0.0/5 (0 رأی)

 

  صبورسیاه سنگ، پوچ می گوید و جفنگ!              

صبور الله سیاه سنگ مشهور به " مار آستین "

 سیاه سنگ ، یک پشتونیست شرمگین هست که در حاشیه های قبیله پنهانی می جفد/ سیاه سنگ یک مریض روانی به معنی واقعی آن هست / سیاه سنگ یکی از اعضای فعال و مخفی باند مافیای فاشیزم اوغانی هست که در ارتباط با جنایتکار مشهور حنیف اتمر وزیر فاشیست دولت کرزی برای سرکوبی و تحقیر و توهین شاعران و نویسنده گان پارسی زبان کار می کند / سیاه سنگ در شاعری از خم یک کوچه هم نگذشته است / نثر سیاه سنگ با وصف ظاهر زیبایش ، یک نثر خالی و پوچ و بی خاصیت است / سیاه سنگ  شمار معینی از  شاعران و نویسنده گان نامدار ما را به اشکال گوناگون به نام های مستعار بدنام ساخته است ، کوبیده است و به ایشان روزمره  فحش و دشنام گفته است . رشک و حسادت و عقده حقارتی را که صبورالله سیاه سنگ در مقابل واصف باختری ، رهنورد زریاب ، شبگیر پولادیان ، لطیف ناظمی ، نصیر مهرین و دیگر شاعران و نویسنده گان مطرح پارسی زبان کشور ما دارد ، برای من و خیلی کسان دیگر واضیح و آشکار است/ بخوانید و سیاه سنگ را بیشتر بشناسید .

 صبور سیاه سنگ ، پوچ می گوید و جفنگ !

 در این روزها ، یک عده از عزیزان ، با نگرانی ، به من اطلاع میدهند که فلان شخص و بهمان کس در فلان و بهمان وبلاگ و وبسایت علیه خودت و دوستانت دشنام می نویسند و  بد و رد می گویند  و . . . ..  

 به همه عزیزان میگویم که من آن افراد را می شناسم، صبور سیاه سنگ " خوش اخلاق "   و یک قانغوزک چرسی که به نام " قانقورو " و " چرس اله "   شهرت دارد و  اعظم سیستانی فاشیست مالیخولیایی و هیجانی ، همراه با چند فرد بی وجدان دیگر ، به کار های دشنامگویی و یاوه سرایی علیه من و دوستانم مشغول استند .

 بخت با آنها یاری کرده است که من از آن شیوه ها و روش هایی بالمثلی  که یک مدتی با فاشیست ها و چوکره های شان برخورد می کردم ، به اثر تقاضای همرزمان و  یاران مبارزم    و به علت پرداختن به کار و مبارزه جمعی و گروهی ، دست کشیده ام  و جواب آنها را با آن شیوه ها نمی دهم. اما همینکه گسترده تر از پیش ، ژرف تر از پیش ، استوار تر از پیش ، اکنون به مبارزه ی مرگ و زنده گی برای آزادی و بهروزی خلق بزرگ تاجیک می پردازم ، خودش جواب دندان شکن و مرگ آور است به همه فاشیست ها و اجنت ها و چوکره ها و پای دوان شان . از این رو ،  پیش من ، قصه ی  صبورسیاه سنگ و اعظم سیستانی و چند مارمولک و چرس اله کگ دیگر شان ، بیخی  مفت اس .  آنها در چشم من برابر یک خس  هم ارزش و اهمیت ندارند . حیف میدانم که وقت خویش را به نوشتن پاسخ به آنها ضایع سازم . راست بخواهید ، من هرگز چرندیات و غزعبلات آنها را نخوانده ام و نخواهم خواند. هر قدر دهن های بویناک خود را در حاشیه های قبیله ی وحشی خویش سر بالا بگیرند و تف و قف و گنده گی بیافشانند ، هیچ تاثیری بالای من و یارانم نخواهد داشت . 

 من ، از فحاشی های صبور سیاه سنگ و همپره های چرسی و فاسدش ، هیچ تشویشی ندارم . اما هر گاه زمانش برسد ، سیاه سنگ " خوش اخلاق " را به خاطر پستی و دشنام دادنش به یک شخصیت انقلابی بزرگ و قهرمان  که سرآمد شاعران رزم و مقاومت مردمی بود و آدمک های مخنثی چون سیاه سنگ هرگز حق ندارند که نام آن بزرگمرد خوشنام و محبوب همه مبارزین راه آزادی  را به زبان کثیف خود بیاورند، درس و سبقی بدهم که نسل اندر نسلش فراموش کرده نتواند. اما تا آن زمان ، سیاه سنگ و چرس اله جان چوچه ی جت قانقورو که جز نوش جان کردن چتلی های سیاه سنگ دیگر کاری ندارد ، هر چه می گویند ، هرچه می نویسند ، هرقدر غو می زنند ، هر قدر جف می زنند ، هرقدر دشنام و لچکی را یاد دارند ، صرفه و دریغ نکنند ، طناب ها و لگام های شان باز تر و  گسسته تر باد !

من فرصت آن را ندارم تا به یاوه گویی های صبورالله سیاه سنگ که به چندین نام مستعار در سایت ها و وبلاگ های مختلف جفنگ می نویسد پاسخ دهم . صبور الله سیاه سنگ خوش اخلاق را آنقدر که من شناخته ام ، کس نمی شناسد . سیاه سنگ یک روباه مکار ، یک آدمک حقیر و پست فطرت و زبون هست که در ظاهر از راه های تملق ، چاپلوسی ، گردن پتی ، شیرین زبانی ، بلی بلی   و جان و قربان گفتن و هر روز تیلفون کردن و پیام های مملو از خوشآمد گویی فرستادن و بوت لیسدن و خم شدن و چم شدن ، ستایش و حمد و ثنا گویی برای هرکس ، عکس دادن و عکس گرفتن و هزار حقه و مداری گری دیگر ، خود را به هر کس می چسپاند و دل یک تعداد از کسان را به دست می آورد و تا جایی که امکان داشته باشد با زیرکی و زرنگی خاص از آنها برای مقاصد خود سود می برد ، اما در اصل با هیچکس و به هیچ راه ، صادقانه رفتار نمی کند . 

 صبور الله سیاه سنگ را یکی از دوستان سامایی به " مار آستین " تشبیه کرده بود . این واقعا بهترین توصیف است برای صبورسیاه سنگ . او یک مار آستین هست . سیاه سنگ کسی است که در حدود ده سال را با وبلاگ ها و وبسایت ها  گذرانده است و از نخستین کسانی می باشد که به چندین نام وبلاگ ها گشوده ، به چندین نام مستعار به صورت بسیار فعال سرگرم تروریزم انترنتی بوده است ، اما به نام اصلی خود هرگز یک وبلاگ یا وبسایت راه اندازی نکرده است . چنان نشان داده است که گویا نیازی به داشتن وبلاگ شخصی و یا وبسایت مشخصی نداشته است چون نبشته هایش در سایت های دیگر نشر می شوند چه لازم که از خود سایتی داشته باشد ؟! در حالیکه به نام های مستعار چندین وبلاگ داشته است و همین حالا هم  دارد و شب و روزش به دشنام پراگنی و توهین و تحقیر دیگران در وبلاگ هایش سپری می شود .سیاه سنگ ، در ظاهر ، چند وقتی با وبسایت " کابل ناته " همکاری میکرد و نوشته هایش در آسمایی و فردا نشر می شد و به دیگران تلویحا چنان می نمایاند که تمام زحمت سر و سامان دادن و پیشبردن کارهای سایت " کابل ناته " هم به دوش او  می باشد ، تا این ذهنیت را خلق کند که سیاه سنگ وقتی برای وبلاگ سازی و آن فحاشی ها و تخریب کاری های که انجام میدهد ندارد. اما در حالیکه در اصل کار و بارش در وبلاگ ها و پیامخانه های این وبلاگ و آن وبسایت بود که عقده های دل و مغز چرکین خود را بر سر کسانی که چندین سر و گردن از وی بلند تر استند می ریزاند .

سیاه سنگ ، شمار معینی از  شاعران و نویسنده گان نامدار ما را به اشکال گوناگون به نام های مستعار بدنام ساخته است ، کوبیده است و به ایشان روزمره  فحش و دشنام گفته است . رشک و حسادت و عقده حقارتی را که صبورالله سیاه سنگ در مقابل واصف باختری ، رهنورد زریاب ، شبگیر پولادیان ، لطیف ناظمی ، نصیر مهرین و دیگر شاعران و نویسنده گان مطرح پارسی زبان کشور ما دارد ، برای من و خیلی کسان دیگر واضیح و آشکار است . صبور الله سیاه سنگ ، حتا به کسانی که در دوستی با او شعر ها سروده اند و داستان ها پرداخته اند هم رحم ندارد و هر زمانی که دستش رسیده زیر پوشش نام های مستعار آنها را بیرحمانه و نامردانه کوبیده است . سیاه سنگ حتا چشم دیدن پرتو نادری و نوذر الیاس و چند نفر دیگر را که با وی دوست و رفیق اند ، ندارد . 

 سیاه سنگ یک آدمک پست فطرت است که غیر از خودش دیگر حضور هیچکس و هیچ نویسنده و شاعر واقعی را تحمل کرده نمی تواند . فقط کاری را که خوب بلد است ، به پشت جوان های کم تجربه و کم آگاه می چسپد و خودش را به آنها " رستم دستان " ادبیات اوغانستان معرفی می کند و به طرز بسیار رذیلانه آنها را وادار به ستایش خود می سازد . سیاه سنگ ، هرجا که یک نو کار و شوقی شعر را در انترنت ، یا در جای دیگر می بیند ، بدون تلف کردن وقت ، به سراغش می رود و " خدمات ادبی " خود را به وی پیشکش می کند و از وی یک مرید دهن بسته و ستایش گر خویش درست می کند.

سیاه سنگ یک بیمار روانی تمام عیار به معنای واقعی آن است . در برنامه  و نمایش مضحکی که خود سیاه سنگ برای تجلیل از خود در وبسایت " کابل ناته " چندی پیش به راه انداخته بود ،  از نوشته های که به نام این و آن در آن جا نشر شدند ، نود درصد آن در واقع کار خود سیاه سنگ بودند . سیاه سنگ ، یک خانم ساده لوح  را پیش انداخته بود که به همه آدم های مورد نظر زنگ بزند و از ایشان بخواهد که حتمن یک چیزی در باره شهکار های سیاه سنگ بنویسند و از وی تجلیل به عمل آورند . خود سیاه سنگ به بسیاری از آن اشخاص گفته بود که شما یک چیزک نوشته کنین ، مه خودم دستش می زنم و درستش می کنم و ... بسته بسته مقالات را از نام دیگران به ستایش خود نوشت و در کابل ناته نشر کرد ، بعدش آمد و طوری نشان داد که  آن نوشته ها را اول بار در همان صفحه کابل ناته دیده است و بس . سیاه سنگ حتا یکسال قبل می دانست  و خودش این برنامه را طرحریزی کرده بود که در سالگرد پنجاه سالگی اش چنین کاری انجام م شود ، اما در ختم برنامه ایکه برای تجلیل از خود به هزار مداریگری براه اندخته بود ، چنان اکت کرد و ادا در آورد که گویی بسیار غافلگیر و حیران شده است که کابل ناته چنان یک برنامه را برگزار کرده است و اگر میدانست که چنان برنامه در راه است از آن جلو گیری می کرد !

 تمام تلاش و عرق ریزی و آبرو ریزی صبور الله سیاه سنگ به خاطر شهرت کشیدن است . من خودم یک زمانی  فکر می کردم که سیاه سنگ واقعا همانطوریکه نامش بیان می کند ، یک آدم صبور است و  . ... اما برایم ثابت شد که سیاه سنگ یک نوع مرض و جنون خاص برای مطرح شدن و شهرت کشیدن و ورد زبان ها بودن دارد . برای رسیدن به این هدف ، شب و روز کار می کند ، خود را به آب و آتش می زند ، هیچ دری نیست که نه کوبیده باشد ، زیر هیچ پایی نیست که نه افتیده باشد .

 نثر خالی و پوچ و مخنث و بی خاصیتی را که سیاه سنگ دارد ، با همه زیبایی ظاهری اش ، برای اشخاص واقعا آگاه و سخن شناس هیچ ارزش و اهمیتی ندارد . در شعر هم ، سیاه سنگ از خم یک کوچه واقعا نگذشته است . کلامش ، هیچ مغز و بار و توشه ی راستین و ژرف و قابل اعتنا ندارد . اما بسیار خوش دارد که به عشوه و ایما و اشاره های شرمگین خود را " کلیت ادبیات" فارسی اوغانستان جا زند !

 صبورالله سیاه سنگ افتخار می کند که " حرمسرای ادبی " دارد . یعنی به اینکه چند دختر و خانمک های بی دانش و بی تجربه را به دور خود جمع کرده است و از جهاتی باعث بدنامی شان شده است، با شیطنت خاص خود را صاحب "حرمسرا " می خواند و لذت می برد.

در باره سیاه سنگ می توان سخنان بسیار گفت و شخصیت پوچ و میان خالی اش را بیشتر نمایان ساخت ، اما سیاه سنگ برای من بیش از یک آدمک بیچاره و مریض نیست . من سیاه سنگ را واقعا هیچگاهی جدی نگرفته ام و درد اصلی اش هم از همین ناحیه است و علت این همه جفتک پرانی هایش – به گفته ی چاچا ماروفی –  در مقابل من اصلا به خاطری است که من هیچ وقت او را به قسمی که دلش میخواست جدی نگرفتم . 

 صبور الله سیاه سنگ را کسانی جدی می گیرند که از داستان هایش در بچه گی و نوجوانی اش خبر نداشته باشند.  سیاه سنگ را کسانی جدی میگیرند که از سرگذشت ننگین اش در زندان پلچرخی و لت خوردنش از دست سامایی ها خبر نداشته باشند . سیاه سنگ را کسانی جدی میگیرند که از سر افگنده گی و حقارتی که در تمام سالیان زنده گی شرمبارش با وی بوده است آگاهی نداشته باشند . سیاه سنگ را کسانی جدی میگیرند که از دهن پرآب بودن  اخلاقی و از دهان پرآب بودن شخصیتی سیاه سنگ در تسلیمی اش به خاد و سهم گیری اش در شناسایی و شکنجه و تحقیق مبارزین انقلابی کشور ما اطلاع نداشته باشند .سیاه سنگ را کسانی جدی میگیرند که از روابطش با حنیف اتمر و خدمتگذاری اش به شبکه مافیای فرهنگی فاشیزم اوغانی بی خبر باشند. من که سیاه سنگ را می شناسم و از ماهیت پوچ و هرزه و خالی اش خبر دارم ، از مزدو بودن و کارگزار فاشیزم بودن و پشتونیزم شرمگین اش خبر دارم  سیاه سنگ را هرگز جدی نگرفته ام و نخواهم گرفت .

 سیاه سنگ در عرصه ی اخلاق صفر هست . سیاه سنگ در عرصه مبارزه از صفر هم پایین تر است . در زنده گی شخصی و زنده گی سیاسی و اجتماعی وفرهنگی سیاه سنگ یک نقطه ی روشن دیده نمی شود . او در برابر انسان های مبارز و شرافتمند هیچ چیزی ندارد که بتواند به آن افتخار کند و به خود ببالد . در چشم هر کسی دیگر اگر احیانا سیاه سنگ کدام ارزش و اهمیتی داشته باشد ، در چشم من سیاه سنگ هیچ و پوچ هست  .فحاشی و گند پراگنی سیاه سنگ  در هر جایی که باشد و به هر پیمانه ایکه باشد ، برای من هیچ تاثیری ندارد و هیچ تاثیری نخواهد داشت  .          

 به دوستان عزیزم بارها گفته و نوشته ام  و یکبار دیگر باید بگویم که دوستان گرامی  شما این را اطمینان داشته باشید که مخالفین دریادلی ، با تمام طمطراق و پُف و پتاق شان ، چیزی سنگین تر از پشمک نیستند . من اگر از خاکبادک های انفلاقی شان می هراسیدم ، هرگز به این وادی پُر خطر مبارزه ی انقلابی و مردمی گام نمی نهادم .

 راه  مبارزه با فاشیزم قهار و لگام گسیخته ی اوغانی ، یک راه  بی خار و راحت نیست . این راه ، هزاران خطر و درد سر دارد . باید در انتظار دسیسه ها بود ، باید در انتظار دشنام و تهمت و توهین بود ، باید تهدید ها را شنید، باید مرگ را با دل و جان پذیرفت . حالا اگر من بخواهم واقعا برای آزادی مردمم ، برای برقراری عدالت اجتماعی ، برای رهایی از اسارت دو صد و شصت ساله ی سیطره ی وحشیانه و ضد بشری اوغان شاهان در اوغانستان و برای ده ها هدف بزرگ و انسانی دیگر مبارزه کنم ، میتوانم از حباب افشانی و بادک پرانی چند فرد فرومایه و بی آبرویی مثل سیاه سنگ که خود توان نگهداری حیثیت انسانی خود را نداشته اند ، بترسم و بلرزم ؟!

 دوستان عزیز ،  من به همه ی شما عزیزان یک سخن را باز به تکرار می نویسم :

 لطفا ، نیرو ها ، توانایی ها  و وقت گرانبهای تان را به هدر ندهید و در پی آن نباشید که فلان و بهمان کس چه میکند و چه کسی بر علیه چه کس دسیسه می سازد . این مسایل همیشه بوده و همیشه خواهد بود . کسی که مبارزه میکند ، هم دوست میداشته باشد هم دشمن . توقع نداشته باشید که همه مردم ما را ستایش کنند و به به و آفرین بگویند . طبعا کسانی هم استند که با طرز فکر ، با شیوه مبارزه ، با کار و کردار ما موافق نمی باشند و از هر امکانی برای خاموش ساختن ما استفاده میکنند . این کار آنهاست و قابل هیچ گونه نگرانی نمی باشد .

 افزون بر فاشیست های علنی و آشکاری که شما همه می شناسید ، کسانی هم استند که ظاهرا خود را مخالف هر نوع قومگرایی نشان میدهند ، اما در پوشش های دیگر برای فاشیزم اوغانی ( پشتونی ) خدمت می کنند. این اشخاص با وجود اوغان بودن ، خود را در میان تاجیک های ما قایم کرده اند ، به زبان پارسی می نویسند ، اما قلب شان برای حاکیمت پشتون و زبان پشتوی که یاد ندارند می تپد. یکی از اینگونه آدمک ها ، همین صبور الله سیاه سنگ هست ، دیگرش اعظم سیستانی هست ، دیگرش مسعود فارانی و فاروق فارانی و ... می باشند .

وقتی ما ضد فاشیزم قبیله مبارزه آشتی ناپذیر می کنیم ، در واقع مشت دندان شکن به دهان کثیف همه این خائنان و خود فروشان رنگا رنگ زده ایم . من فکر می کنم که مبارزه ی قاطع و گسترده و تردید ناپذیر ، بهترین پاسخ است به دشمنان ما . پس چه خوب که درفش آزادیخواهی مردم خود را هرچه استوار تر و بلند تر بیافرازیم و خود را از عذاب و وحشت مستمر فاشیزم  اوغانی رهایی بخشیم . من که مردمم را به مبارزه  فرا میخوانم ، من که برای همبستگی و نیرومندی تاجیکان سلحشور و تاریخ ساز مبارزه می کنم ، خود پاسخ بسیار روشن است به فاشیست های بی فرهنگ و وحشی و قبیله پرست ، چه سیاه سنگ باشد ، چه احدی باشد ، چه کرزی باشد ، چه کور زی !     

نوشته های پیوست با این نوشتار :

مافیای فرهنگی فاشیزم اوغانی  ( افشای سیاه سنگ و ...)

Comments
Add New Search
Write comment
Name:
Email:
 
Website:
Title:
UBBCode:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

ما 61 مهمان آنلاین داریم
 
صفحه ی کنونی: