The News

تاجیک ها باید شورا های سراسری خود را بسازند

تاریخ ایجاد در 28 فروردين 1390 نوشته شده توسط صبور عصر دولتشاهی
اخبار
نمایش از 28 فروردين 1390 بازدید: 5254
پرینت

ما در شرایط نهایت بحرانی و سردر گمی تاریخی قرار داریم. ما در جایگاه یک ملت هیچگاه به فکر ساختن نهاد و سازمانی قومی نبوده ایم. ما که خود را ملت متمدن می دانیم همیشه به فکر ساختن مدنیت بوده ایم واز دید من مدنیت با قومیتگرایی جور نمی آید. ما همهء زندگی و هست و بود خود را در طول تاریخ قربانی \"آدم ساختن\" یورشگران و فاتحان، و صاحبقرانها، ایلخان ها، و بابا ها کرده ایم. این ما بوده ایم که هر وحشی و تاراجگر تاریخ را راضی و مجبور به پذیرش مدنیت کرده ایم، پارسی یادش داده ایم و شهرهای خود را (مدنیت) را نگهداری و شگوفان کرده ایم. این ما بوده ایم که با حضور پررنگ زبان وفرهنگ ما مدنیت، امنیت و شگوفایی بوده است و هرزمانی که از صحنه برون رفته ایم، سرزمین ما و شهرهای ساخته شده بدست ما به ویرانی گراییده است...


تاجیک ها باید شورا های سراسری خود را بسازند

نویسنده : صبور عصر دولتشاهی

با سلام و درود تاجیکان و پارسیان عزیز، و با سپاس فراوان به گردانندگان سایت \"تاجیک میدیا\"!
می خواهم در پیوند با پیامی که در فیس بوک و در صفحهء \"شورای شمالی\" نوشته بودم و آنرا گردانندهء محترم تاجیک میدیا در صفحهء اصلی سایت گذاشته اند، نکاتی را خدمت دوستان پیشکش کنم.
1-    چنانچه گردانندهء گرامی سایت تذکر داده اند، آن پیام در پیوند با پیام هایی بوده است که در فیس بک ارائه شده بود و به هیچ روی نمی توان آنرا دارای پیامی صد در صد همگانی تلقی کرد. پرسش های زیادی می تواند پیرامون آن نوشته طرح گردد که بنده هرپرسشی از دوستان را در جایگاه گامی برای روشن شدن هرچه بیشتر مواضع مان دانسته و آنرا می ستایم.
2-    پافشاری نسبی بنده بر تشکیل تشکیل شورای شمالی برمحور تاجیکی این نیست که ادعای برتری و سرداری برای تاجکان شمالی داشته باشم. اگر چنین باشد، وای برمن، وای بر شمالی! هدف چیز دیگری بوده است که در آن کوتاهه نمی گنجید.
3-    بنده خواهان تشکیل شورا های تاجکان در سراسر کشور هستیم. بدین معنی که تاجکان باید در هرجایی که هستند شورای خود را بسازند و منافع خود را و خواست های خود را برمبنای شرایط خاص خود شان درک، مطرح و دنبال کنند. سپس این شورا ها با شورا های دیگر تاجیکی (پارسیان) در تماس شوند و به همین ترتیب پیش بروند تا به شورای سراسری تاجیکان (پارسیان) برسند.  البته در گامهای نخست می شود شورا های منطقوی خود را بسازند که حوزه های مختلف تاجیک نشین (پارسیان) را در بربگیرد. از همگرایی همین شورا های منطقوی است که شورای سراسری تاجیکان ایجاد باید شود. درینصورت است که همهء تاجیکان کشور، در حالی که منافع محیطی و منطقوی شان تامین و حفظ است، دریک شورای بزرگ گرد آمده و برای تامین منافع کلی شان در کشور تصمیم می گیرند. اینست آنچه بنده از ترکیز بر ساختن شورای تاجیکان شمالی داشتم که هرگز به معنی نفی ساختن شورای تاجیکان در مناطق دیگر ویا تحمیل خواست شورای شمالی بر سایر مناطق نبوده است.
4-    ما در شرایط نهایت بحرانی و سردر گمی تاریخی قرار داریم. ما در جایگاه یک ملت هیچگاه به فکر ساختن نهاد و سازمانی قومی نبوده ایم. ما که خود را ملت متمدن می دانیم همیشه به فکر ساختن مدنیت بوده ایم واز دید من مدنیت با قومیتگرایی جور نمی آید. ما همهء زندگی و هست و بود خود را در طول تاریخ قربانی \"آدم ساختن\" یورشگران و فاتحان، و صاحبقرانها، ایلخان ها، و بابا ها کرده ایم. این ما بوده ایم که هر وحشی و تاراجگر تاریخ را راضی و مجبور به پذیرش مدنیت کرده ایم، پارسی یادش داده ایم و شهرهای خود را (مدنیت) را نگهداری و شگوفان کرده ایم. این ما بوده ایم که با حضور پررنگ زبان وفرهنگ ما مدنیت، امنیت و شگوفایی بوده است و هرزمانی که از صحنه برون رفته ایم، سرزمین ما و شهرهای ساخته شده بدست ما به ویرانی گراییده است... امروز ما برسردوراهه استیم که آیا به ادای نقش تاریخی خود ادامه بدهیم و بازهم صبرایوب پیشه کنیم تا وحشیان آدم شوند؛  یا از موجودیت خود به مثابهء وارث یک فرهنگ، یک زبان و یک مدنیت در گذریم تبدیل شویم به رعایای فرمانبردار وحشت و بربریت؟  
5-    نخستین گام برای ما، از دید بنده، برگزیدن یکی از دو گزینه ییست که در بالا یاد آور شدم. گزینش هریک از آنها به قدر کافی توجیه دارد. شاید هم در پنجاه پنجاه فیصد.  حالا برخی ها بدین باور اند که نیاز به قومی شدن بیش از پنجاه فیصد است چرا که هم زبان ما و هم فرهنگ ما در خطر است. در حالی که در گذشته اگر گروهی از تاجیکان تباه می شدند، در عوض فرهنگ وزبان شان زنده میماند. اما امروز هم تباهی ما منظور دشمنان ماست و هم تباهی فرهنگ و هویت ما. از سوی دیگر در ما زمینه های ذهنی و فرهنگی لازم برای تاجکگرایی وجود ندارد. تشکلات ما به زودی روی کشش های ایدیولوژیک و فکر به هم می ریزد. پس بهتر است روی یک پروسه و تفکر سراسری یی که توان بازتاب منافع و دیدگاه های کلیه مردم کشور را داشته باشد، کار کنیم. اما بازهم چالش بزرگ درین زمینه اینست که آیا بازهم تاجیک و آنچه به زبان فارسی گفته شود، توانایی اقناع همهء اقوام را دارد؟ جایی که پترودالر سعودی، روپیهء پاکستانی، دالر امریکایی، ریال ایرانی و پول ترکی و ازبکستانی باشد.... آیا حرف مفت ما را کسی می خرد؟ آیا ما تمدنگراهایی که خواهان عدالت اجتماعی برای همگان استیم، می توانیم پشتیبانی یکی از کشور های بزرگ و کوچک را بدست آوریم تا حرف ما را در سطح کشور اهمیتی بدهند؟ این درحالیست که کشور های یاد شده همین حالا در پوست قومیت های دیگر درآمده اند و برایشان برمبنای منافع و دیدگاه های قومی مصرف می کنند. ازینروست که بنده طرفدار تشکل و جمع شدن تاجکها استم تا از منافع شان دفاع کنند و زمانی که به یک نیروی مطرح تبدیل شدند، به یقین که در معادلات سیاسی کشور و منطقه می توانند در نظرگرفته شده و نقش و اثر داشته باشند.
6-    ساختن یک نهاد سیاسی مدرن که از تسلط یافتن افراد بر اراده و سرنوشت ملت جلوگیری کند، نخستین و اساسی ترین کار است. ما افرادی که سنگ تاجک به سینه می زنند و ازین نام به نام و نان رسیده اند زیاد داریم. اما می بینیم که کار شان فروش ما و منافع ماست و ما هیچگونه اداره یی برآنها نداریم. همین ها اند که از تشکل هرگونه سازمان و نهادی که آنها را مسوول قرار بدهد (حزب یا شورا) جلوگیری می کنند. شما شاهد باشید که چارکلاه های تاجکنمای سیاستمدار کنونی ما ما این شورا ها مخالفت خواهند کرد. چرا که شورا آنها را مسوول قرار می دهد و از معامله گری شان جلو می گیرد... پس ساختن شورا  ویا حزب سیاسی نیاز مبرم است...
7-    دوست عزیزم، آٍقای ربانی بغلانی درست می فرمایند. من به ایشان وعدهء برون دادن فراخوان گونه یی را داده بودم. اما در پهلوی اهمیت، بزرگی و عمقی که مساله دارد، تدوین یک همچو فراخوانی را بسته به کنکاش بیشتر، مطالعهء بیشتر و تامل بیشتر می دانم. تمام آنچه من تاکنون جمع کرده بودم، با درنظر داشت و فرضیهء موجودیت اجماع برای تشکیل نهادی به نام تاجکان بوده است. اما چالش روی راه بنده نبود همچو اجماعی در عمل است. شما وقتی در فیس بوک پیام می گذارید متوجه می شوید که دیدگاه ها یکسان نیستند و شمار آنهایی که علیه تشکیل یک سازمان و نهاد تاجیکی رای می دهند کم نیست. آنها نیز تاجیک استند و دیدگاه شان باید مد نظر گرفته شود.
8-    برای جلوگیری از خام طمع شدن، فکر می کنم تمامی کسانی که خواهان تشکیل یک سازمان و حرکت تاجیکی (پارسی) استند، گردهم آیند. این حرکت نباید در ضدیت و دشمنی با آنهایی باشد که تاجیک و پارس استند اما خواهان راه اندازی یک حرکت فراقومی اند. من بدین باورم که هردو را نیاز داریم. حرکت قومی را برای دفاع از شر اقوام دیگر در صورت ناکامی حرکت های فراقومی نیاز داریم، باید باشد و همیشه باشد. و هرحرکت فراقومی نیاز نهایی ماست، که آن هم باید باشد.
واما مسالهء شورای شمالی: بنده یک بار دیگر می گویم که باید شورای شمالی در سطح بزرگتری که حوزهء مرکزی را در بربگیرد مطرح باشد. ازینرو اگر به شورای کابلزمین تغییرنام بدهد، بهتر است. حوزهء مرکزی یعنی کابلزمین. کابلزمین نه تنها پروان و کاپیسا و پنجشیر بلکه لوگر و میدان را نیز در بر میگیرد. باید شورای شمالی درین سطح مطرح باشد.
به آقای ربانی بغلانی عرض احترام دارم و امید است عذر مرا به خاطر تاخیر در ارائهء طرح هایی خودم در مورد یاد شده موجه بدانند.
اگر گردانندهء محترم تاجیک میدیا لازم ببینند، می توانند این پیام را نیز در صفحهء اصلی  سایت بگذارند.
با حرمت فراوان.

نوشتاری دیگری را که با این نبشته پیوند دارد اینجا بخوانید