سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

ادبیات

نوشته شده توسط بهار سعید
اخبار
نمایش از 12 مرداد 1392
پرینت

باز گویم تاجیکم

دخت افغان نیستم، دخت خراسانم هنوز
دخت کابل از تن خود تا بدخشانم هنوز

دخت تاجیک از هزاران ساله ی این میهنم
کیست گوید نیستم خون نیاکانم هنوز؟



تو که خود را از تبار خود بنامی، باک نه
من اگر نامم، زنی با تیر آسانم هنوز

تو که خواهی دوست داری مادرت را، آک نه
من که خواهم دوست دارم دشنه بارانم هنوز

تو زبانت را که می نازی کسی چیزی نگفت
من اگر نازم ، زنی مشتی به دندانم هنوز

تو سراسر کشور ما را به نامت کرده ای
من پی یک پلمه «دانشگاه» به زندانم هنوز

«جم» بگو «آرش» بگو، «تهمینه» و«رستم» بگو
هی، چرا با این همه دست و گریبانم هنوز؟

میهن من نیست گویا خانه ی من، خاک من
من که بیرون ِ تبارِ خودپرستانم هنوز؟

باز گویم باز گویم باز گویم تاجکم
بودم و هستم و خواهم بود، میدانم هنوز

وه، کجا دستی ازین آزاده گی ها می کشم
خو گرفتن نیست با دیوار زندانم هنوز

گر به دستت سنگ داری یا که بر دوشت تفنگ
هرچه می خواهد شود، من خویش می مانم هنوز

بهار سعید

نظرات   

 
+1 #1 musslim 1392-05-16 14:06
آفرین بر شما دخت خراسان کبیر شهامت و شما قبل قدر است موفق باشید ممنون
بازگو کردن
 
 
+1 #2 وحید 1392-06-06 15:21
واقعن شعر زیبایی سرودین آفرین بر شما
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید