سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

تاریخی

نوشته شده توسط عزیز آریانفر
اخبار
نمایش از 04 ارديبهشت 1394
پرینت

...وخنده آور تر ازهمه ترک خواندن هزاره ها و طرفه این که در این اواخر شماری از برادران هزاره هم دوست دارند، ناآگاهانه خود را ترک تبار بخوانند. واقعیت این است که در خون هزاره ها هاپلوهای نوع کیو ویژه تورک ها اصلا دیده نمی شود. هزاره ها آمیزه یی اند از تاجیک ها و مغولان که در خون ایشان 33 درصد هاپلوها از نوع سی ویژه مغولان و بقیه از نوع ژ یعنی قفقازی که با ایرانیان و تاجیک ها همسان می باشد.  لطفن بیشتر بخوانید :

 

در جهان امروزی، دیگر چیزی به نام ترک و آریایی وجود ندارد

یادداشتی از : عزیز آریانفر
به گونه یی که دانشمندان اوستا شناس و ویداشناس از متون کهن اوستا و ویداها استناط کرده اند، و پژوهش ها و کاوش های باستانشناسی (در سنگنبشته ها و آثار نوشتاری کهن)، تبارشناسی، انسان شناسی (انتروپولوژی)، اتنوگرافی (تبارشناختی)، فرهنگ شناسی، زبان شناسی از جمله لنگوستیک (فقه الغت)، اتمولوژی (ریشه شناسی) و دیرین شناسی و گیتاشناسی نشان می دهند، در حوالی 3750 سال پیش توده هایی وارد آسیای میانه و پشته ایران شدند که دارای قامت های بالا، بینی های باریک و کشیده، چشمان بزرگ درون رفته، موهای زرد و سرخ و بور انبوه و چشمان آبی و سبز بودند و از دید ژنیتیک حاملان هاپلوهای R1a1 . شاخه دیگر این مردمان که دارای موهای سیاه، روهای گرد، چشمان مدور از قفقاز آمده بودند. آن ها (مادها) دارای هاپلوهای نوع J بودند که اکنون ویژه ایرانیان، اعراب، تاجیک ها، هزاره ها و ازبیک ها است.

این مردمان خود را به نام های ایری، ایریایی، اریایی و... می خواندند. آن ها که بیشتر بیابانگرد، دامدار، کوچرو و شکارچی بودند و دارای اسپ های تنومند و بلند پیکر، ارابه های سواری ، با آمدن به آسیای میانه و پشته ایران با باشندگان بافرهنگ تر زمین دارد و مسکون که به نام سیاهچرده ها یا تور ها (تور به معنای سیاه و تاریک که شماری آن را به اشتباه با تورانی ها یعنی باشندگان توران یکی گرفته اند) یاد می شدند، آمیزش یافتند و با فراگیری فرهنگ کشاورزی از آنان ، خود نیز مسکون شدند و در آینده توانستند دولت های بزرگی در این بخش از گیتی پی ریزند. آن ها سرزمین خود را به نام ایرینی ویجو (مطابق تلفظ نو – ایریانام ویجا یا اریانم ویجا) می خواندند.
بخشی از این توده ها به هندوستان رفتند و در آنجا با توده های دراویدی که حاملان فرهنگ پیشرفته هاراپ بودند، آمیزش یافتند و سرزمین خود را آریاورته و خود را آریایی خواندند.

روشن است این توده ها در آینده نیز با شمار دیگری از توده ها آمیزش یافتند مانند باشندگان خاورمیانه و یونانیان و عرب ها و تورک ها و چینی ها و مغولان و.... و اکنون دیگر نمی توان آنان را آریایی خواند. زیرا در اثر روندهای پیچیده اتنوجنیز (زایش تباری) از آنان اتنوس ها (تبارها)ی نوی پدیده آمده اند که از آریایی های نخستین بسیار متفاوت می باشند.
برای مثال، هاپلوهای نوع آر در میان تاجیک ها و پارس ها در حدود 30 درصد، در میان پشتون ها در حدود 55 درصد و در میان نورستانی ها در حدود 60 درصد دیده می شود. اگر نورستانی ها را کنار بگذاریم، میانگین هاپلوهای اکثریت باشندگان پشته ایران پایین تر از آن است که آنان را دیگر بتوان آریایی خواند. شاید در حدود 35 درصد.

عین چیز در باره ترک ها هم صدق می کند. امروزه توده های بسیاری اند که گویشوارن زبان های تورکی اند. اما از دید تباری بسیار از هم دیگر متفاوت اند. از همین رو نمی توان آن ها را ترک تبار یا ترک خواند. آن ها همه تورکی زبان اند. اگر برای مثال الهام علی یف- رییس جمهور آذربایجان، گل- نخست وزیر ترکیه در کنار نظربایف یا رییس جمهور قرغیزستان بیستند، آشکارا دیده می شود که از دید تباری از هم دیگر از زمین تا آسمان تفاوت دارند. حال می گذریم از این که بدون ترجمان نمی توانند زبان های همدیگر را هم بفهمند. تنها می توانند برخی از واژه های ترکی، یا واژه های مشترک عربی و پارسی را در زبان های یک دیگر یفهمند.

اکادمیسین پروفیسور داکتر گومیلیف (نوه دختری آنا اخموتوا یا احمدووا- سخنور نامدار تارتار) که یکی از بزرگترین تورک شناسنان جهان و مولف نخستین کتاب جدی در زمینه «تاریخ تورکان باستان» است، می نویسد:
«تورک های قدیم به رغم نقش عظیم شان در تاریخ بشریت، بسیار کمشمار و اندک بودند. در متن تاریخ جهانی، تاریخ تورک ها توده های قدیمی و دولت ایجاد شده از سوی آن ها به این پرسش خلاصه می شود: چرا تورک ها پدید آمدند و چرا از میان رفتند و نام خود را برای بسیاری از توده ها به میراث گذاشتند. توده هایی که هرگز از بازماندگان آن ها به شمار نمی روند».

به گونه یی که از نوشته گومیلیف بر می آید، تورک ها توده هایی بودند که زمانی پدید آمدند و سپس از میان رفتند (یعنی در میان سایر توده ها ذوب شدند- درست مانند آریایی ها که از شمال آمدند و در میان باشندگان بومی سیاهچرده پشته ایران ذوب شدند و در این حال تاثیر بزرگی بر سرنوشت این پشته بر جا گذاشتند و نام خود را برای برخی دیگر از توده ها که بازماندگان شان به شمار نمی روند، به یادگار گذاشتند.
به گونه یی که کنون دیگر چیزی به نام آریایی نداریم. عین چیز در باره تورک ها هم صدق می کند. آمدند و رفتند. اما تاثیر بزرگی بر جا گذاشتند و کنون همان گونه که نام آریایی ها (ایریایی ها– ایری ها) بر بسیاری از توپونیم ها و اتنونیم های باشندگان ایران مانده است، عین چیز در باره تورک ها هم صدق می کند).

به گفته پروفیسور داکتر لئو گومیلیف– واژه تورک کنون صرف بار زبانی دارد. طرفه این که واژه تورک در آغاز هم تنها بار زبانی داشته است.
اکادمیسن پروفیسور داکتر اوسکون عثمانف- رییس انجمن تاریخ دانان قرغیزستان در کتاب «تاریخ قرغیزستان» که به سال 2012 در بیشکیک به چاپ رسیده و کنون به عنوان کتاب درسی رسمی تایید شده از سوی وزارت آموزش و علوم جمهوری قرغیزستان در موسسات آموزش عالی آن کشور تدریس می شود، در زمینه می نویسد: «واژه تورک در آغاز، شاید بار زبانی و اجتماعی داشته بود، تا تباری. چون در آغاز، تنها نمایندگان اریستوکراسی نظامی را به این نام می خواندند. اما با گذشت زمان، نه تنها برای طایفه یی که در راس اریستوکراسی نظامی قرار داشت، بل که برای همه اقوام زیر سلطه آن ها تعمیم پیدا کرد».

در ادبیات روسی، واژه «ترک» در مورد باشندگان ترکی زبان کشور ترکیه و واژه «زبان ترکی» همین گونه تنها برای زبان ترکی استانبولی» به کار می رود. این در حالی است که سایر باشندگان کشور ترکیه را «ترکیه یی» می خوانند که درست هم است. زیرا نمی شود برای مثال کردها یا ارمنی ها را ترک خواند. (دولت ترکیه در یک سده گذشته تلاش های فراوانی به خرج داد تا با جعل تاریخ و تحریف حقایق، کردها را «ترک های کوهستانی» بنماید، اما موفق نشد. روشن است محافل علمی جهان چنین چیزی را نمی پذیرد. در باره آریایی بودن کردها تردیدی نیست.)
باید به یاد داشت که کشور کنونی ترکیه در چهارچوب یک پروژه استراتیژیک محافل صهیونیستی انگلیس برای رخنه در آسیای میانه و قفقاز چونان یک تخته خیز بر ویرانه های امپراتوری فروپاشیده خلافت عثمانی به میان آورده شد، در واقع کشور مصنوعی یی است که نیم آن از بازمانده های امپراتوری روم شرقی یا بیزانس و نیمه دیگر آن از کردستان ایران ساخته شده است. هنگامی که سپاه چند ده هزار نفری ترکمانان سلجوقی که بیش از نیمی از آن را پارسی زبانان از جمله یفتلی ها تشکیل می دادند، توانست امپراتوری بیزانس را بگیرد، آن کشور 12 میلیون باشنده داشت. از همین رو، ترکمانان سلجوقی چنان در میان مردمان بومی ذوب شدند که پژوهش های ژنیتیک کنونی نشان می دهند که میانگین هاپلوهای نوع کیو ویژه ترکان باستان در میان باشندگان کنونی ترکیه یی بیش از 2 درصد نمی باشد. مهم ترین عنصر کانسلدیشین در میان ترکیه یی ها زبان مصنوعی ترکی استانبولی است که آن هم آمیزه یی است از زبان های ترکمانی، پارسی، عربی و زبان های اروپایی که آن هم در چهارچوب پروژه «سوادآموزی» انگلیسی ها بر مردم اناتولی و کردستان تحمیل گردید. به هر رو، هر چند کنون حسب عادت باشندگان کشور ترکیه را «ترک» می خوانند، اما درست تر آن است تا آنان «ترکیه یی» خوانده شوند تا «ترک» چون اصلا دیگر پیوندی با ترک های باستان ندارند.
شایان یادآوری است که امروز خود دانشمندان ترکیه یی به این واقعیت اعتراف می کنند که ترک نیستند. (اگر در یوتوپ یا گوگول بنویسید- «چیزی به نام ترک وجود ندارد»، می توانید سخنرانی پروفیسور ترکیه یی یاسین اکتای را در زمینه بشنوید که آشکار و بی پرده می گوید که در کشور ترکیه چیزی به نام ترک وجود ندارد).
http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=954

به هر رو، در روسیه برای سایر گویشوران زبان های آلتایی- سایانی- بایکالی یا تورکی از واژه تورک ها/ تیورک ها (тюркы) و نیز واژه توده های تورکی زبان (Тюркоязычные народы) کار گرفته می شود.

همین گونه برای تورکی زبانان نخستین- اصطلاح پروتوتورکی (نیاکان تورکی زبانان باستان)، برای هونوها یا خوندها (کسیونوها)- پراتورکی (پیشینیان تورکی زبانان باستان) و برای تورکی زبانان باستان که در سده ششم میلادی دولت خاقانات تورک را پی ریختند، اصطلاح «تورک یوت» به کار برده می شود.
طرفه این که در آغاز زبان آن ها تورکی نبود و شامل 500 خانواده متشکل از تیره های گوناگون بودند که به رهبری سردار آشینا به آلتای کوچیدند. نام تورکی هم پسان ها به آن ها داده شد. به پنداشت برخی از زبان شناسان، تورک به معنای «اتحادیه نیرومند» قبایل است. شماری هم بر آن اند که کلمه تورک، از تورگش گرفته شده است که به معنای ساختن چیزی است و چون قبیله آشینا آهنگر بودند و در کان آهن کار می کردند و دست اندر کار ساختن ابزار آهنی بودند، از این رو شاید تورک به معنای سازنده و ساختگر و صنعتکار باشد. گروهی هم می پندارند که چون منطقه بودوباش قبیله آشینا در دامنه های جنوبی آلتای همانند با کلاهخود بوده، تورک یعنی باشندگان منطقه کلاهخودمانند.

روشن است که نژادی به نام تورک وجود ندارد. اتنوس (تبار) واحد و زبان واحد ترکی هم وجود ندارد. هر چه هست، گویشوران زبان های تورکی یا توده های تورکی زبان است. تورکی زبانان ها هم اقوامی اند مختلط از سپیدپوستان با زردپوستان چینی و منگولوییدهای تبتی (دقیق تر تونگوزی ها). از اقوام تورکی زبان آسیای میانه، قدیمی ترین آن ها قرغیزها اند که در آغاز سپیدپوست با موهای بور و چشمان سبز و آبی بوده اند. بقیه مانند ترکمان ها، ازبیک ها، قزاق ها و... همه اقوامی اند که بسیار جوان پنداشته می شوند و بسیاری از آنان پس از یورش مغول ها در اثر آمیزش توده های بومی تورانی و ایرانی تبار- تاجیک ها با مغول های نیمه سپیدپوست و نیمه زردپوست و نیمه تبتی به میان آمده اند.

خود واژه ترکمان به معنای تورک نما یا تورک مانند است. یعنی کسانی که شبیه تورک ها اند. در این نوشته هرجا واژه «پروتوتورک» می آید، منظور نیاکان تورکی زبانان و هر جا هم «پیشینیان تورکی ها» (به روسی پراتورکی ها-пратюки ) می آید، منظور از توده های تورکی زبان قدیمی باشنده گستره میان کوه های آلتای- سایان و دریاچه بایکال و مغولستان باستان (بیشتر هونوها) می باشد- نه باشندگان کشور ترکیه کنونی.

تورکان باستان هم همان تورکیوت ها اند که در سده ششم میلادی خاقانات بزرگ تورکی را پی ریختند. این نامی بود که ژوژان ها یا روران ها (نیاکان مغولان) به ترکان داده بودند. یوت یک پسوند مغولی است. از دید من، شاید در آغاز چیز همانند تور یوت بوده باشد. یعنی تور+ یوت که حرف صدادار ک در میان دو حرف بی صدا در آن پسانتر افزود شده باشد. و این گونه تورکیوت شده باشد و سپس هم دو باره «یوت» مغولی باستان حذف گردیده باشد و تنها تورک مانده باشد.

پژوهش های ژنیتیک نشان می دهند که قزاق ها بسیار زیاد یا مغولان نزدیک هستند. همین گونه ازبیک ها هم هیچ پیوندی با ترک ها ندارند. پژوهش های ژنینیک نشان می دهند که ازبیک ها آمیزه یی اند از تاجیکان و مغولان دارای هاپلوهای نوع سی که در اثر آمیزش بازماندگان چنگیز خان با باشدگان بومی آسیای میانه به میان آمده اند. در خون ازبیک ها تا 44 درصد هاپلوهای مغولی دیده می شود. بقیه هاپلوهای آن ها از نوع ژ قفقازی است که با تاجیک ها مشترک است.
فراموش نباید کرد که در حدود 70 درصد کسانی که به زبان ازبیکی سخن می گویند، تاجیک هایی بوده اند که زبان خود را از دست داده اند. دلیل این کار سیاست دولت شوروی بود. همه آمار ها نشان می دهند که در دولت بخارا در حدود 80 درصد باشندگان تاجیکان بودند. پس از تشکیل حکومت شوروی، برای پایان بخشیدن به تاثیر فرهنگی ایران ، سیاست باسواد سازی باشندگان آسیای میانه آغاز گردید و تدریس زبان ازبیکی عام شد. گذشته از آن بسیار از سرزمین هایی با اکثریت باشندگان تاجیک مانند بخارا و سمرقند در ترکیب ازبیکستان شامل ساخته شد که در عقب همه این ها ملاخظات جیوپولیتیک و اتنپولیتیک کرملن قرار داشت.

در سال های اخیر زیر تاثیر ایدئولوژی پان ترکیسم، تلاش هایی در جربان است تا واژه هایی چون ترک تباران!!!! و ترکان و تورانیان افغانستان !!!! شایع ساخته شود و به واژه ترکی خلاف حقایق علمی بار تباری بخشیده شود . روشن است هیچ کدام از این واژه ها دارای پشتوانه علمی نیستند و تنها بار سیاسی را بر پشت می کشند. ما ازبیک تبار داریم، ترکمان تبار داریم، قزاق تبار داریم و اما ترکتبار به هیچ رو نه . همه آن ها توده ها یا خلق های توریکی زبان اند، نه تورک تبار .
اگر نه چنین است، پس کسی لطف فرموده، به یکی از زبان های اروپایی واژه ترکتبار را بنویسد. از پیش می گویم که خود را رنج ندهند زیرا اتنوسی به نام ترک در جهان امروز وجود ندارد.
(شایان یادآوری می دانم که بنده نخستین کسی بودم که به سال 1999 در کتاب «افغانستان مسایل جنگ و صلح» چاپ بنگاه اندیشه، تهران، برای بار نخست در برابر واژه اتونوس – واژه تبار را به کار بردم.
از سوی دیگر همچنین کوشش می شود قزلباشان را هم ترک بخوانند که روشن است هیچگونه اساس تاریخی ندارد. اصلا قومی به نام قزلباش وجود ندارد. مفهوم واژه قزلباش در درازای تاریخ چند بار تغییر یافته است که آخرین آن بار نظامی داشته است – غلامان قزلباش. در این باره در آینده نزدیک در برنامه دارم تا مقاله مفصلی بنویسم.
همین گونه ترک خواند چهار طایفه یا چهار ایماق (جمشیدی ها، فیروزکوهی ها، تای منی ها و تای موری ها) هم بنیاد علمی و اکادمیک ندارد.
...وخنده آور تر ازهمه ترک خواندن هزاره ها و طرفه این که در این اواخر شماری از برادران هزاره هم دوست دارند، ناآگاهانه خود را ترک تبار بخوانند. واقعیت این است که در خون هزاره ها هاپلوهای نوع کیو ویژه تورک ها اصلا دیده نمی شود. هزاره ها آمیزه یی اند از تاجیک ها و مغولان که در خون ایشان 33 درصد هاپلوها از نوع سی ویژه مغولان و بقیه از نوع ژ یعنی قفقازی که با ایرانیان و تاجیک ها همسان می باشد.
شماری موجودیت برخی از واژه ها تورکی را در زبان هزاره ها دلیل پیوند آنان با تورک ها خوانده اند. روشن است از دید علمی چنین چیزی را نمی توان بسیار جدی تلقی کرد. حالا می گذریم از این که بخش بیشتر واژگان تورکی برگرفته شده از زبان های ایرانی شرقی است. برای نمونه، واژه بیگ از بوگ پارسی قدیم گرفته شده است که در زبان روسی به نام خدا (به شکل بوگ) همین اکنون هم کاربرد دارد و در نامواژه هایی چون بگرام، بغلان (بگلان) و بغداد (بگداد) آمده است و در زبان هندی بگوان هم از همین ریشه گرفته شده است و ده ها نمونه دیگر.
روشن است شماری از آثار مانند «نامه تورانیان باستان» می تواندد در زمینه بسیار گمراه کننده باشند. امیدوارم نویسندکان این گونه آثار در آینده لغزش های خود را به گونه ریشه یی ویرایش نمایند.
کسانی که خواستار به دست آوردن اطلاعات بیشتر در باره آریایی ها و تورک ها باشند، می توانند به کتاب 1000 برگی «خاوران، ایران و توران در سپیده دم تاریخ» در کانون مطالعات و پژوهش های افغانستان نگاه کنند. www.arianfar.com

اشاره : این یادداشت در برگ رخنامه آقای عزیز آریانفر به نشر رسیده است . سپاس از دوست و همکار گرامی مان که این نبشته را در برای نشر شدن در پایگاه تاجیکان به ما فرستاد.

نظرات   

 
+1 #1 ضیاءالدین 1394-09-25 18:00
مقاله ی واقعازیبایی بود.متاسفانه خساراتی که به ماتاجیکان وپارسی زبانان زده اند،دردناک وغیرقابل جبران است.تنهاراه رهایی ازاین مصیبت هااتحادپارسی زبانان است.اگردیربجنبی م روزهای سیاه تری درانتظارمان خواهدبود.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید