
مي دانم كه جنگسالار كلمهي منفي نيست و اما بدبختانه برداشت منفي از آن شده است. من جنگ سالار را فرمانده و يا قوماندن معني مي دهم؛ اما خوب و بد هم دارد. وقتي آدم ها خودشان را اينگونه درج تاريخ مي كند، هر با احساسي و هر مسوولي كه احساس داشته باشد، به آن ميبالد. اينجا در ولايت بلخ والي خود را با ساختن ديوار فرهيختگان ماندگار كرده است.
من براي چندين بار اين ديوار را ديده ام. اگر در افغانستان حكومت احترم گزار و قدرشناس فرهنگ وجود مي داشت، اكنون بايد از والي بلخ تقدير شايان به عمل مي آمد.
ساختن ديوار فرهيختگان كار يك جنگ سالار است؛ جنگ سالاري كه ديروز براي دفاع از كشور در كنار همرزمانش سالار جنگ بود امروز كه در مرحله بازسازي قرار گزفته فرهنگ سالار مي شود. عطامحمد نور مرا نمي شناسد؛ اما من دعا مي كنم كه كاش همه جنگسالاران عزيز يا مجاهدان مقاوم، همچنان فرهنگ سالار شوند تا سلامت تاريخي را حفظ بدارند.
راستي آقاي نور كاري را كرده است كه بايد مسوولان فرهنگي مملكت و يا وزير اطلاعات و فرهنگ انجام ميداد. اگرچه اين كار كوچك است اما بزرگي خودش را دارد.
وبه تازگي متوجه شدم كه خبرگزاري جديد انلاين نگاشته است:
«مردم هر روز از کنار ده ها دیوار می گذرند، بدون این که گاه حتا نگاهی به آن بیندازند؛ اما وقتی از پهلوی دیوار دبیرستان یا لیسۀ سلطان غیاث الدین مزارشریف رد می شوند، بی درنگ می ایستند و لحظاتی را صرف دیدن تصاویر مردانی با ریش بلند و دستار سیاه و زنانی خوش صورت و آراسته می کنند. چنین دیواری را اکنون می توانید در در شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ در افغانستان، ببینید.
گرچه امروزه بلخ شهری است بسیار کوچک در شمال افغانستان در جنوب رودخانۀ آمو. اما این شهر پر است از آثار باستانی و زادگاه مولوی و رابعه و شهید بلخی و بسیاری دیگر از بزرگان تاریخی و فرهنگی. اما بلخ همچنان نامی است برای ولایتی بسیار بزرگ که بسیاری از شهرهای خراسان و آسیای میانه را در بر داشت و شهر باستانی بلخ، مرکز پادشاهان و حکمرانان این سامان بود.
خود بلخ دیگر مرکز مهم فرهنگی و تجاری و سیاسی نیست. امروزه شهر مزار شریف، در ۲۰ کیلومتری شهر بلخ، مرکز ولایت است.
این دیوار پیشگامان شعر و ادب فارسی دری را بر روی سنگ زنده کرده و به عابران ناآشنا شناسانده است؛ دیواری که عکس و زندگی نامه شعرای کلاسیک فارسی دری و مشاهیر بلخی یا چهره های برجستۀ تاریخی ای را که زمانی به بلخ گذار کرده اند، به نمایش گذاشته است: جلال الدین محمد بلخی اینجاست، رابعه بلخی در کنارش، ابولقاسم فردوسی توسی در گوشه ای و حکیم ناصر خسرو قبادیانی در گوشۀ دیگر و دهها شخصیت دیگر.
اما سال های ناهنجاری میان نام آوران این مرز و بوم با باشندگان این کشور فاصلۀ بزرگی ایجاد کرده است. صادق عصیان، شاعر و نویسنده بلخی در این باره می گوید: «برای شناخت هویت فرهنگی افغانستان مهم است کار بسیار صورت بگیرد. ساختن چنین بناها، موزه ها و کتابخانه ها در از میان برداشتن فاصله ای که بین فرهیختگان شعر و ادب و نسل امروزی پدید آمده، خیلی مهم است.»
در میان همین نسل جوان دیوار جدید محبوبیت و طرفداران زیادی پیدا کرده است. جوانان امروزی در فضای بحرانی بزرگ شده اند و پس از نابسامانی های سه دهۀ اخیر دچار سردرگمی زیاد شده و کمتر مجال شناسایی فرهیختگان و ادیبان دیار شان را پیدا کرده اند.
مصطفی کریمی، دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه بلخ می گوید: «من با تعداد انگشت شماری از شاعران مان کم و بیش آشنایی داشتم. ولی اکثر آن ها را نمی شناختم. بعد از اِعمار و ساختن این دیوار عده ای بیشتر از چهره های این سرزمین را شناختم. در وقت ضرورت پیش دیوار می روم و به آسانی درباره هر شاعری می خوانم.» این عکس ها بخاطر آن روی دیوار مکتبی در مرکز شهر مزارشریف حک شده که هم رهگذران و هم دانش آموزان با گذشتگان آشنا شوند.
گاهی دانش آموزان کار خانگی شان را از روی همین دیوار انجام می دهند.
مصطفی عمران، دانش آموز صنف دهم می گوید: «چند بار من وظیفۀ خانگی خود را با استفاده از این دیوار اجرا کردم و نمرۀ خوب هم گرفتم. من باید مطلبی در بارۀ دقیقی بلخی می نوشتم و چه بهتر از این که او را در پشت دروازۀ مکتبم پیدا کنم؟»
در افغانستان شبکۀ انترنت سراسری نشده و کتابخانه های غنی هم وجود ندارد.
نجمۀ نثار، دختری است که همیشه به کتاب دسترسی ندارد: «برای من و امثال من این نوع بناها خیلی سودمند است، چون وسیله ای است که به آسانی می توان معلومات مختصر از گذشتگان شعر و ادب فارسی به دست آورد.» همین دیوار که از سوی والی بلخ برپا شده، برای بسیاری از تازه واردها از هر نقطۀ افغانستان، می تواند کارت شناسایی بلخ باشد.
در گزارش مصور این صفحه شماری از ساکنان پیرامون دیوار فرهیختگان بلخ نظرشان را در بارۀ آن بیان کرده اند.
http://www.mandegardaily.af/spip.php?article979



