم.

بايد گفت كه كاميابي سياست دوستانه و بيطرفي صميمانهافغانستان و اهتمام وتوجه حكومت نسبت به اين امر که از افغانستان و بي طرفي آنبرعليه دول دوست و همسايه ما كوچكترين استفاده گرفته نشود، همسايگان ما را قناعتنامه بخشيد كه نیات افغانستان نسبت به آنها دوستانه و خير خواهانه بوده وسياست ملياين كشور بر حريت خواهي آن پايدار مانده که بهترين ضمانت حسن روابط ما و آنهاخواهد بود. از طرف ديگر ما نيز معتمد گرديم كه همسايگان ما با وجود اضطراب وتشويشي كه  پيش آمدهاي جنگ جهان براي آنهاتوليد نموده بود بر سياست افغانستان اعتماد نموده بي طرفي آن را احترام ميكنند.

نمايندگان انگلستان در زمان جنگ وپس از ختم آن همواره برسياست گذشته و محافظه كاري آن دولت بمقابل افغانستان اظهار تاسف نموده تنقيد مينمودند كه چرا با عدم مساعدت و كمك هاي خود در زمينه هاي عمراني و اقتصاديافغانستان را محتاج بمراجعه به ممالك دور دست اروپاي مركزي قرار داده بودند.

حكومت افغانستان نيز بنابر سياست طبيعي و تاريخي و آرزوهايخود جداً حاضر بود كه روابط دوستانۀ خودرا با بريتانياي عظمي و هند برتانوي توسعهبخشيده در زمينه هاي مختلفه حياتي سياست همكاري را با آن دو حكومت پيش گيرد.

معلوم است كه براي بنياد روابط خلل نا پذير همكاري و صميميتبايست زمينه هاي سوء تفاهم برداشته مي شد و خاطره هاي ناگواري كه متأسفانه در نزدهردو طرف توليد گرديده بود رفع مي گرديد و نقاطي كه ممكن بود در آن روز يا درآينده زمينه اختلاف قرار گيرد از بين برداشته مي شد بنابران وزارت امور خارجهافغانستان با سفارت بريتانيا در مذاكرات رسمي وغیر رسمي خود بر تحليل قضايا ومسايل پرداخته، علت سوء تفاهمات و وقايع پارينه را تصريح كرد و نقطه ضعف روابطافغانستان و بريتانيا را آشكارا گردانيد كه حالت غير طبيعي افغان های آن طرفديورندلاين و سياست غير طبيعي بريتانيا و هند برتانوي نسبت به قبايل آزاد بودهاست.

خوشبختانه دولت بريتانياي عظمي و حكومت دهلي نيز به حقايقامر و نيات بيغرضانه و خير خواهانه ما ملتفت گرديده مراجعات مارا با حرارت و حسننظر تلقي نمودند.

حكومت افغانستان از 1943 تا 1947 با حكومت بريتانياي عظمينسبت به سرنوشت آينده و آن روز افغان هاي ميان ديورند و رودخانه سند داخل مذاكرهبود و ياد داشت هایي چند نيز رد وبدل شد ما با صميميت و وضاحت تام به دولتبريتانياي عظمي تصريح نموديم كه سياست هاي حربي شان بر عليه افغان ها، اين طرفسرحد را به هيجان مي آورد و باعث خسارات و ضايعات خود آنها مي گردد.

برعكس اگر دولت بريتانياي عظمي به عوض آن، احترام آزاديقبايل سرحد آزاد را نموده در راه رفاه و ترقي مادي و معنوي آن اقدام و با اين كشورسياست همكاري و مشاورت را پيش گيرد، ممكن است حالت سرحد هم براي آن ها و هم برايافغانستان و هم براي خود اهالي آزادي خواه سرحد اطمينان بخش و رضايت بخش گردد.

 بر علاوه ازدولت بريتانياي عظمي تقاضا كرديم كه قبل از تغير ستاتوي( وضعیت) هندوستان و رفعسلطه برتانوي و روي كار آمدن نظام جديد مقبوضات سابق برتانوي و از بين رفتن موضوعموافقات افغانستان و بريتانيا نسبت به حدود شرقي افغانستان موافقت نمايند كه بههمه افغان هاي ميان ديورند و سند كه از پيكر اين كشور جدا شده اند اختيار كاملداده شود كه براي سرنوشت آينده خود با آزادي تام تصميم بگيرند كه آيا مي خواهندتشكيلات كاملاً مستقلي داشته باشند و يا با كدام دولت ديگر متحد مي گردند.

نسبت به اين امر مذاكرات و مراجعات مكرري در كابل، لندن ودهلي بعمل آمد ولي بدون آن كه دامنه اين مذاكرات قطع شده باشد و يا طرفين به فيصلهقناعت بخشي رسيده باشند تغير ستاتوي (وضعیت) هند و تشكيل دو دومنيون پاكستان وهندوستان صورت گرفت و برخلاف آرزوي ما اين قضيه لاينحل و متنازع فيه با ساير اموربه ممالك جديد التشكيل نيز احاله شد در حالي كه ما آزادي پاكستان و هند را قبلاًنيازمند و خواهان بوده نمي خواستيم كوچك ترين اختلافي بين ما و آن ها وجود داشته باشد حتي اين مطلب راصريحاً به حكومت بريتانياي عظمي گوش زد كرده بوديم.

طبيعي است كه اين پيش آمد منجر به احتجاج حكومت و ملت افغانستانگرديد .احتجاج ما عبارت از اين بود كه افغان ها هندي نه بوده جزو لاينفكپاكستان و هند محسوب نمی گردند بايستي به آن ها بدون قيد و شرط اختيار كامل دادهمي شد كه سرنوشت خويش را معیين نمايند نه آن كه صوبه شمال غرب سابق هند يا شاملپاكستان گردد و يا شامل هندوستان – ديگر اين كه به همه افغان های آن طرفديورند اختيار داده شود كه باهم متحد گرديده كشور مشخصي داشته باشند.

متأسفانه احتجاج و نقاط نظر ما با وجود مشروعيت آن و سوابقمذاكرات و اعتراف علاقه افغانستان با افغان هاي آن طرف سرحد و بسا دلايل ترديدناپذير ديگر مورد توجه قرار نه گرفت و جوابي كه بجز تائيد اوتونومي(استقلال) كاملصوبه شمال غرب قناعت بخش نبود، داده شد.

 اگر چه نقاط نظردولت پادشاهي و احتجاج آن مكرراً به دولت بريتانياي عظمي تقديم گرديد بازهم حكومتافغانستان به مساعي خود جهت حل عادلانه و منصفانه قضيه برای مذاكرات دوستانه باحكومت بريتانيا ادامه داد و خواست كه هيئتي جهت توضيح مرام  افغانستان، به هند گسيل نمايد تا با مقاماتمسوول برتانوي و رؤساي پاكستان و هند قبل از آن كه رفراندم با شرايط محدود و غيرعادلانه آن صورت پذيرد و دو دومنيون تأسيس شود، صحبت نمايد و بكوشد كه قضيه را براساس عدالت و انصاف و حسن تفاهم فيصله نمايد زيرا حكومت ما غرض شخصي نداشت وآرزو هاي توسعه ارضي وحصول حاكميت محرك او نگرديده بود.

 متأسفانه اينپيشنهاد ما نيز حسن استقبال نيافت و رفراندوم موعود با شرايط محدود آن عملي گرديدو بيشتر از 48 فيصد اهالي از شمولیت به پاكستان امتناع نمودند.

علاوه بر آن قبايل سرحدي نيز آرزوي استقلال خود را در جرگهای اعلام نموده، نمايندگان خود را به كابل فرستادند و به نام برادري و افغانيت كمكهاي كه در مواقع مهمه حياتي اين مملكت از قبيل جهاد استقلال و فداكاري هاي نجاتوطن به عمل آورده بودند از حكومت اعليحضرت كمك و مساعدت خواستند وقصد خودرا درحصول مقصد خويش با فداكاري و مقاومت مسلحانه ابلاغ داشتند.

حكومت اعليحضرت كه از راه سياسي به ادامهءمذاكرات و مفاوضات خويش مي پرداخت، كوشيد آنان را از اقدامات مسلحانه منصرف كند وبه انتظار نتايج مذاكرات دوستانه و اقدامات صلح جويانه  وادار سازد. زيرا هيچگاه ما آرزو نداشته ايم ونداريم كه با برادران پاكستاني ما روابط ما كشيده گردد و باب منازعه دربين دو كتلههمجوار و هم آئين باز شود.

در این آوان بود كه والاحضرت سپه سالار غازي صدراعظم هنگامعبور از لندن با وزير امورخارجه بريتانيا به يك سلسله مذاكرات پرداختند و همچنيندرآن روز ها بود كه حكومت بريتانيا مذاكرات مستقيم را بين پاكستان و افغانستانمفيد شمرده دوستانه توصيه مي كردند.

 متعاقباً نمايندهقايد اعظم و گورنر ژنرال پاكستان به كابل مواصلت نمود. متأسفانه نماينده قايد اعظم پاكستان عدم اطلاع و اختيار خود رادر مذاكرهی افغان های سرحد اعلام داشته و مذاكرات و مكاتبات آنها تاچندي متوجه تاسيس سفارت و ادامه معاهدات سابقه بود. به اين مراجعات ومکاتبات ازطرف وزارت امورخارجه ما از نقطۀ نظر حقوق بين الدول و سوابق امر جواب هاي مدللداده شده است.

 بالآخره بين طرفيناتفاق نظر حاصل گرديد و اعلام نمودند كه طرفين به تاسيس سفارت كبراي خود دركشورهای يكديگر موافقت دارند ولي در عين زمان نماينده فوق العاده افغانستان دركراچي با حكومت پاكستان نسبت به افغان هاي آن طرف سرحد به مذاكره بپردازد تا ازراه مذاكرات دوستانه و صميمانه قضيه به فيصلۀ مطلوبي برسد و جهت طرح و عقد معاهداتسياسيه و تجارتي جديد با حكومت پاكستان اقدام به عمل آيد.

 بايد تذكر داد كهاز سوم ماه جون تا اواسط نومبر امسال (1947) جرايد پاكستان و بعضي آژانس ها ومطبوعات برتانوي به نظريات و اقدامات سياسيه ما تعبيرات و تلقيات دور از حقيقتداده ، برخي آن را به تحريكات همسايه و دوست شمالي ما (اتحادشوروی) وعده آن رامولود همكاري پارتي كنگره سابق سرحد و حكومت هند با افغانستان و دسته‌ سياست فطريو طبيعي وبي غرضانهی ما را به آرزو هاي كشور ستاني و توسعهمملكت نسبت دادند و بحدي دراين امر مبالغه كردند كه متأسفانه اذهان توده ها رادر پاكستان و بعضي ممالك ديگر مسموم و متشبه و مشوش گردانيدند تأثيرسوءاين نشرياتبه اندازه ی   بود كه بنده در اول ورود خوددر پاكستان اين افكار و عقايد را در نزد بعضي اشخاص و مقامات مهمه اي يافتم كه مايهی شگفت و تعجب من گرديد.

نمي دانم چرا اشخاص و مقامات مسئول كه از مرام حقيقي ومقاصد خير خواهانه و منصفانه ی ما اطلاع داشتند سعي نه نمودند كه اقلاً به اظهارحقايق پرداخته اجازه ندهند غلط فهمي بزرگي بين پاكستان و افغانستان توليد شود.

به هر حال به امر و اراد هی حضور ملوكانه اينجانب مامور گرديدم كه بحيث نماينده فوق العاده و ممثل مخصوص اعليحضرت همايوني عازمپاكستان شوم ، نماينده قاید اعظم در كابل دعوتنامهرسمي حكومت پاكستانرا به اينجانب و وزارت خارجه فرستادند.

ورود به پاکستان و آغاز مذاکرات :

بتاريخ 14 نوامبر سرحد افغاني را عبور كردم و از راه كوئتهدر همانروز ذريعه طياره وارد كراچي گرديدم. مامورين حكومت پاكستان چه هنگام ورودمن در سرحد و كوئته و كراچي و چه در تمام مدت اقامت من و زمان مراجعتم با نهايتحرارت و دوستي و مهمان نوازي و احترام از من پذيرايي كردند كه ممثل احساساتدوستانه و احترام  آن ها نسبت به حكومت وملت اين كشور بود و موجب تقدير و تشكر اينجانب و حكومت متبوعه من واقع شد.

خيلي متاسفم كه تفصيل مدت اقامت خود را در كراچي با صورتمفصل مذاكرات و مكاتبات خود بنابر تطويل كلام به عرض شنوندگان گرامي و هموطنانعزيز رسانيده نميتوانم و با وجود آنكه ميدانم شايه به دقايق امور علاقه دارند بهذكر رؤس مطالب قناعت ميورزم اما خواهم كوشيد كه روح مطالب از ميان نرود و گذارشاتمهم با امانت و صحت عرضه شود.

گفتگوی های مطبوعاتی :

به مجرد ورودم به يك عده نمايندگان جرايد برخوردم و مقصدمسافرت  خودرا تصريح كردم و به ايشانفهمانيدم كه حكومت و ملت افغانستان تاسيس پاكستان و آزادي برادران مسلمان همسايهرا با مسرت نامه استقبال مي نمايند و آرزومند اند با مسلماناني كه امروز كشورپاكستان را تشكيل  مي نمايند روابط نهايتصميمي، برادري و همجواري را برقرار نمايند و علايق سياسي و اقتصادي خودرا استوارسازند و مسائل مهمهی حياتي بين دوكشور را ذريعه مذاكرات صميمانه وبرادرانه حل وفصل كنند تا محيط اطمينان بخشي كه شايسته دوكشور مسلمان و همسايه استبه ميان آيد. مطبوعات كشور پاكستان اظهارات مرا نشر وبا احساسات متقابلهیدوستانه استقبال كردند.

سرآغاز مذاکرات رسمیه ای توضیحی

مذاکره با سرمحمد ظفرالله خان وزیرخارجه:

از هنگام ورودم به كراچي تماس مستقيمي بين من و مامورينحكومت پاكستان قايم شد و قبل از آن كه اعتماد نامه را تقديم شوکتماب قایداعظم نمایم ، مذاكرات رسميه ما شروع شد وبه تأسی از تمثيل حقيقي سياست خير خواهانهو راستي و صميميت افغانستان، توانستم رجال رسمي دولت و دوستان پاكستاني خود را ازحقيقت و كنه مطالب آگاه گردانم و به اوشان تصريح و توضيح كنم كه:

-  افغانستانابداً نظر سوء و نيات غير دوستانه به مقابل پاكستان ندارد.

- افغانستان خواهان توسعه اراضي  كشور خويش نميباشد.

- افغانستان با هيچكدام احزب هندوستان سابق يا پاكستان امروز سياست مخصوص وروابط پنهاني ندارد و مبارزه احزاب را كار داخلي هركشور ميداند.

- افغانستان به تحريك هيچ كشور ديگري عمل نمي نمايد.

- افغانستان بخوبي اهميت و منافع روابط حسنه همجواري و همكاري با پاكستانوسایر همسايگان خودرا ميدانند و اين را نيز بخوبي درك مي نمايد كه پاكستان بهدوستي و حسن روابط ما احتياج دارد.

- افغانستان ميداند كه داشتن روابط صحيح با پاكستان وتساند و تعاون هردو كشوربا يكديگر بكدام اندازه براي ترقيات آينده و مصالح عمومي ما و آنها مفيد است وبرعكس اختلاف نظر و سوء تفاهم ميان ما و آنها تا كدام اندازه بخساره طرفين تمام ميشود.

با شرح اين مطالب با صداقت و صفائي كه درخور يك همسايهمسلمان و افغان است  بايستي كه سياست صاف وروشن و بي غرضانه اين كشور را تمثيل وبیان نمايد .

به مقامات رسمي و رجال بزرگ پاكستان آشكاراگردانيدم كه سرنوشت آينده و ستاتوئي (وضعیت) برادران افغان ما كه در ميان خطديورند وسند زندگاني مينمايند يك مسئله ايست که مورد علاقه و دلچسپي خورد و بزرگافغانستان ميباشد و افغانها اين مسئله را مسئله حيات و ممات خود ميدانند.

افغانهاي افغانستان و افغانهاي آنطرف سرحد افراد يك خانوادهاند رشته هاي برادري و يك جهتي و يگانگي مادي و معنوي از هزاران سال اين مردم رابهم پيوسته گردانيده است.

 ما نميتوانيم وممكننيست که نسبت به سرنوشت و آينده آنها بي علاقه بمانيم تا يك فرد افغان زنده باشددلش بياد برادران او مي تپد و عزت و شرف پشتونهاي آن طرف ديورندلاين سعادت، عزت وشرف ماست و خداي نا خواسته بدبختي و ذلت آنها را بدبختي و ذلت خود ميدانيم ماروادار نيستيم و تحمل نموده نميتوانيم كه درين عصر آزادي و حريت ملل، كتله افغانبدون هويت مشخص و شخصيت معين و آزادي مشروع و رفاه مطلوب زندگاني نمايند در حاليكهمليون ها هندي و پاكستاني خوشبختانه پس از سالهاي دراز استعمار به حريت و آزاديخويش مي رسند، بايستي افغان هاي آن سوی ديورند نيز به حقوقي كه در خور آن اند،برسند.

ما نمي گوئيم كه تأمين حقوق و حريت و هويت آنها به نقصپاكستان و رفقاي مسلمان آنها تمام شود ما اصلاً با اين پندار نيستيم كه تامين حقوقآنها به نقص و خساره پاكستان تمام مي شود تنها چيزي را كه ميخواهيم آن است كهافغان هاي ميانه ديورند وسند با اتونومي(خودمختاری) كامل كشور واحدي راتشكيل نمايند و موسوم به نامي باشد كه از قوميت آنها نمایندگي كند . با اين وسيلههويت آنها محو و شخصيت آنها تباه نشود.

ما ميخواهيم آزادي مشروع و استقلال برادران سرحد آزاد مامحفوظ مانده در تحت فشار قوه نظامي در استعباد قرار نگيرند و روابط آنها باپاكستان براساس موافقات بوده دروازه وحدت و يگانگي شان با سایر برادران افغان ياپشتون شان كه شامل حكومت اتونوم (مستقل) پشتون ها خواهند بود باز باشد و با آنهامساعدت بعمل آيد تا سويه ی مادي و معنوي زندگاني شان بلند برود.

 زيرا تنها دراينصورت ممكن است كه هم حقوق افغان هاي آن طرف سرحد تأمين گردد و هم دولت جديدالتشكيل برادر و همسايه ما پاكستان به خساره متوجه نشود و هم بعد از صد سال جراحاتقلوب هر فرد كشور افغانستان التيام پذيرد و محيط دوستي بروي كار آيد كه در پرتو آنبا قناعت و آرامي ضمير ملت افغانستان دولت پادشاهي بتواند با حكومت پاكستان سياستتزلزل نا پذير دوستي و همكاري را پيش گيرد.

اين نقطه را نيز به افراد حكومت پاكستان توضيح نمودم كهنبايست مراجعات و اظهارات من ، نظريات و اقدامات حكومتم را مداخله در امور پاكستانمحسوب دارند و يا مخالف پرستيژ خويش شمارند زيرا اين امر قبل از تاسيس و به ميانآمدن پاكستان موضوع بحث و مطرح مذاكره بوده و حتي در زماني مورد مكاتبه و مراجعهما با دولت بريتانياي عظمي قرار گرفته كه كسي حتي در خود پاكستان بصورت يقين گفتهنمي توانست كه تغير ستاتویي (وضعیتی) هندوستان به چه صورتي به عمل خواهد آمد؟

 آيا هند سابق بهدوحصه تقسيم خواهد شد؟ يا به يك كشور آزاد تحول خواهد كرد؟ و باز بايد رشته قوميتو روابط فعلي ما و افغان هاي آن طرف سرحد را در نظر گرفت كه بذات خود يك امر واقعياست و حتي با وجود اشغال قسمتي از سرزمين آنها از طرف دولت بريتانياي عظمي و تجديدحدود ديورند كه يك قسمت سرحد آزاد را نيز خارج از هند، مستقيماً مستملكه برتانیایيقرار داده بود ، رشته آنها باما قطع نشده و دراين كشور فرقي در بين آنها واتباع افغانستانبعمل نمي آمد و اكنون نيز نمي آيد و افراد آنها در حكومت و اردوي افغاني ماموريتداشته، مبالغي را قبايل آزاد بحيث معاش از حكومت افغانستان اخذ نموده اند و امروزاخذ ميدارند و در ايام خوشبختي و بدبختي باما سهيم بوده و سهيم  مي باشند و با اقوام داخلي ما تعلق و قرابت ويك جهتي دارند.

 برعلاوه براي ازالهشك و شبهه پاكستاني ها نسبت به اينكه مقصد مراجعات و اظهارات و اقدامات ما مداخلهدر امور كشور همسايه نمي باشد و آرزو نداريم که پرستيژ و شيونات آنها جريحه دارشود.

 اطمينان داريم كهافغانستان استقلال وپرستيژ شئونات آنها را مانند استقلال و پرستيژ و شئونات خودمحترم و مقدس ميدانند و خواهند دانست . {اكنون نيز ميتوانيم يكبار ديگر اين مطلبرا از كابل اعلام داريم} ولي از جهتي كه اين مسئله بدون آنكه افغانستان مسئولتوليد آن باشد و يا پاكستان بلکه از صد سال بدين طرف به ميان آمده و در ظرف سالهاياخير مطرح مذاكرات ديپلوماتیک بوده و قرار آرزوي پاكستان و ستاتوي (وضعیت) آن كشورو بيان انگلستان، قضيه به پاكستان انتقال يافته، بايست بصورت دوستانه و عادلانهطوريكه در بالا تصريح يافت فيصله شود زيرا در غير آنصورت خداي نا خواسته همان شك وشبهه سابق و عدم قناعت باقي خواهد ماند که برمبنای بقایاي همچو احساسات وشبهات،حكومت افغانستان كه نماينده ملت و پيرو مرام مقدس ملي است، طوريكه آرزو داردنخواهد توانست با پاكستان همكاري نمايد.

با شرح اين دلايل و براهين روشن به مقامات رسمي و دوستانمحترم پاكستاني خود عواقب مضره و بي مورد بودن زمينه اختلافي را بين پاكستان وافغانستان نه تنها از نقطه نظر منافع افغانستان بلكه از حيث منافع پاكستان توضيحنمودم و توجه شان را با اين امر مسلم معطوف كردم كه خدمت و سهم بارز افغانستان وافغان ها در طرح و شالوده ثقافت و حيات مادي و معنوي مسلمانان هند كه اكنون مردمپاكستان را تشكيل ميدهند در ايام و اعصار سلف چه بوده است و در ازاي آن مستحق چهقدر شناسي مي باشند.

به برادران پاكستاني خود توضيح نمودم كه تمام مساعي ای كهدر راه ايقان آن مصرف مي نمايم براي آن است كه اين قضيه به اساس عدالت و پرنسيپآزادي اقوام و دليل عملي و وقوعي ای كه پيشتر توضيح داده شد، از زاويه نگاه منافعمشترك هردو كشور فيصله شود . ورنه بايد دانست كه علت مساعي حكومت من و مذاكراتاينجانب خوفی نيست كه به افغانستان متوجه شده باشد زيرا تاريخ و وقايع قرون گذشتهتا امروز شاهد است كه ما به مقابل قواي بس نيرومند تر به دفاع حقوق و آزادي خودپايدار بوديم و عده اي از برادران ما در آن طرف سرحد نيز با وجود آنكه وسايل ماديو ثروت و دولت و حكومتي در سرزمين خود نداشتند استقلال وحريت خودرا با قرباني وبذل نفوس و ايمان قوي خويش محفوظ داشته اند و در آينده نيز نگهداري خواهند كرد وليجاي افسوس خواهد بود كه ميان دو توده و عنصر مسلمان مشترك المنفعه باب اين داستانهاي فجيع و دردناك باز گردد.

من به حكومت پاكستان و افراد خبير آن به كرات خاطرنشان ساختم كه الي ماشاءلله شما در كشور خويش و ما در سرزمين خود بمجاورت هم  زندگاني خواهيم كرد نه شما از آن ديار رفتنيهستيد و نه ما از كوپايه هاي خود ، بنابران بايست بكوشيم كه زمينه اختلافات و سوءتفاهم را بكلي از بين ببريم و برادر وار زندگاني نمائيم.

اين بود مطالبي كه در مذاكرات رسميه خود با  جناب سردارمحمد ظفرالله خان وزير خارجه جديدپاکستان ،توضيح نمودم.

درحاشیه:

 درمذاكرات خصوصيهءخود با جناب سردار عبدالرب خان نشتر وزير مواصلات و جلالتمأب آقاي عبدالقيوم خانصدر اعظم ولايت سرحد و جناب غلام محمد خان وزير ماليهء پاكستان و بعضيسران و زعماي حزبي و مأمورين پشتون سرحد و ولايات ديگر پاكستان بميان گذاشتماجتماع كنفرانس اعضاي مسلم ليگ در كراچي ازيك طرف وحسن استقبال و رويهءيك جهتي و مهرباني برادران پاكستاني و حكومت پاكستان از طرف ديگر مفاهمهءميان من وذوات محترم آنكشور را بخوبي فراهم نموده مانع و عايقي را در اين راه ازبين برداشته بود.

 بايد در اينجا تذكربدهم كه من هيچگاه اين رويه دوستانه و معتمدانه حكومت پاكستان را فراموش نخواهمكرد و به آنها اطمينان ميدهم كه بر صفای باطن و راستكاري نماینده افغانستان وسياست خير انديشانهء حكومت من اشتباه نكرده بودند.

در اينجا لازم ميدانم بگويم تا زمانيكه مذاكرات رسميه آغازنيافته بود و پروژه معاهده پيشنهادي من به وزارت خارجه تقديم نگرديده بود من نميخواستم در باره مطالب ما با برادران پشتون خود در پاكستان مذاكره نمايم و هيچ آرزونداشتم به بفرض محال اين مفكوره  در مركزپاكستان توليد شود كه افغانستان مي خواهد به وسايل پنهاني با افغان هاي ماورايسرحد راه داشته باشد حكومت افغانستان و نماينده او بر حقانيت مطالب و راستي و بيغرضي سياست افغانستان همواره معتقد و متكي بوده، هيچ احتياجي به اين راه ها نداشتهو نخواهد داشت ما همواره از سياست هاي پنهاني احتراز نموده نفرت داشته ايم و بعدازين نيز اين خط مشي ما خواهد بود هرچه داريم آفتابي و عيان است حقيقت را با جرأتو آواز بلند ابلاغ ميداريم و براي دفاع حق و حقانيت از هيچ نيرویي هراس نداريمسياست روشن و آشكاراي ما در دوران جنگ جهانی كه ديري از آن نگذشته است بزرگترينبرهان و مصداق گفتار من است.

دیدار با قايد اعظم محمد علی جناح :

هنگامي كه به كراچي مواصلت نمودم جناب قايد اعظم مريض بودندتلگرامي مبني بر احوال پرسي و آرزوهاي خود جهت صحت يابي شان به اوشان مخابره نمودمو به وصول جواب لطف كارانه شان كه حاضر بودن من را در لاهور به حضور بپذیرند،متشكر گرديدم. ولي نخواستم مزاحم شان گردم بنابران
 ورود شان را به كراچي انتظار كشيدم.

 در ظرف اين مدتزمينه مذاكرات قراريكه پيشتر گفتم با وزارت امور خارجه طرح مي گرديد و خطوط اساسيمطالب به مقامات مسوول پاكستان و وزارت امور خارجه تصريح مي شد خوشبختانه  وزارت امور خارجه پاكستان و اشخاص مسوول آنكشور نظريات مارا مغاير سياست پاكستان نسبت افغان هاي، نخوانده موافقت بين دومملكت را بعيد نمي پنداشتند  بلكه پس از آنقناعت و اطمينان شان نسبت به صحت مطالب مورد بحث حاصل   مي شد، اتفاق نظر طرفين را حتمي مي شمردند.

به تاريخ دوم دسامبر 1947 قايد اعظم وارد كراچي گرديدند ودو روز بعد اعتماد نامه خودرا تقديم كردم بيانيهی را كه در جراید مانشر شده است و نماينده آرزوهاي صميمي و سياست دوستانه افغانستان بود ايراد نمودمجناب قاید اعظم و گورنر ژنرال پاكستان در جوابيه خود آرزوهاي حسنه پاكستان وآمادگي آن كشور را به حل مسایل حياتيه بين دو مملكت برادر اعلام داشتند و فرمايشاتشان موجب اطمينان بنده گرديد و جرايد افغاني نيز با حرارت و حسن نظر استقبال نمودندبعد از مراسم مذاكره دوستانه و مختصري ميان من و آنها واقع شد.

مذاکره با اکرم الله خان :

فرداي آن روز(5 دسمبر) با آقاي اكرام الله فارن سكرترپاكستان مذاكره نمودم و سوابق امر را مفصلاً تفصيل و نقاط نظر دولت پادشاهي و آرزوهاي دوستانه و صميمانه افغانستان را قراري كه درين بيانيه شرح كردم توضيح دادم وپروژه معاهده راكه مطالب مهمهی ذيل را احتوا مي كرد تقديم نمودم:

اعتراف استقلال، صلح دائمي – سرنوشت افغانهااوتونومي(استقلال) و هويت مشخصه آنها    بانام كشور شان و وحدت همه افغان ها، شرح حدود بين مملكتين  و روابط كلتوري با افغان ها و پاكستان، تشريكمساعي در رفاه قبايل، تاسیس سفارات، جنرال قونسلگري ها وقونسلگري ها، وكلاي تجارطرفين ومعاهده تجارتي آينده ، حقوق بندر آزاد و ترانزيتي، حل اختلافات با وسايلصلح جويانه، حفظ بي طرفي هنگامي كه يكي از طرفين مورد تجاوز قرار گيرد و جلو گيرياز اقدامات مخالفانه در داخل حدود خود بر عليه يكديگر.

پروژه معاهده، مورد بحث و مذاكره قرار گرفت و آقاي فارنسكرتر آرزوي حكومت پاكستان را در تأسيس سفارت افغاني در كراچي اعلام داشت. من نسبتبه اينكه حكومت من ترديدي ندارد ولي بايست مسایل مهمه فيصله شود و معاهده امضا شودتأكيد كردم که در آن روز وزارت امور خارجه پاكستان تخليه قواي خودرا از سرحد آزادبه من اعلام داشتند. من اين اقدام شانرا تقدير و تمجيد نموده يك قدم مهم و عملي درراه موافقت دولتين خواندم.

دور دوم مذاکره با فارن سکرتری:

به تاريخ 10 دسامبر 1947 با آقاي اكرام الله فارن سكرتر وآقاي شاه معاون ایشان در وزارت امور خارجه مذاكره نمودم، موضوع مذاکره پروژهمعاهده و مخصوصاً سرنوشت آينده افغان ها بود. فارن سكرتر اتفاق نظر حكومت و سياستآن مملكت را به پيشنهادات ما اعلام داشته روح مطلب را در معاهده مخالف پرستيژ وحقوق پاكستان خوانده و عملي شدن وحدت افغان ها و اسم افغاني كشور آنها و اوتونومي(استقلال) كامل آنها را به اسامبله تشكيلاتي موكول نمودند.

 من براي رفع شبهاتو غلط فهمي ها و وضاحت امر درج مطلب را در معاهده اعلام و اصرار داشتم و براي رفعشبهه آنها كه گمان مي كردند درج اين مطلب مخالف پرستيژ حكومت پاكستان است ،باتوضيحات لازمه  اطمينان دادم که چنیننیست.

 فارن سكرتر پاكستانپيشنهاد نمود كه پروژه پيشنهادي آنها را ملاحظه نمايم. من به ملاحظه آن اظهارآمادگی نموده  تقاضا كردم كه در پروژهمعاهده مطلب مذكور شامل باشد بطوري كه نقاط لازمه را كه قرار اظهار شان موردموافقت طرفين است احتوا نمايد.

در همان روز نسبت به اعطاي حقوق زون آزاد حكومت پاكستان عدمامكان آن را دراين آوان گوشزد نموده حاضر بودن حكومت خود را به اعطاي حقوق ترانزيتآزاد و تسهيلات لازمه با واگذاري زمين و گدام هاي لازمه در بندر كراچي و ستیشن هايراه آهن در چمن و پشاور اعلام داشتند.

 من به آقاي فارنسكرتر پاكستان توضيح دادم كه از پنجاه سال به اين طرف افغانستان عدم اتصال كشور رابه بحر محسوس داشته در صدد بوده است كه با حكومت بريتانيا از راه مذاكرات و حسنتفاهم به حصول دهليزي در بلوچستان غربي برسد از طرف ديگر مسأله اعطاي حقوق زونآزاد به افغانستان در بندر كراچي مورد مذاكره هيئت تجارتي افغانستان و حكومت هنددر دسامبر 1938 و جنوري 1939 بوده است كه در ان وقت به جایي نرسيد ولي در اثرمذاكرات 1943 حكومت بريتانياي عظمي به حكومت افغانستان اعلام داشته است كه حاضراست به افغانستان حقوق ترانزيتي را كه درسال 1938 و1939 تقاضا شده بود، بدهند.

دیدار با صدراعظم نواب زاده لياقتعلي خان :

روز 12 دسامبر براي اولين بار نواب زاده لياقتعلي خان را كهبعد از پنجاه روز به مركز پاكستان برگشته بود و هنوز علاوه بر مقام صدارت و وزارتدفاع، سمت وزارت امور خارجه را داشتند، ملاقات نمودم. از جريانات مذاكرات من  با وزارت خارجه مسبوق بودند، اظهارات اوشان نيزپس از استماع توضيحات من مبني بر اتفاق نظر پاكستان و سياست آن حكومت به نظريات مادر مورد افغانها و لزوم روابط صميمانه و نزديك دو كشور بود. من لزوم فيصله سريع ودادن اطمينان به حكومت و ملت افغانستان را مخصوصاً تذكر دادم.

دراین ملاقات حسب تقاضاي وزارت امور خارجهءپاكستان روز 13 دسامبر پروژه ی مقدماتي حقوق زون آزاد را با نمونه هاي نظير آنپروژه كه درميان دول اروپائي عقد گرديده و در دارالانشاي جامعه ملل ثبت شده بود بهفارن سكرتر پاكستان تسلیم نمودم.

دورسوم ملاقات با اکرم الله خان :

 در عصر همان روز(12 دسمبر) مذاكره ديگري بين من و وزارت امور خارجه پاكستان  واقع شد. آقاي اكرام الله خان از ارایه پروژه یپيشنهادي معاهده از طرف من به كابينه وزرا اطمينان داده از تدوين و ترتيب پروژه یپاكستان در آن باره اطلاع دادند و گفتند كه در آينده نزديك هب اينجانب ارایه خواهدشد.

 آقاي اكرام اللهعلاوه نمود كه حكومت و  صدر اعظمپاكستان نمي خواهند ماده مربوط افغان ها در متن معاهده ذكر شود.

 در اثر اصرار وتأكيد من كه لزوم اين امر را خاطر نشان ساختم، آقاي فارن سكرتر پاكستان اعلامداشتند كه مطلب مذكور را درسند رسمي ديگر ي كه مكتوب باشد، تحرير خواهند كرد. منمجدداً دلايل خودرا توضيح دادم و توجه شان را به اهميت موضوع معطوف نمودم.

اشتراک درضیافت ها

 به دعوتقایداعظم :

 عصر روز 14 دسامبردر دعوتي كه از طرف جناب قايد اعظم پاكستان به تقريب ورود نمايندگان حزب مسلم ليگاز همه ولايت پاكستان و هندوستان داده شده بود رفتم و در آنجا با رؤساي حكوماتايالات فدرالي پاكستان و با صدر اعظم صوبه سرحد شمال غرب جناب آقاي عبدالقيومخان و ليدران افغان صوبه سرحد و بلوچستان ملاقي گرديدم آقاي عبدالقيوم خانمختصراً صحبت دوستانه نموده حسب خواهش آنها نقاط نظر افغانستان را توضيح كردم.

به دعوت نواب زاده لیاقت علی خان:

 فرداي آن روز(15دسمبر) به دعوت نهاري كه جناب صدر اعظم پاكستان براي من داده بودند حاضر گشته باوزراي حكومت مركزي و صدر اعظم هاي وايالات برخوردم و با آقاي عبداقيوم خان ملاقاتنمودم آقاي عبدالقيوم خان چون ساير زعما و بزرگان پاكستان نظريات مارا مغاير منافعو سياست پاكستان تلقي ننموده عيناً مطابق مرام پشتونهاي آنطرف سرحد خواندند وآرزوي مردم سرحد و خود شان را در تبديل نام صوبه شمال غربي كه اسم جعلي آن يادگاردوره استعماري و منافی جنبه پشتونوال اهالي آن سرزمين است اظهار داشتند و علاوهنمودند كه مردم آرزو دارند اسم سرزمين خودرا را افغانيه بگذارند بعد از صرف نهارمن و جناب صدر اعظم پاكستان بمذاكره خيلي دوستانه و صميمانه اي پرداختيم موضوعمذاكره از طرف من عبارت از توضيحاتي بود كه نسبت به لزوم درج مسئله افغان ها درمعاهده مودت يا موافقه جداگانه اي دادم و از طرف آنها اطمينان هایي بود كه جنابصدر اعظم پاكستان نسبت به توافق سياست پاكستان با مطالب ما اظهار مي فرمودند اینكه افغان هاي آن طرف سرحد اوتونومي (استقلال) كاملي داشته ، حكومت پاكستان نسبت بهوحدت آنها و اختيار تامي براي ديار شان كه ممثل قوميت و نژادشان باشد، مساعد خواهدبود.

دورچهارم مذاکرات بااکرم الله خان فارن سکرتری:

بتاريخ 22 دسامبر فارن سكرتر پاكستان پروژه پيشنهادي معاهدهرا از طرف حكومت پاكستان به من ارائه نمودند چون پروژه مذكور مطالب افغان ها را دربر نداشت و مواد چند نسبت به مسايل تجارتي و ترانزيتي دران شامل بود كه مبني برسيستم قديمه حكومت هند بود و مغايرتي به اصول بين المللي داشت مورد قبول من واقعنشد من به آقاي اكرام الله و آقاي شاه توضيح دادم كه اگر موافقت حكومت پاكستانراجع به افغان هاي آن طرف ديورند در سند كتبي به من داده نشود من حاضر نخواهم بودكه نسبت به معاهده و سائر مطالب مذاكره نمايم نسبت به مواد تجارتي و ترانزيتيپروژه پيشنهادي شان خاطر نشان ساختم كه سيستم ترانزيت سابق مشكلات بي شماري راعايد افغانستان مي ساخته، از سالهاست كه مورد قبول واقع نگرديده و حتي تعديلاتي بهآن پس از مذاكرات 1938-1939 وارد گرديده . اين راهم علاوه نمودم كه تنها من حاضرمدر مسايل تجارتي طوري كه پيشنهاد نموده ام از نقطه نظر پرنسيپ مذاكره نمايم نهتفصيلات آن را. زيرا اين امر متعلق به هيئتي خواهد بود كه مركب از متخصصين اقتصادو تجارت باشند .

در ختم بيانات خود اظهار تأسف نموده جواب قطعي حكومتپاكستان را تقاضا كردم كه آيا حاضراند مطالب مورد موافقت را در معاهده يا سندديگري به ما اطمينان بدهند يا خير؟ آقاي فارن سكرتر جواب را به ملاقات من و جنابصدر اعظم پاكستان موكول كردند.

دیدار مجدد با لیاقت علی خان :

 به تاريخ 24 دسامبربا جناب نواب زاده لياقت علي خان مذاكره كردم و به تحليل سوابق و لزوم تدوين درجمطالب موردنظر در دا كومنت (اسناد) تحريري كه براي اطمينان و رفع سوء تفاهم بهافغانستان داده شود، پرداختم و عواقب وخيم سوء تفاهم و هيجاني را كه عدم اطمينانافغانها و قبايل را توليد نمايد گوشزد كردم و ضمناً برفع شبهاتي كه براي حكومت پاكستاننسبت به اين امر توليد شده بود كه دادن همچه سندي مغاير پرستيژ آنها است سعي كردمو وضعيت را با تمام وضاحت و صميمت آشكارا ساختم كه اگر اين امر صورت نمي گيردمذاكرات مستقيم بي سود و بي نتيجه مانده بر خلاف آرزوي طرفين مسئله را بجائي ديگرميكشاند.

زيرا حكومت افغانستان مجبور است حقايق را به قبايل كه منتظرنتيجه مذاكرات ما هستند و عامه مملكت ابلاغ دارد جناب نواب زاده لياقتعلي خانموافقت حكومت پاكستان را به نقاط نظر ما تذكر داده مرا  اطمينان دادند كه تشكيلات پاكستان فدرالي بودهافغانهاي صوبه سرحد اوتونومي كامل خواهند داشت و در اسامبله تشكيلاتي، اسمي برصوبهی سرحد قرار رضايت مردم گذاشته خواهد شد و حكومت پاكستان به وحدت همه افغانها دريك واحد سياسي و اداري موافق بوده در اين راه خواهد كوشيد.

 درباره قبايل آزادسرحد اظهار نمودند كه استقلال شان را پاكستان احترام نموده هيچگاه آرزو ندارد برآنها فشار نظامي يا غير نظامي وارد آرد بلكه با آنها به اساس موافقات، روابط خودرابرقرار نموده براي رفاه و آسايش و ترقي مادي و معنوي شان كمك خواهند كرد.

 برعلاوه حكومتپاكستان بدون آنكه اجباري را بر قبايل مستقل وارد نمايد موافق خواهد بود كه بهرضايت آنها شمولیت آنها را در حيطه اداري افغانهاي ديگر كه اوتونومي (استقلال)كامل خواهند داشت خير مقدم بگويد بعد از دادن اين اطمينان آنها علاوه نمودند كه بهما طی مكتوبي نسبت به مسائل مذكوره اطمينان و اطلاع مي دهند.

جناب صدر اعظم تقاضا نمودند كه پروژه مكتوبي را كه قابلرضايت ما گردد به اوشان بفرستم من درشام همان روز سه صورت پروژه را از طرف شخص خودباوشان فرستادم و موافقت حكومت را

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید