سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

ادبیات

نوشته شده توسط کریمه شبرنگ
اخبار
نمایش از 18 شهریور 1393
پرینت

مسعود را دوست دارم!

نبشته از : کریمه شبرنگ.

من هیچ تعلقی به احزاب و گروه‌های فعال سیاسی افغانستان ندارم؛ می‌خواهم بگویم نه جمعیتی هستم و نه دنباله روم، اما مسعود را دوست دارم بخاطر شجاعت و پایمردی‌اش و بخاطر داشتن استقلال فکری‌اش، او از آزادی و اراده‌ی مستقل مفهوم درست گرفته بود،
در نهایت بخاطر شرافت و انسانیتش دوستش دارم.



حیف این بهارها که می‌آیند و می‌روند
و هیچ نشان از تو نیست
حیف روزگار ما که
هیچ باغش چون تو گل را ورق نزد
هر چند تو نپژمردی
تو وسعت روشن این خاکی
تو با من حرف می‌زدی
با من
تو با همه حرف می‌زدی
حالا
بگذار فقط رویا باشد.

اما چی اعترافی روشن و غمگینی‌ست مرگ!
من هیچ‌گاه به مرگ تو نگریسته بودم
به مرگ عاطفه‌ی گریسته‌ام که
از سر این خاک کم شده بود
به مرگ ذهن تو گریسته‌ام
ذهنی که دو زانو می‌نشست و چندان دست بلند داشت که همه‌ی جنوب را فتح می‌کرد.
آی مسعود بزرگ!
حتا
لب‌خند نومیدانه‌ات نشانه‌ی فتح بود
حالا
هیچ خنده‌ی به لب‌خند نمی‌ماند
و هیچ دستی به بلندای دست تو نمی‌رسد
حتا
در سیاه ترین روزها
زبان تو روز بود
آری مثل روز روشن بود
حالا
سنگ‌های کوه‌های شمال غریبِ غریب اند
تو نیستی که
دست‌مال شانه‌ات را هموار کنی
نماز بخوانی
تو نیستی که
حافظ جیبی‌ات را بگشایی
شعر بخوانی
برخیز!
برای سوگ‌وارانت دستی تکان بده
ما چقدر ناچاریم
چقدر ناچار
وقتی خورشیدمان زخمی‌ست
و آسمان مان که
از قفس سینه‌اش بوی ابر، بوی خاک می‌آید
چگونه به فردای روشن دل‌خوش کنیم؟؟؟
این بهاری دیگری بود که گذشت
اما طراوت نگاهت را
هم‌چنان کم داریم
می‌دانم
برنخواهی گشت
کاش می‌دانستی
ویرانی دست‌های مان را
وقتی برداشتن خاک
کاش می‌دیدی
حنجره‌های ورم کرده و بغض‌آلودمان را
اما
پرواز تو چی ارتفاع بلندی داشت
که هیچ ندیدی ویرانی نگاه مان را...
این سطرها چگونه مرثیه شوند
برای رستم که
تا آن‌سوی پیروزی می‌تاخت
آی مسعود بزرگ!
چگونه باور کنم
صخره‌های را که سال‌هاست بی‌جای قدم‌های توست
اما برای من
برای رویاهایم
زنده‌یی
تو زنده‌یی که
ذهن من هر روز آزادی ورق می‌زند
تو زنده‌یی
و زیبا ترین شور و شعر روزگار من
ای مرد بزرگ!
چی مرگ جاویدانه‌یی
مرگ به این رهایی
و اندوهی به این زیبایی
اندوهی که
محتوای شعرهای شکسته‌ی من شده است...

کریمه شبرنگ



اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید