سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

The News

چند پیام در سوگ زنده یاد ظاهر حاتم

تاریخ ایجاد در 11 اسفند 1391 نوشته شده توسط اسکندری ، میرزایی ، رحمکیان، روند
ROOT
نمایش از 11 اسفند 1391
پرینت

یادداشت پایگاۀ تاجیکان : از همه دوستانی که پیام های شان اندکی با تاخیر به نشر می رسد ، بسیار پوزش می طلبیم . اینک پیام های تسلیت و سوگنامه های چند تن از عزیزان را که به مناسبت مرگ شاد روان ظاهر حاتم نگاشته شده اند در یک صفحه به شما خواننده گان عزیز پیشکش می کنیم : پیام ها از آقایان مجید اسکندری ، میرزایی ، رحمکیان و رحمت الله روند می باشند . بالای  کلمه " بیشتر " فشار دهید و پیام ها را بخوانید :

 

بخواب ای جوانمرد!
 "روحم با روحت خویشاوندی دارد"

نوشته از : مجید اسکندری

میگویند زندگی خاطرهء آمدنها و رفتن هاست. امروز باز یک یاردیرین، یک دوست عزیز و یک رفیقم رفت، بی آنکه کسی بیاید و جای خالی اش را پر کند! شاید این خلا هرگز پر نگردد؛ حد اقل در دفتر ذهن ناباور من.
نمیخواهم در مورد آشنایی خود با او چیز زیادی بگویم؛ شاید همینقدر کافی باشد که از نوجوانی تا پیری باهم بوده ایم. ما هم مثل همه آدمهای متمدن تفاوت دیدگاه ها و تفسیرهای خود را داشته ایم؛ بی آنکه خللی در دید مشترک کلی ما داشته باشد و حتی کمترین خللی در دوستی های ما وارد کند.
امروز آن ِیار دیرین، آن برادر و رفیق بزرگ من در فیض آباد (بدخشان) با همه یاران وداع گفت و در کنار رودبار کوکچه، انجائیکه خودش بسیار دوست داشت آرمید. ولی بدا بحال من که نتوانستم برای آخرین بار با او "الوداع" گویم.( با آنکه در یک ماه اخیر مریضی اش تقریبا هر یک روز در میان با هم در تماس بودم و آخرین بار نیز یک روز قبل از سفر بی برگشت اش باهم تلیفونی صحبت داشتیم.)
رفیق حاتم عزیز! من در اخرین یادداشت خود بشما گفته بودم که " بمان، چون هنوز رسالت خود را به پایان نرسانیده یی". میدانم که تو مرد مقاومت و پایداری بودی و با اهریمن مرگ نیز در جنگ، ولی بازی را دشمن برد. تو متآثر مباش! چون تو رسالت خود را حتی بیشتر از توانت انجام دادی. راه و آرمانت ادامه خواهد یافت و این وظیفه را شاگردان ، رفیقان و رهروانت ادامه خواهند داد.
زندگی را در مفهوم کلی آن پایانی نیست. مبارزه بخاطر عدالت نیز چون با زندگی و انسان رابطه دارد از همین خصوصیت برخوردار است. مهم آنست که هر انسان آگاه و هر نسلی باید خشتی برای اعمار این دیوار بزرگ بگذارد. بنظر من "رفیق حاتم" از جمله انگشت شمار شخصیتهای کشور است که خشت محکمی براین بنای بزرگ گذاشته است.
 امروز ظاهر حاتم ، آن مبارز سربکف و بی باک، آن مرد عیار و جوانمرد، آن چریک بلنداهای پامیر و هندوکش، فقیرانه دامن کفن زیرخاک کشید. قانون طبیعت و رسم زندگی نیزهمین است.

رفیق حاتم عزیز! مطمئن باش که من تو را هرگز ازیاد نخواهم برد چون "روحم با روحت خویشاوندی دارد"!
زندکی خاطرهء آمدن و رفتن ماست

 



                                 بنام خداوند جانبخش ومهربان !
        همه انسانها آفریده خداوند وبالاخره بسوی خداوند خواهند رفت !

پیام از : میرزایی


از طریق رسانه ها ونوشته های دوستان ورجاوند شنیدم که باز بدخشان فرزند برومند ونیکو اندیش ومبارز راستین اش را در شرایطی از دست میدهد که موجودیت چنین شخص وچنین روشنفکرآزاده دوای دردهای مزمن سرزمین وجامعه ستمدیده وزجرکشیده ما بود؛این فرزندراستین ظاهر حاتم ، مبارز دلیر ویار زحمتکشان ، با هدف پاک برابری جوی وتحقق عدالت اجتماعی وحقوق شهروندی این سرزمین بود.
     دریغا که سرزمین ما در درازای تاریخ کمتر توانسته است که فرزندان صدیقش را در دامن پاکش تا نتیجه کار نگهداشته باشد؛ وهمیشه سود مادروطن بیشتر درخدمت کسانی قرار داشته است که کمترین باورمندی را در برابر وطن ومردم داشته اند؛ اگر از ایام ناصرخسرو، مولانا جلال الدین بلخی ، پورسینا گرفته تا زمان معاصریکه محمد طاهر بدخشی وبحرالادین باعث دو آزاده ایکه به نمایندگی از سایر ازادگان نام نیکشان تذکر یافته است ، تا امروز درنظر بگیریم با تسف جفا بار بوده است .
     ظاهر حاتم شخصیت با تجربه ومبارز راستی وحق طلبی را نگاه بدارید که با چه شرایط نا گوار جان داد وجاودانه گردید؟ اگر از دانشمند ودانش وی در جامعه کارگرفته نشود ، بدون شک دانش ودانشمند آهسته آهسته بسوی نیستی کشانیده میشود ودلسردی کشنده وبی تفاوتی ظالمانه درحق این فرزندان جنایت است ! ظاهر حاتم گرفتار سرطان جانگیرانه شده بود ولی هیچکس بخاطر تداوی این مبارز دلباخته وطن ومردم ، کوچکترین اقدام نکرد؛
  به سخن شیرین سعدی :
          دراین کشور اسایش وخرمی.....ندیدو نبیند به چشم آدمی
بهر صورت مرگ نا به هنگام ظاهر حاتم ، دل همه انسانهای با رسالت را جریحه دار ساخت ونبودش ضایعه بزرگ برای نسل امروز وفردای سرزمین خورشید است! چاره نیست ، جز اینکه بگویم خداوند روحش را خشنود وجایش را فردوس برین قرار دهد وبرای همه دوستداران وبازماندگان ونزدیکان وعزیزان حاتم مرحومی صبر جمیل وعرض تسلیت میدارم. یادش در دل نسلهای سرزمینش گرامی باد !
                                               میرزایی

 

 

 

سرودی حماسی "حاتم نمرده است"پایان یافت

نوشته از : متولی ولی رحمکیان
اما من می نویسم نی هنوز حاتم نمرده است ،حاتم نمی میرد.جایش همان که تنش زیر خاک،یاد و خاطره اش روح وروان ماست.حداقل تا که همین نسل زنده است تا نسل های بعدی ،بعدش روند جامعه ونوشتارهاست که جایگاه ،مقام ومنزلت یک چریک راتشخیص می کنند.این داوری من است
در وصف آن شهیر نکو نام ونیک خواین برگه های برقی همه رنگه گشته اند،جای برای نوک قلم خالی نیست که نیست ،این چاره من است با تاییداین همه گفت وشنودی نغز اندرمیانه ها تنها چیزیگه داشتم و برایش سپاریدم چند قطره اشک بود، با هر پیام وگفتن عرض تسلیت این گونه های غمزده ام جویبار گشت. اکنون روی این سخنم سوی ان کس است ،آن کس که رفت و جایگه اش خالی مانده است،آن کس که دست کمکش بر هر نیازمند بر ناتوان ها در دست رس چنان،چون دست یک پدربه دختر وپسرحاتمی نمود ،بر ان سپهر عاشق این آب وخاک و هم انسان و ادمی (حاتم صاحب
(
حاتم صاحب شرمنده ام؛که دراین روزها تنها کار که از دستم آمد و میامدهمین که مداوم گریستم .حاتم صاحب میدانم که نا ملایمت های زمان همه درشتی هایش را پیش پای شما انداخت تا انکه زمین گیرت کرد، حالا من از کجا شرو کنم واز کی ها بنالم ؟حاتم صاحب برشما معلوم است که آخر زندگی همین (مرگ)
به قول بزرگان این همه زیستن برای مردن است این قانون زندگی مارا هم ناتوان ساخت
و نتوانستم با آنکه زیاد دوستت داشتیم از چنگال مرگ نجاتت بدهیم و تا دیر های دیر برای خود نیگهت داریم ویا انکه خدا بیشتر از ما دوستت داشت و شمارا از ما گرفت.و یاران هم فکران دیرینه و نوینت را در غم واندوه تو نشاند.
حاتم صاحب میدانیم که در برابر هیچ نا ملایمتی نرم نمی شدی و زیر هیچ بار سنگینی قامتت خم نمی شد واز هیچ زور گوی وزور گری ترس نداشتی حتی از مرگ!! اما حاتم صاحب عیان بود که هرگز چنین مرگی را آرزو نداشتی،آرزویت مرگ در سنگرنبرد با اهریمن یا تیربارانت از طرق دشمن پلیدبود.
بلی حاتم صاحب راستش چنین مرگ زیبنده ات نبود.این هم از آرزوای دست نیافتنیت گشت.حاتم صاحب در تماس های تلفنی استواری و تون آواز شما امید هارا زنده میکردو پایمردی و مقاوم بودن شمارا در برابرسختی های روزگاربر ملا می ساخت اگر چند اطرافیان خبر های نا امید کننده ی میدادند.بلی حاتم صاحب وآن زمان ما میان خویشتن حدس میزدیم و باهم می گفتیم که خدای ناخواسته
اگر حاتم را چیزی شودبرگه های انترنیت و رخنامه ها پراز پیام ویاد واره خواهند شد.بلی حاتم صاحب چه حدس بجای در این چند روز من فقط پیام های غم شریکی و عرض تسلیت های عزیزان را خواندم و گریستم،برای همین دیر کردم و از دیر کردنم پوزش می خواهم مرا ببخش می خواستم تمام پیامهای دوستان ،یاران و هم باورانت را جمع آوری و ضمیمه این سوگوار نامه ام کنم اما یار و رفیق همیشگی ام جناب دهقان پور عزیزپیشی گرفت دستانش را می بوسم و قلمش را می ستایم.حاتم صاحب رفتی و از خودیادواره های نیک وماندنی برماومن گذاشتی که در این چند روز خیالم فقط به عقب برمیگردد و با خود میگویم بعدی این برای که بخوانیم "زپامیرچار عقاب تیز چنگال/به سوی کرگسان کردند پرواز
"و دیگر لشکر سفزایان دروازی  برای کی سرود حماسی "حاتم نمرده است؟
را بخوانند؟
حاتم صاحب الان دیگه پشت سر کی ایستاد شوم و بگویم حاتم صاحب در خدمتم،
دیگر کی برایم فرمان بدهد که متولی چنان کن،بعداز این از نزد کی کتاب به عاریت ببرم،دیگر با کی از خط سوم مولانا گپ بزنم،دیگر با کی به کتاب خانه خجند سر بزنم ؟این پرسش های بی پاسخ هست  که جای شمارا برای خویشتن چنان خالی یافته ام که حد اقل در حیات من وماها این جای خالی و این خالیگاه را کسی پر نخواهد کرد،اگر چند بزرگان از این تبار خدارا شکر حیات اند ولی هرکس جایگاه خود را دارد.اکنون من هم مانند جناب اسکندری خیال پرداز و دانشمند روزگار مان حیرانم در اولین گام برای کی و کی ها تسلیت عرض کنم؟برای جامعه فلک زده ام ،برای روشن خیالان و هم دیاران غربت زده ام،برای همراهان فکریت،برای رهروان راه باعث وبدخشی(سازا وسفز(ویا بر نزدیکان وباز مانده گانت، بهتر است برای این همه یکجا تسلیت بگویم...
در آخیرمی خواهم با داریوش عزیز ،علی بابا دوست داشتنی و خواهرمهربانم صاحبه و دوستان عزیزم شبیرخان و شاه جان و خانواده های واسوخت وحاتم بگویم که من و خانواده ام در غم تان شریک هستیم و مارا در این غم مانند خود سوگوار بدانید.
حاتم صاحب روانت را شاد،یادت را زنده و جایت را پهلوی مردان خدا شهیدان گلگون کفن سازمان بدخشی باعث یاران و هم خیالانت آرزو می کنم
متولی ولی رحمکیان هالند

 

 

                                      ظاهر حاتم نماد شهامت وشجاعت وزندگی جاودان

پیام از : پوهاند رحمت الله روند
          
         با صد ها افسوس والم اطلاع یافتم که ظاهر حاتم  مرد حماسی عصر ما با همه شجاعت ومردانگی اش داعی اجل را لبیک گفت .من تصور داشتم که ظاهر حاتم ،کمافی السابق بی هراس براجل چیره شده ودر مقابل آن مقاومت خواهد کرد .مگر افسوس که چنین حالتی در بنی بشر هنوز هم سراغ نداریم ،همه وهمه ناگزیر به آن دیار جاودانگی باید بپیوندیم.ولی مرگ نا به هنگام همگان به  ویژه مرگ نابه هنگام چنین مرد بی هراس وجوان مرد چون ظاهر حاتم به کشور ما بخصوص به زادگاهش بدخشان این سرزمین مردخیز ضایعه بزرگ وتلافی ناشدنی است.تاریخ خراسان زمین مردان مبارز ونستوه ،جوانمرد و عیار،بی ترس وغیرتمند رادر عرصه های گوناگون آزادی خواهی چون ابو مسلم مسلم خراسانی ،یعقوب لیث صفاری ،مقنع رهبر سفید جامگان، امیر حبیب الله خان خادم دین،آمراحمد شاه مسعود قهرمان ملی وغیره بیاد دارد،که هرکدام در شرایط بس دشوار و گوناگون  به کارنامه های درخشان همت گماشتند ونام ماندگار وسرمشق زندگی به ما به یادگار گذاشتند.ظاهر حاتم در زمره چنین مردانی بشمارمیرود که تمام زندگی شعوری وهستی خود رادر راه مبارزه بابر ضد اهریمنی وددمنشی وبخاطر پیروزی حق بر باطل  وروشنگری نسل جوان کشور در عمل صرف نمود.عقاب های بلند پرواز کوه های سربفلک بدخشان شهامت وقهرمانی ظاهر حاتم را بیاد دارندوبه خردمندی وشهامت او در مبارزه علیه دولت فاشیستی وتحرک عقبگراها شهادت میدهند
         ظاهر حاتم آنچه را که ازمعلم خردمندوبزرگ ما شادروان محمد طاهر بدخشی و مکتب او آموخته بود درزمان استیلای رژیم خون آشام وطراز فاشیستی امین_ترکی در عمل بکار بست وبدون هراس تجربه کرد.از مرگ هیچگاه هراس نداشت ،زندگی وهمه بودش رافدای اندیشه خود ساخت،بحیث یک مبارز نستوه وحرفه یی دست بکارشد و حماسه هایی بس فراوانی رادر محیط بدخشان براه انداخت وبه صفت یک فرمانده ورزیده در جنگ های نا برابر تبارز کرد که درباره صحنه های حماسی وی باید تدقیق وپژوهش انجام یابد. ظاهر حاتم در یک فامیل منور تحصیل کرده در دیار بدخشان چشم به جهان گشود ،فامیلش از جمله منورین بدخشان است.شادروان محمد هاشم واسوخت یکی از پیشکسوتان فرهنگ ومعارف بدخشان کاکای ظاهر حاتم مرد خردمند ،بردبارودلسوز به مردم بودواز اعتبار وپرستیژ  ویژه یی دربدخشان برخوردار است. به همین نسبت موصوف یک بار به حیث نماینده مردم بدخشان در شورای عالی ویک بار به حیث وکیل درشورای ملی افغانستان انتخاب شد.من از نزدیک اورا می شناختم .درآنوقت  محصل دانشگاه بودم ،از رهنمایی های این مرد بزرگوا ر  نهایت استفاده بردم .ظاهر حاتم در چنین یک فامیل مرفه وبا فرهنگ تربیه یافت ،از تحصیل مروج آن زمان بهره ور گردید.مگر سر پرشور اوچیزی بیشتر ازین را تقاضاداشت که باالاخره همه آمال وآرزوهای دیگر وآرامش تن را پشت پا زده به شاخه حرفه یی سازمان انقلابی زحمت کشان افغانستان پیوست وتا آخر عمر مبارز حرفه یی وسر به کف دست بود.ظاهر حاتم را میتوان درقطار مبارزین راه حق و عدالت چون چه گوارا وکا رلوس ماریگالا قرار داد.پر واضیح است که همه کارنامه ها در راه تامین عدالت در تاریخ در همان لحظه وهنگام به نتیجه نهایی مطلوب نخواهد رسید.ولی الهام بخش نسل های آینده بوده وخواه مخواه روزی به پیروزی خواهد رسید .این تجارب گرانبها برای نسل آینده بس مهم است وجوانان میهن پرست ما به آموزش آن ملزم.سده هاباید که باز مادر زمان حاتم دیگری بزاید. من نبود این مرد بزرگ ومبارز نستوه را به همه دوستان وبه ویژه به فامیل نجیب شان تسلیت عرض نموده برای دوست گرامی ام بهشت برین وبه بازماندگان شان صبر جمیل آرزو میکنم.روانش شاد باد.
                      کاش آنروز که در پای تو شد خار اجل        دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر
                       تا درین روز جهان بی توندیدی چشمم        این منم بر سر خاک توکه خاکم برسر
                                           انجنیر رحمت الله روند            مسکو ۲۳فیبریوری ۲۰۱۳ ترسایی


آخرین به روز رسانی جمعه, 11 اسفند 1391 08:59

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید